.
خاني چهري محمد كرمانشاه جامعه شناسي ايلات وعشاير
كرمانشاهان
ايل گوران
ايل گوران یکی از ایلات بزرگ وصاحب نام استان كرمانشاه در منطقه اسلام آباد غرب است. نيكيتين تبار نخستين گوران را كه خانواده « سلطان ها » برآن فرمان ميراندند بسيار كهن مي داند و سانسون اصل و نسب آن ها را بي ميانجي به بهرام گور ميرساند. ملك الشعراء بهار نيز واژه « گرد » را به گونه اي به « كرد لشكر فروز » منسوب نموده است .[1]
برخي زيست گاه نخستين گوران را گيلان غرب ميدانند . با اين حال ايل كلهر كه در حال حاضر ، گيلان غرب ازمراكز عمده آن است ، در زمان هاي پيشين جزو تيرههاي اوليه گوران بوده است.
قلمرو. ايل گوران از شمال به ثلاث باباجاني ، از خاور به سنجابي ، از جنوب به كرند و از شمال باختري وباختر به ترتيب به قلخاني و بان زرده محدود است . و از نظربخش بندي كشوري در حوزه منطقه گهواره اسلام آباد غرب جاي دارد .
ایل گوران در گذشته دارای هشت طایفه بهنامهای: قلخاني (گهواره قلخانی) اَسپَری، بهرامی تفنگچی دانیالی، سادات حیدری، بیبییان و تبریزی بوده ، در حال حاضر طوايف اصلي ايل گوران عبارتند از : بيونيژ ، حيدري ، شوانكاري ( چوپان كاره ) ، تفنگچي و داره رش . محل ييلاقي گوران ها در مناطق قلعه قاضي ذهاب ، سيوانه ، تفنگچي ، شامار و قشلاق آنها در تنگ حمام ذهاب و منطقه جگيران قرار دارد .
با اين حال طوايف بيونيژ ، چوپانکاره بيشتر در اطراف قلعه قاضى ساکن شده و طايفه حيدرى بين سياوانه در شمال کرند و تنگزهاب کوچ مىکنند و طايفه تفنگچى در شمال دهستان گوران تختهقاپو شده است ، طايفه قلخانى امروزه بهصورت ايلي مستقل درآمده و در دهستانى بههمين نام در شمال بخش کرند جاي دارد.[2]
بر اساس داده هاي مركز آمار ايران، بر گرفته از.سرشماري (1385ش) ، شمار جمعيت روستاهاي دهستان گوران از توابع بخش گهواره در شهرستان دالاهو، شامل پنجاه وچهاردهستان نزديك به (1499) خانوار ، و برابر( 6514 ) نفر گزارش شده .
اتحاديه طوايف گوران[3]
اين اتحاديه كه بيشترين شمار طوايف اهل حق بدان منسوب اند شامل طوايف زير است: طایفه بیوهنیج یا بیونیژ . اين نام بر گرفته از ناحیهای حاصل خيز در شمال کرند است كه چادرنشینان در تابستان در آن جاي مي گيرند . با اين حال عشایر بیوهنیج در ناحیه گرمسیر خود در دشت ذهاب نیز مقدار کافی زمین زراعتی آبی دارند ، در واقع مناطق بين شمال کرند و زهاب ييلاق و قشلاق اين طايفه است. تيره هاي اين طايفه عبارتند از : موالي جلال وند، شيخ حسن، كاني عزيز دول الياسي ، كوئيك ، حاج شكر ، كلاشي، بريم وند، سلمان تپه ، رستم ، پس پس ، ناوه فره، رمكي مافي، قورچي باشي.
طایفه حیدری
عشایر طایفه حیدری يا سادات حیدری. وابسته به خاندان بابا حيدري اهل حق گوران اند. اين طايفه منسوب به سيد حيدر فرزند سيد منصور مشهور به سيد براكه است ، وي در دهه نخستين سده( 13ق) در روستاي توت شامي گهواره هستي يافت ودر دهه پاياني همين سده كشته شد (صفي زاده 1376: 107، 343-341) . كرامات بسياري به وي نسبت داده شده ، او نيز خود را مظهر خداوندگار خواند.(بروين سين1383 : 296) محمد مكري در حاشيه مقدمه شاهنامه حقيقت حاج نعمت الله جيحون آبادي سيد براكه گوران را به تعبير گوران ها « داود تكيه گاه » ، « تخت يادگار» و تخت سلطان و « شاه مهمان » خوانده است. (صفي زاده1376: 340) .
تكيه آسيد براكه كوران در توت شامي از اماكن ويژه انجام مناسك آئيني طوايف اهل حق گوران است. در حال حاضر سید نصرالدین حیدری فرزند سید سیف الدین مشهور به آغا سید نصرالدین از نوادگان سید براکه و از سادات بزرگ حیدری طایفه تفنگ چی ، مسند نشين اين خاندان است. منزلش در آنجا مکان زیارت زائران طایفه قلخانی و به طور کلی یارسانیان می باشد.
محل زمستانی ايل تنگذهاب، چراگاه بهاره کوه دالاهو و محل تابستانی و ییلاقشان روستای سیوانه است. مردم این طایفه در ییلاق و قشلاق دارای زمین زراعتی هستند. تيره هاي اين طايفه عبارتند از : حيدري، قلعه بهادري بهرامي، كوئيك.
طایفه چوپانکاره
مردم طایفه چوپانکاره در گذشته چوپان و گلهدار بودهاند و به همین جهت به چوپانکاره مشهور گردیدهاند و در پيرامون قلعه قاضی جاي گزيده اند گرمسیر آنان تنگ محام ذهاب چراگاه کوهستانی ، کوههای گهواره و قلعه قاضی و ییلاق آنان روستای قلعه قاضی است. مردم این طایقه در ناحیه گرمسیر دارای مقداری زمین زراعتی هستند. تيره هاي اين طايفه عبارتند از : چوپان كاره گوش كوري.
طايفه گوران تفنگچي
بخش گسترده اي از طایفه تفنگچی در شمال منطقه گوران زندگی میکنند. ناحیه بزرگی که در آنجا اسکان یافتهاند زمین زراعتی آبی و دیمی گسترده اي است كه ییلاق آنان نیز بهشمار رفته و در فصل تابستان برای درو و برداشت غلات و چرای احشام از پسمانده محصولات درو شده به آنجا میروند.
گرمسیراین طایفه، جگیران و میشرنگین ، و چراگاه بهارهشان کوههای بنیگز و هلول است. تمام زمين هاي ییلاقی عشایر طایفه تفنگچی و ایل گوران به دليل دارا بودن خاک بسیار مرغوب بهترین جا برای كاشتن باغ و میوههای سردسیری است. این ناحیه بهدلیل نبود راههای ارتباطی مناسب با شهرها ومراكز صنعتي ، زمستانهای بلند ، بارش برف سنگین ، از بسیاری از پیشرفتهاي نواحی همجوار بیبهره مانده. تيره هاي اين طايفه بدين شرح اند: تفنگ چي، ونه رنگينه ، درمران سفلي، درمران عليا بيداق وند، بان شيروان، مير هوار ، بابا كوسه ، بان سولاب ، شير محمد، شاه مار.[4]
طايفه و تيره داره رش
اين طايفه نيز از طوايف ايل گوران اند . يافته زيادي از اين طايفه در دستر س پژوهش جاي نگرفت . با اين حال ييلاق آنها نيز هم چون گوران ها برخي از مناطق ، در محدوده قلعه قاضي ذهاب ، سيوانه ، تفنگچي ، شامار ، و قشلاق آنها در برخي از نواحي تنگ حمام ذهاب و منطقه جگيران جاي دارد .
طايفه جاف گوران
پيدايش اين طايفه در كنار گوران به تناوب از هنگام ميانه زمامداري فتحعلي قاجار تا بر تخت نشستن ناصرالدين قاجار (1221-1264ق) نگاشته شده است[5] . پسشينه گسستن طوايف نيريژي ، طايشهاي قادرويسي(بداقي) ، بيوياني از اتحاديه جافها و پيوستن به گوران چندان دور نيست و هم زمان باسلطه اردلانها برمنطقه جوانرود [6]، در آن سوي دياله و هم زمان با درگيري هاي خونين و سركوبي قادربيگ فرزند كيخسروبيگ جاف است ، كه براي تحكيم اوضاع رياست و برتري خاندان خود و نزديك شدن به باب عالي دولت عثماني دست به تجزيه و اخراج طوايفي ازجاف (مرادي) زد . وي در سال( 1848م /1264ق ) هم زمان با جلوس ناصرالدين قاجار ، بدست يكي ازسران طوايف مزبور كشته شد. شجرههاي سلاطين طوايف مزبور نيز خود گواه بر متأخر بودن تشكيلات سياسي و نظامي نامبردگان است، راولينسين كه سازمان عشايري نظامي گوران را منظم ساخته است در نوشتههاي خود تا آنجا كه بررسي شده ، نامي از آنان به ميان نياورده است .
دو عامل مهم در گسستن ايل جاف از گوران ها و فروپاشي آن ها نقش وكاركرد داشته ، نخست به قدرت رسيدن طوايف جاف (ثلاث) و سلطه آنها بر مناطق گرمسير و مراتع (جاف ، گوران) و ديگر قرارداد مرزي(1332 ق /1914م ) ، كه موجب جاي گرفتن بخشي از زيست گاه اصلي اين طوايف در آن سوي مرزها واز دست رفتن مراتع زمستاني طوايفي از هستههاي اصلي گوران ، در آن سوي دياله بود.
طايفه گوران کرندي
صفت نسبي کرندي که براي وجه تمايزاين طايفه از قلعه زنجيري به دنبال واژه گوران آمده ، مشخصه مرکز ايل نام برده است. کرند از لحاظ تاريخي ريشه در ژرفاي حماسه آئين هاي كهن ايراني دارد . کرند كه در آغاز سرزمين ماد بوده ، در متون كهن باستاني با عنوان کرينا و کارينا نيز نگاشته شده و در دوره اسلامي آنرا مرج القلعه گفته اند.[7] ، شماري از مفسرين اوستا کرند را با پايتخت ضحاک سنجيده اند. معمرين ايل نيزخود را از بازماندگان گبران (گبرها) ميدانند. در گويش كردي واژه گبر به بزرگان گفته ميشود و بزرگ را «گوره/ گورا » مي خوانند.
ايل قلخاني
طایفه ای از کردهای گوران زبان استان کرمانشاه و پیرو آیین اهل حق (یارسان) مي باشند شمار بسياري از رهبران بزرگ مذهبی اهل حق از این طایفه اند ، حوزه جاي گرفتن آنها در گهواره ، توت شامي، تخت گاه ، سرپل ذهاب ، كرندو قصرشيرين است .
ايل قلخاني از شمال به ثلاث ، از جنوب به گوران و بان زرده محدود است . سرزمين قلخانی از شمال خاوري و خاور به ترتيب به روانسرو كوزران ، از باختر به سرپل ذهاب ، از شمال به شهر ثلاث باباجانی و از جنوب به شهرستان دالاهو محدود است. با اين حال در روايت تأييد نشده اي مردم شمال دالاهو را از لحاظ ناحيه بندي استاني جزو شهرستان ثلاث باباجانی دانسته اند . محدوده سكونت كوچ ایل قلخانی در منابع در دسترس ، بيشتر در سرپل ذهاب ، کرند غرب، ثلاث باباجانی ، قصرشیرین، شهر کرمانشاه و شمال شرقی کردستان عراق نگاشته شده. شمار جمعيت روستاهاي دهستان قلخاني از توابع بخش گهواره در شهرستان دالاهو . بر اساس داده هاي آماري مركز آمار ايران، بر گرفته از.سرشماري( 1385) شامل پنجاه دهستان و نزديك به (1934) خانوار ، و برابر(9238 ) نفرگزارش شده است. [8]
ايلکرند
اين عشاير كوچ رو بوده و در پيرامون كرند غرب و در چادرهاي پراكنده ، بدون وابستگي به يكديگر وبدون ساختار ايلي يگانه و مشترك ، در تابستان و روزهايي از پاييز در محدوده خاور كرند تا بلندي هاي ريژآب(دالاهو) و باختر گردنه پاطاق و سرميل جاي مي گزينند . ايل ازطوايف کوچکي که بيشتر جدا شده از ايلات ديگر هستند تشکيل شده . تيره هاي باباجاني شاخه زيبا خانمي و شكراله خاني ، جاف گندمبان و جاف جوزگر، که از ثلاث آمدهاند، سيمانى گاسور و جوز که از گوران هاي اهل حق اند ، و تيره جاف شاحه کلاه پهن که منسوب به کلهر مىباشند و تيره تولابي شاخه حبيب وند برازي، سيماني ، سليماني، که از پشتکوه مهاجرت کردهاند از اين جمله اند .[9]
قلمرو . ايل كرند از شمال به گوران ، بان زرده ، از شمال شرق به سنجابي ، و از جنوب به كلهر ، از شمال و شرق به گهواره ، از جنوب به اسلام آباد ، ازشمال غرب و غرب به ترتيب به سرپل ذهاب و گيلان غرب منتهي ومحدود است ، و از نظر ناحيه بندي كشوري در حوزه اسلام آباد غرب شهرستان دالاهوجاي دارد.
ايل سنجابي
از عشاير مهم كرمانشاه است ، كه در هنگام زمامداري نادر افشار از شيراز به اين منطقه كوچ داده شدند . کریم سنجابی در خاطرات علی اکبرخان سردار مقتدر سنجانی ، از دهکده چگنی بسيار نام می برد[10]. بااين حال طبیبی چگني ها را ساکنین مناطق شمالی لرستان می داند. بيشتر افراد اين ايل که زمانى بين ماهي دشت در باختر كرمانشاه و زهاب در مرز ايران و عراق، ييلاق و قشلاق مي کردند، اينک در ماهيدشت و دهستان سنجابى اسلامآباد جاي دارند ، و يا در مسافتهاى کوتاه کوچ مىکنند. با اينحال شماري از افراد ايل، کوچ تا زهاب را ادامه مىدهند و يا در آن حوالى به کشت و زرع و دامدارى مىپردازند. ييلاق آنان روستا و قشلاق آن ها ، كناره هاي ذهاب و قصرشيرين است.
طوايف وتيره هاي مهم ايل سنجابى عبارتند از: داليان، چلابى (چالاوي) ، حق نظرخاني ، خرده دسته دولت مندان ، داليان ، كل كل ، كاكه ، نزكه ، خسروي، لك علي ، ولي صوفي ، باغي حق نظر خاني ، جليل وند ، سليمان ، پيرعلي ، سرخاوند ، سيمينه وند.
ایل کَلهُر
یکی از کهنترین و بزرگ ترين ايلات دامدار استان كرمانشاه است كه در زمستان به دهلران و مهران كوچ مي كنند . چراگاه هاي گرمسيري آن ها در پيرامون ديزه ، سرپل ذهاب ، گيلان غرب ويژنان و نفت شهر جاي دارد . بيشترين بخش ايل در اين استان ساکن شده و يا در درون آن ييلاق و قشلاق مىکند ، تنها بخش کوچکى به منطقة مهران و دهلران در ايلام کوچ مىکند.
ساختار و تقسيمات ايل
تيرة چنار و کنار، طايفههاى منطقة حسنآباد (در ۴۰ کيلومترى جنوبغربي كرمانشاه )، تيرة ماهيدشت، طايفههاى خارجى که کلهر ناب نيستند و به گمان از پشتکوه (ايلام) و خوزستان آمدهاند . کلهرها از روزگار اسماعیل اول به اين سو با حکومت های مرکزی و برخی از دولتهای خارجي مناسباتي داشته اند . ايل كلهر از شمال به محدوده ايل هاي كرند ، گوران و بان زرده از ناحيه جنوب به حوزه حكومتي والي پشتكوه (استان ايلام كنوني) ، از باختر به مندلي و خانقين در خاك كشور عراق ، ،هم چنين به قشلاق ايل سنجابي و قشلاق ايل كرند ، از خاوربه ييلاق ايل زنگنه و بخشي از ييلاق سنجابي(ماهي دشت)و جنوب شهر كرمانشاه محدود مي شود.[11]
افراد ايل در شهرستان هاي گيلان غرب ، اسلام آباد و بخشهايي از كرند ، نفت شهر ، سومار ، گهواره ايوان ، ماهي دشت، ودر دهستان قلعه شاهين ، سرپل ذهاب و نصر آباد قصرشيرين و تمامي نواحي وپيرامون جاي گاه هاي ياد شده جاي دارند ، آنان در بخشي از كرمانشاه ، و مناطق شرقي آن تا مرز همدان شامل بيستون ، هرسين ، صحنه و كنگاور نيز جاي گزين شده اند، گويش آنان در مناطق خاوري كرمانشاه زبان لكي است .
مرز گرمسير وسردسير ايل ، كوه هاي قلاجه و سركش در شمال گيلان غرب و پيرامون آن است . جنوب اين كوه ها گرمسير وشمال آنها سردسير كلهرها است.
مردمان دام دار ايل در قلمرو ياد شده ، به كوچ مي پردازند ، اين امر چالش هايي را در پي داشته است . درگيري هاي منطقه اي بين آنها وساير ايلات ، نا امني راه ها ، دخالت هاي گاه و بيگاه حكمرانان كرمانشاه ، و مشكلات طبيعي ، نمونه هايي از اين دست مي باشند.
محدوده مشخص هر يك از طوايف پيوسته ايل ، كه بيشتر با توافق ايلخان و كلانتر طايفه گزينش مي شود بنام همان طايفه نام گذاري مي شود . قلمرو ايل بستگي زيادي به قدرت ايلخان و رسايي او در منطقه داشته . در اين دوره داودخان ، ايلخان مشهور كلهر به دليل رسايي بسيار در منطقه بيشترين قلمرو را از آن ايل ساخته . تا آنجا كه نصب وعزل رؤساي ديگر ايلات از سوي فرمانداران كرمانشاه همواره با رأي وصلاحديد وي انجام مي شده.[12]
تيره هاي ايل كلهر
كركاه ، سيا سيا ، كلهر و خالدي . كوچ ويك جا نشيني. جعفربیگی از جمله دلایل یکجانشینی ايل را در حال حاضر سیاست پهلوی اول در تخته قاپو کردن ایلات ، زندگی سخت کوچندگی و جنگ ایران و عراق مي داند.
كوچ
درمیان مردم ایل کلهر بیشتر کوچ عمودی است . پايگاه ییلاق (سردسير) ایل کلهر كه از ميانه فروردین تا یک ماه ادامه دارد ، دامنه بلندي هاي زاگرس شامل : گواور، سيد (صید) ایاز، میل گه ، کوکا و کفرآور اپيرامون اسلام آباد ، ماهی دشت و چله گیلان غرب میباشد. کوچ به مناطق گرمسیری از نخستين روز آبان آغاز مي شود و دشت ها و ارتفاعات پست شامل مناطق پيرامون گیلان غرب ، میاندار اول و دوم ، داربلوط ، ویژنان ، شک میدان ،نیان و قیلان زله زرد ، سومار، نفت شهر ، جول، شیرین آبه داروند پارومال ، برپلنگ و پشته امام حسن را شامل مي شود.[13]
ساختار اجتماعي ايل
ایل ، تیره، طایفه ، خِل(خيل) ، هوز (تَخماره ) و مال . سلسله مراتب اجتماعي - سياسي ایل چنين است : رئیس ایل ، رئیس تیره یا طایفه ، کدخدا ،ریش سفید و رئیس خانواده.
روابط خویشاندی در ایل كلهر شامل روابط نسبی ، سببی و نیز خویشاوندی - آرمانی است ، نسببَری بر اساس تبار تک خطی و پدرتباری ، و همسرگزيني در نزديك به (98% ) موارد تک همسری است ، که(52% ) آن درون گروهی میان خویشاوندان نسبی برآورد شده است.[14]
ایل زنگنه[15].
ایل زنگنه کهن سال ترین ایل ایرانی است ، مناطق کوچ وقلمرو گذرایل بیشتردر كناره هاي شمال عراق به پنجوین سلیمانیه اربیل ودر جنوب خاوري به بدره و از جنوب باختري به حلبچه و خانقین واز باختر به تکریت و سامرا و بغداد محدودبوده .
ایل زنگنه با انگيزه یاری صفويه از زيست بوم نخستين خويش کوچیده و در اين منطقه جاي گزیده است. آنها اسماعیل اول (930-905 ق)را در جنگ هاي وي یاری داده اند .( بدلیسی: ۴۳. ۱۰). قلمروكنوني ايل از شمال به بیله وار و دینور و از خاور به صحنه و از باختر به کلهر و روانسر و از حنوب به شیروان چرداول محدوداست.
تبار شناسي
معين الدين نطنزي ، زنگنه را بخشي از قلمرو زير فرمان اتابکان لر[16] و تذکره الملوک ایل زنگنه را مجموعهای از ایلات کرد و لر مینامد. [17] شرفنامه نيز ايل زنگنه را یکی از اميرنشين هاي چهار گانه ایران دانسته.[18] بسیاری از نویسندگان معاصر نیز در کرد بودن زنگنه تردیدنداشته اند.[19]
مردوخ کردستانی خاستگاه نخستين ايل زنگنه را کردستان عراق وپاي گاه زنگنه عراق را کرکوک و خانقین , در پيرامون کفری و ابراهیم خانمی و زمين هاي سوماك بيان نموده .(مردوخ: : ۹۴).
ایل زنگنه پس از ورود به ایران در کرمانشاه جاي گزید[20]. علی /عالي بالی از دولت مردان زنگنه است كه در زمان عباس نخست , امیر خراسان بود. او در (1028/1044ق) از مقام جلوداری به منصب امیرآخورباشی ارتقا یافت. در (۱۰۴۷ق ) اين منصب به پسرش شیخ علی خان داده شد .[21] در سال (1049ق) شیخ علی خان ، امير ایل زنگنه و فرمانرواي سنقر, هرسین , کرمانشاه و بیستون شد .[22]
وي در سال( ۱۰۶۶ق) حکومت دینور را نیز در دست گرفت ، او سرانجام به هنگام زمامداري شاه سلیمان به وزارت رسيد ، در اين دوره ایل زنگنه بسیار نيزومند شده و کارگزاران بسیاری از ولایات از ایل زنگنه بر گزيده شدند. اتحاديه ایل زنگنه شامل طوایف و تیره های ایل زنگنه و ايل وند بدين شرح اند:
طوایف زنگنه
زنگنه چهری ، زنگنه کرانی ، زنگنه دورویی ، زنگنه کرکوکی ، زنگنه شمشیر چوبی ، زوله(زوره ) زنگنه ، کندوله و پریانی ، و ایلات وند شامل طوایف : بالاوند جلالوند عثمانوند، شیخوند ، نامیوند، احمدوند، بهتویی وند، و پایروند مي باشند.[23]
تيره زنگنه چهري
از طوايف صاحب نام زنگنه اند كه در منطقه چهر، چمچمال وسرماج جاي دارند . بر اساس يافته هاي ميداني محمد تقي خان چهري مشهور به « مهتي خان چهري » از نوادگان شيخ علي خان واز سلطان ها و واليان صاحب نام و با نفوذ اين تيره در چهر هرسين ومنطقه دينوردر سده سيزدهم هجري بوده است .
از ديگر نام آوران اين تيره ، خان با با خان ، حواس (هواس) خان و حاج جهانگير چهري (پدر بزرگ و نياكان نگارنده اين دفتر) است كه كراماتي نيز به وي نسبت داده شده و سفره كبود(كو) حاجي جهانگير مشهور است ، اين تيره بر مذهب شيعه بوده اند.
تيره زنگنه کرانی
به نظر كلبلي خان زنكنه (نسخه خطي1309 ق : 4 ) ، خاستگاه نخستين اين طايفه ايل زنگنه بوده و نزدیک به هشتاد خانوار می باشند . واژه کرانی به دليل مزرعه ای به همين نام در دروفرامان نزديك چهر هرسین است.[24]
تيره زنگنه دورویی
سرزمين نخستين آنها در کنار رود ارس آذربایجان بوده . کریم خان زند دو هزار خانوار از آنها را به کرمانشاهان کوچانید. بازماندگان آنها هنوز در کناره رود ارس پا برجاي مانده اند . این طایفه اكنون در جنوب جاده اصلی کرمانشاه به تهران و در خاور کرمانشاه در دهستان درو فرامان جاي دارد.
ايل تركاشوند
ايل تركاش وند . اين ايل دودسته اند : الف. عشايري كه در زمستان به مهران و دهلران كوچ مي كنند. ب. عشايري كه در پيرامون كرمانشاه كوچ كرده ودام دارند. ايل زمستان پيرامون صحنه ودر تابستان در پشته(چم ) اما م حسن اسكان موقت مي يابد . تيره هاي رحمتي، مليجاني از شاخه هاي ايل تركاشوند اند.
ايل زوله
خاستگاه نخستين آنان شهر زول (زور ) در كردستان عراق كنوني بوده آنان همراه با ايل زنگنه از شهر زور به كرمانشاهان كوچ نمودند . ايل زوله همانند زنگنه ها به بزرگان ايران كهن منسوب اند. ، در دام پروري مهارت ويژه اي دارند. بيشترين جابجايي را در كوهستان هاي ييلاقي و مراتع گرمسيري دارند. در زمستان به مراتع مهران ودهلران و در تابستان به كوه هاي پيرامون صحنه وسنقر كوچ مي كنند. تيره هاي ايل چنين است : زنگنه خالوندي ، يوسفي ، و شه نظر .[25]
ايل بان زرده
ايل بان زرده. بخش شمالي سرپل ذهاب به ناحيه بان زرده مشهور است .اين منطقه شامل روستاهاي ريژآب زرده ، سيد محمد، پيران ، ياران ، كاني كلواني ، قل قله ، ابودوجانه، دارا، گوش كري، و ژالكه مي باشد. در اين بخش دو گونه عشاير با رسوم ، و باورهاي مذهبي ، فرهنگ و سرزمين نا همسان زندگي مي كنند.
بخش زرده. اين بخش شامل روستاهاي زرده و سيد محمد است. در اين ناحيه آثاري از روزگار ساساني برجاي مانده. زبان مردم آن ، گونه اي گويش كردي نزديك به پهلوي ساساني است كه در محل به گويش زرد هوئي مشهور است. مردم اين ناحيه پيرو مسلك اهل حق اند. عشاير زرده داراي باغ هاي ميوه وزمين زراعتي و دام مي باشند. در تابستان از مسير راه بابا يادگار به كوهستان دالاهو كوچ مي كنند و در چراگاه هاي سرسبز وخرم بان بهلول در سياه چادر زندگي مي كنند.
بخش بان زرده. اين ناحيه شامل چراگاه هاي زمستاني ژالكه ، گوش كري ، قل قله ، دارا ، ابودوجانه كاني كلواني است. چادر نشينان اين منطقه زمستان را در روستاهاي نام برده ودر جاي گاه هاي موقت به سر مي برند. مردم اين ناحيه ، در شريعت بر مذهب سني شافعي ودرطريقت پيرو فرقه هاي نقشبندي وقادري اند ، آنان پيش تر از منطقه ثلاث باباجاني به بان زرده كوچ كرده اند. اين عشاير در تابستان در ناحيه سياوانه و پيرامون بيوه نيج (بيونيژ) سياه چادر بر پا مي كنند. شمار اندكي ار آنان براي برداشت محصول به ييلاق كوهستاني بان زرده وسياوانه كوچ مي كنند.
ايل بان زرده از هشت تيره يا طايفه بدين شرح تشكيل شده : زرده ، سيد محمد ، ژالكه ، گوش كري قل قله ، دارا ، ابودوجانه ، و كاني كلواني.
طايفه مستقل عثمانوند
از ديگر طوايف اهل حق ، طايفه مستقل عثمانوند است ، كه در حال حاضر در منطقه گربان دروفرامان چهر هرسين جاي دارد و از طوايف اهل حق وابسته به خاندان آتش بيگي (مشعشعي هاي نوين ) است ، معمرين طايفه بر اين باورند كه عثمان نياي نخستين آن ها با پيدايش صفويه ، همراه با ايل زنگنه از آن سوي دياله به ماهي دشت كوچيده و سر سپرده سادات علوي دودمان هاي اهل حق گرديده. عشاير طايفه نانكلي نيز كه در روستاهاي دينور و بيلوارو... ديگر جاي دارند و مركزشان جيحون آباد صحنه است ، بر آئين اهل حق مي باشند . با اين حال طايفه جليل وند ساكن در دينور بر مذهب شيعه گزارش شده .
طايفه بِهتوئی
طایفه ای از کردانِ پيشين کرمانشاهان است ، كه پیش از تشکیل دولت زندیه (نیمة دوم سده 12ق) در ناحیة کاوردان پيوسته به خاک زهاب / زُهاب ، از نواحی مرزی ایران و عثمانی ، جاي داشته و تا اوان سده سیزدهم داراي سه گروه عمده بدين شرح بوده اند: همه وند (گويش کُردی احمدوند) ها که به گمان درميانه سال هاي ( 1180 /1190 ق) به شهرزور در كردستان عراق كوچ کرده، و در نواحی بازیان و چَمْچَمال جاي گزیده بودند.
گروهی دیگر که به گفته میرزاابراهیم ، در زمان آقامحمدخان قاجار (11-1210) به قزوین تبعید شدند و گروه سوم ، كه با نام احمدوند بهتوئی همچنان در کرمانشاهان برجاي مانده اند ، همه وندهای عراق در یاغی گری و غارت مشهور بودند و تا فروپاشي دولت عثمانی ، همواره به شورش و رويارويي با آن دولت و دیگر طوایف همجوار مي پرداختند. از رويداد هاي مهم زندگی همه وندها، شرکت در جنگ های روس و عثمانی در (95-1294ق) بود که در برابر آن به امتیازاتی در بازیان و چمچمال دست یافتند. جوانمیر همه وند ، سرکردة این طوایف ، در پايانه سده سیزدهم و اوان سده چهاردهم ، قصر شیرین و زهاب را از آن خويش ساخت . جايگزيني همه وندها در قصرشیرین و زهاب تنش هايي را از سوي آنان با دولت عثمانی به دنبال داشت. سرانجام در سال ( 1304 ق) حسام الملک قراگوزلو، فرماندار کرمانشاه ، با همدستی خوانین طایفة احمدوند بهتوئی ، جوانمیر و شماري از ياران او را کشت و گروهی را دستگیر کرد .
گروهی از این طوایف نیز به رهبری کریم فتاح بیگ در خيزش شیخ محمود برزنجی در(1337 ق ) شرکت داشتند و گروهی دیگر به انگیزة مخالفت و رقابت با کریم فتاح بیگ به همکاری با ارتش انگلیس و حکومت عراق پرداختند. رهبر این دسته از طوایف همه وند عراق ، امین رشیدآغا از طایفة رمه وند بود که از سوي ادموندز، کارگزار و نمایندة بریتانیا در عراق ، تا کودتای عبدالکریم قاسم درسال ( 1337 ش ) قائم مقام چمچمال شده بود.
طوایف بهتوئی کرمانشاهان در سال های زمامداري ناصرالدین قاجار (1313-1264ق) و پس از آن داراي اعتبار بودند و در برخي امور، مورد توجه فرمانداران کرمانشاه و کردستان جاي داشتند. یکی از سران این طوایف در همين دوره ، شاه مرادخان سرتیپ بود. شرف الملک اردلان و فرهاد میرزا معتمدالدوله در گزارش هایی که دربارة کردستان و کرمانشاهان برای ناصرالدین قاجار آماده ساختند شاه مرادخان سرتیپ را از عوامل مهم آشوب در کرمانشاهان بر شمردند.
طوایف بهتوئی ، در سال هاي پسين ، از رونق و اعتبار افتادند . در منابع در دسترس نام رهبران بهتوئی کرمانشاهان در سده (13و14ق) و آخرین فرمانرواي موروثی آنان خیرالله خان(د: 1371 ش ) نگاشته شده است. نام طوایف احمدوند بهتوئی کرمانشاهان و شماري از طوايف و تيره هاي وابسته به آنها چنين است: بهتوئی دم صفاوند، یاره میروند، جانی خانی ، سالاروند ، قیطاسوند و احمدوند شیرازی.
در نیمه اول سده حاضر جمعیت این طوایف نزديك به هزار خانوار بر آورد شده که بيشتر در شمال غربی کرمانشاه جاي داشته اند ، فرمانفرما در گزارشي که در سال های پاياني سلطنت قاجار آماده شده ، جمعیت طایفة احمدوند شیرازی را كه در خاور کرمانشاه در منطقة دُروفرامان جاي داشته اند نزديك به پانصد خانوار تخمين زده است.
يافته هاي روشني در باره تركيب مذهبي عشاير بهتويي كرمانشاه در دسترس پژوهش جاي نگرفته است ، هرچند به گمان در هنگامي پيشتر تيره هايي از اين طوايف بر مسلك اهل حق بوده ودر حال حاضر شماري از آنان نيز بر اين مذهب اند.
ايل بالاوند زردلان
از ديگر عشاير كرمانشاه ايل بالاوند زردلان است ، آنان تابستان را در سياه چادربه سر مي برند ناحيه گرمسيري ايل هليلان و چراگاه بهاره آنان در بلندي هاي پان بند و نميرات ماهي دشت است. ايل بالاوند ، پيش تر از لرستان به كرمانشاه كوچيده . گويش آنان چون زبان مردم هرسين و گويش پيرامون لرستان لكي است. طوايفي از پيروان اهل حق در بين آنان زندگي مي كنند.[26]
ايل ثلاث باباجاني
قلمرو ايل از شمال به جوانرود وكلاشي ، از جنوب به قلخاني ، از جنوب خاوري به گوران وسنجابي محدود است ، تيره هاي ايل ثلاث بدين شرح اند: بابا جاني، ولد بيگي و قبادي. رزم آرا نام ثلاث را به سبب جاي گرفتن سه طایفة مهم باباجانی (باباجائی / باوه جانی )، قبادی ، و ولدبیگی در اين شهرستان و نام بابا جاني را به علت اهمیت بیشتر طایفة باباجانی و فرمانداري رئیس این طایفه بر منطقه دانسته است . بدیعی ، این سه طایفه را جزء ایلات وعشاير ثلاث و مشتمل بر( 870 7 ) خانوار نگاشته و به زراعت ، صنایع دستی و مناطق ییلاق و قشلاق آنها نیز اشاره داشته است .جمعیت آبادی های شهرستان ثلاث باباجانی در سرشماری (1375 ش ) ، نزديك به (471 20 ) تن گزارش شده . اهالی آن به فارسی و کردی سخن می گویند. بیشتر آنها سنّی شافعی و شماري نیز شیعة دوازده امامی اند.[27]
طايفه باجلان
در نواحي قوره تو، جگرلوي ذهاب ، هورين شيخان ، قصرشيرين ، و قارانيه مند لي زندگي مي كنند ، و مركز آن ها قوره تو است. ازعشاير مشهور غرب كشورند، در حال حاضر بسياري از آنان در روستاهاي جگر لو ، قوره تو ودر پيرامون قصرشيرين تخته قاپو شده اند. عشاير باجلان بر مذهب سني شافعي اند وداراي زراعت وگله داري مي باشند.
ايل جمير./ جمر(جمهور)
زمستان در مهران و دهلران و در كرمانشاه در پشته امام حسن پايگاه موقت دارند. ، بيشتر چادر نشين اند. واز چادر نشين هاي مقيم خوزستان نيز به شمار مي روند. در تابستان از راه كرمانشاه به همدان وكردستان كوچ مي كنند.
عشاير كليايي
در سنقر كليايي ودر روستا بيشترند. در (1320 ش) نزديك به (800 ) خانوار برآورد شده اند. پيشتر درزمستان به ميان رودان (بين النهرين ) كوچ مي كردند. امروزه به دليل بسياري آب درييلاق ، تمام سال را در مناطق كليايي بسر مي برند. درسال ( 1306ش) بيشتر از سه هزار سوار عشايري آماده داشته اند.
ایل جاف
عشاير جاف كه از ايلات مهم غرب كشور به شمار مي روند ، امروزه در استان کرمانشاه بیشتر در دهستان های شیوه سر، کَلاشی و ماکُوان (هر سه از بخش بایِنْگان ) ، دهستان منصور آقایی از بخش مرکزیِ شهرستان پاوه ، دهستان های زِمکان و خانه شور (هر دو از بخش مرکزیِ شهرستان ثَلاثِ باباجانی ) ، ودهستان های پلنگانه و شروینه (هر دو از بخشِ مرکزی شهرستان جوانرود ) پراکنده اند. این ایل در دهستان زمکان و منصور آقایی فقط ییلاق و در دیگر دهستان ها ییلاق و قشلاق دارند.[28]
در گذشته بخشی از جافها در کردستان به سر می بردند . امروزه بیشتر جافها ، به ویژه در استان کردستان ، تخته قاپو شده اند . بدیعی به وجود طایفة جاف سقز در منطقة سقزِ کردستان اشاره کرده و تصريح دارد که آنان شافعی مذهب اند.[29]
ايل جاف به سه گروه عمده دسته بندي شده : جاف عراق یا مرادی . اين تيره از بزرگ ترین طوايف ايل جاف است و عشاير آن در كردستان عراق به سر می برند. جاف جوانرودی . شامل پانزده تیره ، از جمله : وکیل ولدبیگی ، باباجانی و قبادی است ، و جاف گوران یا جاف كرمانشاه . اين عشاير شامل هشت تیره ، از جمله طوايف گهواره تفنگچی و قلخانی است كه پيش تر در باره ايل گوران ، از آن سخن گفته شده. [30]
مذهب . هر سه گروه عمده ايل جاف در اوایل سدة سیزدهم هجري به اتحادیة گوران از فرقة اهل حق پیوستند ، با اين حال جاف ها بيشتر بر مذهب سنّیِ با گرايش شافعی اند. تيره هاي طایشه ای (تایشه ای ) ، قادرمیرويسي ، نیریجی (نیریژی ) و بی بیانی (بیویانی ) از اين دست مي باشند.[31] از سوي ديگر گونه هايي از اجتماعات ديني با روي كرد اسرار آميز صوفيه كه از آن در منطقه با نام طريقت هاي قادریه و نقشبندیه ياد مي شود در میان جاف ها پیروانی بسياري دارد. شیوخ و بزرگان صوفیة ایل جاف مرید پیرخضر شاهو هستند.[32]
جا ف ها با گويش سورانی شاخه ای از زبان کردی سخن مي گويند ، اين گويش در محل به گویش جافی مشهور است.[33] جمعيت ايل جاف بر اساس سرشماري (1377ش) ، (655 7 ) نفر گزارش شده ، پيشه آنان دامداري و صنايع دستي است.[34]
از پیشینة ایل جاف در پيش از اسلام يافته هاي پايايي در دست نیست . بیشتر منابع از دورة افشاریه به اين سو ، به سبب نزدیکی قلمرو ایل به مرز دولت عثمانی ، از جاف ها یاد کرده اند. در دورة اسماعیل يكم صفوی (ح. ک 930- 906ق) به اشاره سلطان سلیم اول عثمانی ، حکیم ادریسِ کُرد مأمور ايجاد چالش میان رؤسای قبایل و ایلات کردستان از جمله جاف ها با حکومت صفوی گرديد شكست چالدران (920 ق)، که سستي دولت صفوی را به همراه داشت ، در روند شکل گیری این چالش مؤثربوده .[35]
گوچ Migration بخشی از ایل جاف مشهور به جاف مرادی از دورة شاه صفی (ح ک 1052- 1038ق) آغاز شد به هنگام تعیین مرز ایران و عثمانی ( 1049 ق)، به موجب معاهدة زُهاب که میان نمایندگان سلطان مراد چهارم و شاه صفی امضا ء شد، شماري از طوایف ایل جاف در ایران بر جاي ماندند . با اين حال گروه جاف مرادی كه بیشتر نفرات ايل را تشكيل مي دادند خارج از مرز ایران و در قلمرو دولت عثماني جاي گرفتند.[36]
در دورة قاجار (1344-1210ق) ایل جاف از لحاظ سازمان ایلی ، قشربندی پیشرفته ای داشت و حکمرانان ولایت اردلان در رأس تشکیلات ایل ، از لحاظ سیاسی و اجتماعی و اقتصادی دارای پایگاه ویژه ای بودند. آنان ، وارون بر ديگر فرمانداري هاي عشایری کرمانشاهان ، از آغاز فرمانروايي قاجار با خاندان شاهی وصلت کرده و پایگاه سیاسی ويژه اي در دربار یافته بودند.
تشريفات و ترتیب دیوانی حکمرانان ، خوانین ، و بیگ زادگان در اندازه اي كوچك تر ، هم ساني هايي با مناصب دربار شاهان داشت . حکمرانان و بیگ زادگان بالاترین مرجع قضایی و نظامی در ایل و طایفه به شمار مي آمدند. کدخدایان و کلانترها و ریش سفیدان تیره ها ، اگرچه دارای قدرت اجرایی نبودند، با اين حال در حوزه ای محدودتر ، آن چه را که در دستگاه خوانین و بیگ زادگان آماده بود برای خود فراهم می کردند. همسر گزيني در میان حکمرانان ، درون گروهی بود ، هر چند گاه ، به اقتضای مسائل سیاسی ، با طوایف و تیره ها خويشاوندي صورت می گرفت .[37]
ایل [1]جاف در( 1329ق) هنگام يورش سالارالدوله (برادر محمدعلی شاه ) به کردستان برای رويارويي با جنبش مشروطه به سپاه شاه یاری رساند ، در جریان جنگ جهانی اول (1918-1914) و يورش نيروهاي روسیه به مناطق کردستان و کرمانشاه ، جاف ها ، به دلیل رقابت میان دولت های عثمانی و روسیه با همکاری نیروهای عثمانی ، روس ها را باز پس نشاندند.[38]
درسال(1333 ق) ایل جاف پیرو مذهب شافعی بود و اردوهای عشایریِ (خِیْل ) آنها به گونه عادي شامل بیست تا سی چادر بود و هر اردو را سالمندی به شيوه بومي اداره می کرد. رهبري هر عشیره را یک بیگ از خاندان هاي خوانين بر عهده داشت ، جمعیت هر تیره به نزديك به چهار هزار تن (800خانوار) می رسید.[39]
سلسله مراتب Hierarchy : درساختار و رده بندي جافِ جوانرودی رده « هوز » پس از رده هاي ديگر چون تيره وطايفه كاربرد داشت ، اين رده بندي تنها در طوایف باباجانی و در موارد اندكي در میان طایفة رستم بیگی بر تیره ها اطلاق می گرديد. سلسله مراتب ایلی از خان آغاز و با ریش سفیدان پايان مي يافت ، اردو کوچک ترین يكه بود که شامل چند خانواده می شد و رهبری آن ها برعهدة ریش سفیدان ایل بود.[40]
مسکن ایلات در مناطق یک جانشین ، خانه های روستایی ايستا از گونه گلی و سنگی در دو طبقه بود طبقة نخست برای نگهداری دام و طبقة دوم برای زندگی افراد خانواده . طوایف نزدیک
کوچ ، تابستان ها را بیشتر در کَپَر می گذراندند ، و طوایف دورکوچ از سیاه چادر استفاده می کردند ، در هنگام زمامداري پهلوي يكم (ح. ک: 1320-1304ش) و در جریان خلع سلاح عشایر، ایل جاف نیز ، چون ديگر ایلات کردستان ، درگیر منازعات وچالش هاي ناشی از آن شد.[41]
.جاف مرادی گه بزرگ ترین گروه طوايف جاف ها را تشكيل مي دهند، در نواحی جنوب خاوري تا جنوب استان سلیمانیه به ویژه در پيرامون شهرهای حَلَبْچِه ، پَنْجْوین و شهرزور (سیدصادق ) پراکنده اند. این گروه( 22 ) طایفه دارد ، از جمعیت عشایری جاف مرادی آمار نوين و پايايي در دست نیست ، هرچند در( 1314ش)، این گروه بیشتر از بیست هزار خانوار داشته است .[42]
ادموندز جابه جايي جاف های عراق را در دورة سلطان مراد چهارم عثمانی (ح.ک 1049-1032ق) نگاشته ، كه در آن هنگام ، ظاهربیگ جاف به همراه صدچادر (چهارصد خانوار) از جوانرود به بانی خِیْلان در کرانة غربی رود سیروان (ادامه رودخانه در كردستان عراق دیاله نام دارد ) و در قلمرو ناحیة بابان عراق ، كوچ کرد.[43]
در (1048) ، چون جافها به سلطان مراد چهارم عثمانی در گشودن بغداد یاری رساندند، وی به آنان لقب جاف مرادی داد ، به این ترتیب ، پاشایان جاف مرادی از بیگ زادگان جاف جوانرودی جدا شدند. هم چنین پاشای کرد سلیمانیه در عراق به آنان اجازه داد که در حدود پَنْجوین (در شمال ) و قِزل رباط و خانِقِین (در جنوب ) ییلاق و قشلاق داشته باشند. گزارش هایی در بارة تردد مشکل ساز ایل جاف در مرزها موجود است.[44]
در دورة قاجار ، به هنگام فرمانداري اردلان ها ، از شرارت و غارتگری این طوایف در منطقة اردلان (کردستان كنوني) و نپرداختن حق سرعلف ( علف چر ) از سوی آنان به والیان کردستان سخن گفته شده ، گذر عشایر به هنگام ییلاق از پيرامون سنندج ، آسیب رساندن به اموال کشاورزان ودر گيري با والیان اردلان كردستان را بدنبال داشته .[45]
در اوان سلطنت قاجار، تمامي ايلات جاف ، در تابعيت ایران و فرمانبردار والی کردستان بودند ، به دنبال سستي این والیان و اقتدار عثمانی ، دولت ایران از ادعای خود بر سلیمانیه چشم پوشيد و به تدریج این طوایف از تابعیت ایران خارج شدند، با اين حال مقرر شد ، آنان به هنگام سكونت در خاك ايران و عراق ، به ترتيب در تابعيت اين دو كشور باشند.
پس از فروپاشی حکومت عثمانی ، شیخ محمود بَرْزَنجی ، از رهبران کرد درسال ( 1302 ش ) برضد نیروهای انگلیسی در عراق بپا خاست. حکومت انگلستان برای شکست دادن وی درچاره انديشي بود تا برخي از سران ایل جاف را به سوی خود به كشاند .
در هنگام زمامداري پهلوی دوم (1357-1320ش) ، قشلاق آنها در نواحی شمالیِ خیلات تا نزدیک قزل رَباط (سَعْدیه ) و کرانة باختري رود سیروان (در استان سلیمانیه ) و ییلاق آنها در ایران ، در حدود نواحی سقز و گَرّوس و نزدیک شهر بیجار، گسترده بود.از جمله بزرگان جاف ، مولانا خالد شهرزوری مشهور به مولانا خالدِ نقشبندی ، از رهبران طریقت نقشبندیه است.[46]
شماري از كليد واژه هاي بر شمرده زير كه پژوهش پيش روي در باره آن به تفصيل نپرداخته درحوزه مردم شناسي وانسان شناسي ايلات وعشاير جاي دارد:
قبيله[47] ، جشن پشم چيني ، چيخ بافي، جشن وسور ، شب چرا(چره) كوچ چوپاني ، مرتع كاري برداشت آب با مشك از چشمه ورود خانه ، شير دوشي ، نان پزي ويژه فرآورده هاي شيري ، بخش هاي هاي دروني چادر عشايري ، گياه درماني ، بازگشت گله از كوه ، ياد واره هاي مدارس عشايري كلام خواني ، شاهنامه خواني و نقالي ، ديواخان ، شوراي ريش سفيدان ، خون بس ، حق علف چر . حق گذر ايل هاي ديگر دعا وجادو ، جن وپري ، آيين و آداب و رسوم ، پوشش عشايري ، جنگ وغارت پيمان تقسيم كار .
جمع بندي. چهارده ايل و يك طايفة مستقل استان كرمانشاه كه شرح گزيده آن پيش تر بيان شد باتوجه به ويژگي هاي هر يك از آنان ، از نيمه نخست فروردين تا نيمه نخست آبان ماه ، در مناطق ييلاق ، و از نيمه نخست آذرتا نيمه نخست اسفندماه در مناطق قشلاق در كوچ به سر مي برند. هنگام پيمايش هر رفت يا بازگشت آن يك ماه برآورد شده.
شماري از مناطق ييلاقي ايلات كوچ رو در كرمانشاهان بدين شرح اند : دالاهو ، امروله ، شاهو ، چشمه قلي جان ، قلاجه ، تنگ شوان، بانوان بابا حيران . و مناطق قشلاقي زله زرد ، تنگ حاجيان ، گزلان برپلنگ دشت زهاب ، و پشته (چم) امام .حسن.
زله زرد ، يكي از مناطق قشلاقي عشاير استان كرمانشاه مي باشد كه در بين شهرهاي قصرشيرين نفت شهر و گيلان غرب جاي دارد . وجود بلندي هاي نزديك به دشت زله زرد با جاي گزيني ايلات گوناگون هم چون كلهر، سنجابي ، گوران و خانوارهايي از عشاير زوله از ويژگي هاي اين منطقه است.
تنگ حاجيان ، در مسير شهرهاي سرپل ذهاب و گيلان غرب جاي دارد و به لحاظ ارتباط نرديك آن با دشت ديره و پيوست به قله هاي بازي دراز ، از موقعيت بسيار خوبي براي كوچ ايلات برخوردار است ايلات جمهور و تركاشوند و تيره هايي از عشاير ايل كلهر دراين منطقه جاي دارند .
چم امام حسن ، در غرب منطقه تنگ حاجيان جاي دارد . در اين منطقه ، تنگه هاي مهدي قلي خان و كورك مشهور به پل خدا كه از گذركاه هاي مهم ايلات مي باشد ، ديده مي شوند . ايلات جمهور و تركاش وند كه در نزديكي تنگ حاجيان جاي دارند ، در گويش و پوشش با ديگر عشاير استان تفاوتي چشم گير دارند . قشلاق اين ايلات در همدان است.
دالاهو ، يكي از زيباترين مناطق گوهستاني و بسيار بلند ييلاقي عشاير است ، كه در ميانه شهرهاي كرندغرب و سرپل ذهاب جاي دارد. اين منطقه داراي پوشش گياهي وجنگلي بسيار است . عشاير ساكن در دالاهو ، طوايف قلخاني و گوران مي باشند و بر مذهب اهل حق اند.
قلاجه . منطقه كوهستاني وبسيار بلند قلاجه ، كه در بين استان كرمانشاه و ايلام و در محدوده شهرستان گيلان غرب از استان كرمانشاه و شهرستان ايوان از استان ايلام جاي دارد ، يك منطقه ويژه جنگلي بين دشت گواور و چله است.
بانوان. در مسير جاده گهواره و جاي امن زندگي عشاير تيره هاي جليلوند و سيمين وند از ايل سنجابي است. بانوان به دليل پيوستن به تنگ گول كه ديگر تيره هاي ايل كرند و تيره دولت مندان سنجابي ، هنگامي در آن منطقه جاي مي گيرند د بسيار درخور اهميت است.
شاهو. از مناطق كوهستاني ومقدس طوايف اهل حق وطريقت هاي نقشبنديه وقادريه است كه در ميان شهرستان جوانرود و روانسر جاي دارد . در امتداد كوهستان شاهو بلندي هاي باباحيران و كوه هاي چالابه و بلكيسه ديده مي شود.
[1] - tribe
1- نیکیتین بازيل و . کرد و کردستان برگردان ، محمد قاضی ۱۳۶۳نشر درایت / سانسون مارتین. سفرنامه سانسون ترجمه تقی تفضلی تهران۱۳۴۶ انتشارات ابن سینا).
2- حيرت سجادي . عبد الحميد ایل ها، ایلات، و عشایر کردستان1382 نشر: باغ نو.
3-در مورد اتحاديه گوران. ن.ك به( بروين سن:1383: 161- 153).
4- حيرت سجادي . عبد الحميد ایل ها، ایلات، و عشایر کردستان1382 نشر: باغ نو. اطلاق نام تفنگچي به دليل مهارت هاي رزمي اين طايفه به عنوان جلوداران سپاه و تيراندازان با تفنگ آتشين و گلوله ورشو در نبردها بوده است.
5- ايل جاف . در كردستان ايران: در جوانرود، پاوه. قصر شيرين. كرمانشاه و دركردستان عراق : در حلبچه ، سليمانيه و اربيل زندگي مي كنند.
6- ايل جوانرود : مجله خوشه ، سال يك شماره 2 (اسفند 1334)
7- ن.ك به (سلطاني جغرافياي تاريخي و تاريخ مفصل کرمانشاهان، ج1 : 36-40). قلخان يعني سپر. سران طايفه قلخاني (علي وعالي)در درگيري هاي مرزي و جنگ با قشون عثماني از سپر استفاده كردند و به اين نام مشهور شدند.
8- ن.ك به (رشيدياسمي غلامرضا . كردوپيوستگي هاي نژادي وتاريخي تهران1316 /همو. نشر جامي 1386. و رزم آرا علي. جغرافياي نظامي ايران مجلدات مربوط كرمانشاه، كردستان 1320/1941/ . و سلطاني محمد علي. ایلات و طوایف کرمانشاهان 1355جلد 1و2 ۱۳۷۲ ناشر مؤلف).
بيان تأييد نشده ديگري طوایف بزرگی را از جمله اسپری ُ تفنگچی و زیر شاخه های بسیاري چون قوری ، رستم ، قلایی، گنی گنی گه ل، دیوکه و تفنگ چی ، آینه ون، سوزه . و تیره های کوچکتري را منسوب به ایل قلخانی مي داند. با اين حال بر اساس يافته هاي پژوهش این طایفه شامل تیره ها و شاخه هايي بدین شرح می باشد :تيره بز ميرآباد. شاخه ها و زير شاخه هاي اين تيره عبارتند از : بزميرآباد ، ديوكه ، سبزه ، بچه مالي(چشمه سفيد) جوان ميري ، نجفي، قلعه زنجير(بهرام) ، يار ولي و رستم قري: الف - عزيزي ب- رستم. دنگي: دنگي دنگي عباس، دنگي علي بگ رضايي، قلعه دره. شاخه قركه(سرزل)، آينه وند، حسن سليمان، ميولي شيرخان، ملكي، پشت ماله پالان، رمكي، ويس قلي، تيره رستم . الف-رستم . ب- مله رولان / مرادخاني: الف-دوشميان. ب- تخته، ملك
9- حيرت سجادي . عبد الحميد همان :1382.
10- " حسن خان بخت یار بنیان گذار اصلی ایل سنجابی در اوایل قاجاریه املاک مختلفی از جمله دهکده چگنی و چهار دهکده خورنه و دهات بابان و کوزران و بند ار را خريدار نمود (همان: 48) این املاک به ویژه روستای چگنی موروثی قاسم خان سردار ناصر و علی اکبر سردار شدند(همان : 159) وي در بخشي دیگر از این کتاب محل اصلی جنگ سنجابی با روس ها را در قریه چگنی می داند . طبیبی حشمت الله مبانی جامعه شناسی و مردم شناسی ایلات وعشایر ایران، سنجانی كريم ، ایل سنجانی و تهاجمات ملی ایران، خاطرات علی اکبر خان سرداد، تحریر و تحشیه ، شیراز 1380 :350 .
11- گودرزی به نقل از جعفربیگی: 29.
12- رضایی، ولی. سه جستاره، بخش ایل کلهر. 1378 : 8و9 انتشارات طاق بستان،: ، سلطانی، محمدعلی. ایلات و طوایف کرمانشاهان جلد 1و2: 513 ، اردشير كشاورز. گرد کرد. گودرزی،علیرضا. ایل کلهر در دوره مشروطیت.
13- زير تيره هاي ايل كلهر چنين اند.. تيره كركاه : الماسه ، صفرشاه ، سيد مراد ، لالوان./ تيره سيا سيا : كل كل ميل گه بياني چقا كبود كيخسروي راوند ، گاران دراز تراب ، اولاد يار احمد شاه ، كلاه دريژ ميل گه ، محمدي گوش وار./ تيره كلهر : كله پا ، شياني ، چوپان كاره ، جلو گير ، گله دار ، مغيره ريزوند ، مير عزيزي ، زينل خاني چله اي ، ايواني ، مندركه (گرگه اي)./ تيره خالدي : الف . روتوند باپيران ، ميد (صيد)محمدي ، رجب ، عبدالمحمدي غلامي ، صالح ، علي رضاوندي، فرضي جوزه كرميان ، قلعه رمن ، وارگه ، سلمان ، ايواني. ب . شيرزادي ، زرگوش ، سيد نازه ، كسان ، باسكله درانبار رمضاني خيرويس، بهرام بگ ، جعفري ، مومئي ، قوچه اي ، برگه(بيگ رضايي) ، صالگه. تيره هاي گاران دراز تراب و خيرويس
در حال حاضر يك جانشين و ساكن هستند. همان منبع ، ن ك به جعفر بيگي خسرو. مردم شناسي قوم كرد با تكيه بر ايل كلهر1382كرمانشاه انتشارات زاينار (به نقل از افشار: 48). وي در اشا ره اي كوتاه و كلي ، طایفه های ایل کلهر را بدين شرح برشمرده است:عبدالمحمدی،علیرضاوندی،شیرگه(شیرزادی)،زرگوش، کسان صیادیان، قوچهای،صالح،باپیر،زرگووش،سیاهسیاه،باسکل وجوزه.
14- نامیدن تمام مردان خویشاوند پدری به نام عمو و نامیدن تمام خویشاوندان مادری به نام دایی. همان منبع .
15- بخشي از جستار ايل زنگنه افزون بر منابع موجود برگرفته از مقاله ايل زنگنه در دايره المعارف اسلامي بدون نام سرشناسه ، شماره مقاله وجلد مي باشد.
16- منتخب التواریخ: به نقل از: محمد علی سلطانی, ایلات و طوایف کرمانشاهان, ج۲,: ۶۴۹ ناشر مولف, ۱۳۲۰.
17- میرزاسمیعا ، تذکره الملوک, محمد دبیر سیاقی (تصحیح) امیرکبیر, ۱۳۶۸: ۲۵.
18- امیر شرف خان بدلیسی, شرفنامه, (تصحیح) محمد عباسی, موسسه مطبوعاتی علمی, ۱۳۶۴: 14، 423.
19- نظیرRudi mathee ; Administrative: stability and change in late -the- century iran:The case of shaykh zanganah; studies INT.J middle east. p:26,801994. و ن.گ به (توحدی . ک ، حرکت تاریخی کرد به خراسان ج۲ چاپخانه دانشکده مشهد ۱۳۶۴: ۱۰۱. ۵) ، معین الدین نطنزی, منتخب التواریخ, به نقل از سلطانی محمدعلی ج۲ : ۶۴۹.
20-(سلطانی محمدعلی, ج۲, : ۶۴۱)
21- سیدحسن بن مرتضی حسینی استرآبادی, از شیخ صفی تا شاه صفی, احسان اشراقی (تصحیح) چاپ اول: علمی: ۲۵۷ محمد معصوم بن خواجگی اصفهانی, خلاصه السیر, علمی, ۱۳۶۸: ۲۴۶.
22- علی بالی بیک یکی از ملاکین بزرگ کرمانشاهان بود این که ملک کرمانشاهان ملک شخصی و خریداری شده علی بالی بیک بوده و یا این که از طرف شاهان صفوي به عنوان تیول به وی واگذار شده ، مشخص نیست(کرمانشاهان باستان از آغاز تا آخر سده سیزدهم ق: ۳۰- ۱۲۹). از سال( ۱۰۶۴ق) به بعد شيخ علي خان زنگنه ، خان ايل كلهرو تیول دار سنقرو کرمانشاه شد . آبادانی كرمانشاه عمدتاً توسط وي صورت گرفت چراکه در سال( ۱۰۰۴ق ) کرمانشاه به نام مزرعهای مشهور بود, اما در نیمه دوم سده یازدهم هجری کرمانشاه عمران و آبادی خود را ازسر گرفت و شیخعلی خان از زمان عباس دوم در عمارت آن بسیار کوشید. ( کرمانشاهان باستان از آغاز تا آخر سده سیزدهم , چاپخانه وزارت فرهنگ و هنر, :۳۰- ۱۲۹ ، 12 ) ، (سلطانی.م . همان ج۲: ۶۵۷). / وحيد قزويني محمدطاهر. عباس نامه: ۲۲۷.
23- ايل پايروند زير شاخه هاي ديگري نيزبدين شرح دارد: تيره زويار/دلوجه: دلوجه ، تنگه، كوري زاغه، كسه وجليل، طاويله، ./ تيره كل كل: تيرانداز، پيرغيب، قره گوين، منگهلات، كوچله، كنشت، پلين./ ييلاق ايل پايرونددر تيرماه و در امتدادكوه پراو در كوه پايه بيستون وصحنه است. جمعيت آنها در سال 1366خ 299خانوار سرشماري شده است ايل پايروند كوچ رو است . تيره احمد وند شيرازي در مزارع دروفرامان موسوم به انگور خاني وعليان زندگي مي كنند (همان منابع ).
[24] - ديگر تيره هاي ايلات وند چنين اند: بختیاروند، جلیلوند، خالوند،احمدوند شیرازی ، کاکاوند ./ وایل نتاخر سنجابی و طایفه های : خدابنده لو ،مافی وند ،نانکلی وند، باجلان که چهار طایفه اخیرالذکر با ایل کلیایی در عصر زندیه اتحادیه واحدی را تشکیل دادند و سنجابی که در اواسط قاجاریه از زنگنه منشعب شده و استقلال یافت و طوایفی چون کاکاوند و بالاوند که پيشاز سکونت زنگنه ووند در این سو می زیستند و پيشينه دیرینه ای دارند . از سوي ديگر ، تيره هاي مرادپاشايي: صالح./ سرداري: چوپان كاره./ چوبين: شاخه الف: گرگه اي كل مل، تق تق، ديزگراني، هواس خاني، كمرخاني، شاخه ب: رسوله، شوال كل، سيا سيا، زنگنه هرسمي، زنگنه قيماسي ، آخوني الماس وندي ، رشيبوگري./ منسوب به ايل زنگنه اند. ن.ك به (زنگنه محمدخان.سرگذشت نامه ايل زنگنه وزنگنه کلبعلی خان رساله عشایر کرمانشاهان نسخه خطی1309 هجری: 4 ) " ....ملک و باغی ندارند و به گرمسیر نمی روند و متوقف ییلاق اند و چهل و دو نفر سرباز دارند " همان منبع .
25- تاريخ طبري : 45، 46) / تيره زنگنه: كرم الهي ، تيره خالوندي: خالوندي ، تيره يوسفي : مياخ كله پا نادري، كلوندي(ساكن شده). تيره شه نظر: شاخه الف: لرستاني( ساكن شده)، ميره بگ، زنگنه ، شاخه ب: همه ويس، مقصودي، مولايي ، كلكل رحيمي./. ايل زوله از دو طايفه نسبتاً مستعد يوسفي(يوسويي) و شاه نظري تشكيل شده است. طايفه يوسفي شامل تيره هاي كله پا ، كلوندي، نادري ، خالوندي، رحيمي ، مولايي ومياخ (محمدآقا) هستند كه اقليتي از تيره هاي بزرگ كلهر وند اند كه در زير مجموعه اين طايفه قرار گرفته اند وگويا كلانتر نخستين آن ها يوسف محمد آقا نامي بوده است.
26-. براي اگاهي بيشتر در باره ايل بهتوئي، ن. ك به : گلستانه ابوالحسن بن محمد امین .مجمل التواریخ ، چاپ مدرس رضوی ، تهران ، 1344 ش:300 / عزّاوی عباس. عشائر العراق ، بغداد 1937 - 1956، چاپ افست قم 1370 ش ، ج 2: 79- 77/ ادموندز سیسیل جان . کردها، ترکها، عربها ، برگردان ابراهیم یونسی ، تهران 1367 ش: 51-50 ، 55-54 ، 249، 248/ نيكتين واسیلی . کرد و کردستان ، برگردان محمد قاضی ، تهران 1366 ش: 354/ كريمي بهمن.جغرافیای مفصل تاریخی غرب ایران تهران 1316 ش : 164- 163/ میرزاابراهیم . سفرنامة استرآباد و مازندران و گیلان و... ، چاپ مسعود گلزاری ، تهران 1355 ش: 176/ اعتمادالسلطنه محمد حسن بن علی. روزنامة خاطرات اعتمادالسلطنه ، چاپ ایرج افشار، تهران 1350 ش: 491/ بهتوئی حیدر . کرد و پراکندگی در گسترة ایران زمین ، تهران 1377 ش:252-251 ، 260 ، 281، 303، 314، 399، 409، 415، 423 / گلریز محمدعلی. مینودر، یا، باب الجَنَّة قزوین ، تهران 1368 ش ، ج 1: 382، 899 / ورجاوند پرویز . سرزمین قزوین تهران 1349 ش: 459/ سنندجی شکرالله بن عبدالله . تحفة ناصری در تاریخ و جغرافیای کردستان ، چاپ حشمت الله طبیبی تهران 1366 ش: 320 / فرمانفرماعبدالحسین میرزا. گزیده ای از مجموعة اسناد عبدالحسین میرزافرمانفرما: 1340-1325 ق چاپ منصوره اتحادیه (نظام مافی ) و سیروس سعدوندیان ، تهران 1366 ش ، ج 2: 796-795/ کیهان مسعود ، جغرافیای مفصل ایران ، تهران 1311-1310 ش ، ج 2: 60 - به نقل از پورصفر قصابی نژاد علی . مقاله بهتوئي(دبا). طوایف همه وند عراق از چندین تیره و طایفه کوچک و بزرگ تشکیل می شدند که مشهور ترين آنها عبارت اند از: رشه وند، رمه وند، ، بگ زاده ، خرده همه وند (همه وند چلبی ) و صفروند .بخشي از جمعیت طایفة بهتوئی اکنون در قزوین ، روستاهای رودبار خَرَقان ، بلوک زهرا و دشتبی جاي دارند.(همان مننابع ).
تيره هاي طايفه مستقل عثمانوند چنين است : تيره كور اورلاني(سيدها): بهار وند، هواس وند(هيا سوند) ، تيره يار ويس وند: جهانگير وند، بگ وند، گرگ وند. - تيره هاي عشاير بهتويي بدين شرح اند: تيره زارآور كه داراي چهار شاخه به شرح زير است. مير احمد وند/ دم صفاوند/ بهتوئي/، جاني جاني ، / بهتوئي ميان دربند/ ميراحمد وند: ييلاق يوانو ساير روستاهاي ميان دربندو قشلاق كج شاه مرادخاني/ دم صفاوند: ييلاق كمركوه، قشلاق كج شاه مرادي. / جاني خاني: ييلاق كشيرآباد، قشلاق كجشاه مرادخاني. - طوايف مشهور كليايي عبارتند از :بگ وند صوفي وند، موسيوند، پشم وند، و شيرازي. - بخش بندي ايل جمير چنين است : تيره هاي شاه ويسي. عبدلي. گومه اي. برازي است./ كومه اي، بختياري./ عبدلي، رستم خاني./برازي/ ويسل، چراغي، جعفري است. - تيره هاي كوچك تر ايل بالاوند زردلان عبارتند از : كژ وند، سيد ها ، اولاد ها و خلف وند. آنان در پيرامون روستاهاي بان لكان. تورم رويزه. سر چولكان، پياز آباد داراي زمين زراعي اند. سلطاني محمد علي. ایلات و طوایف کرمانشاهان 1355جلد 1و2 ۱۳۷۲ ناشر مؤلف/همو. قيام ونهضت علويان زاگرس اهل حق تاريخ اهل حق كرمانشاه1376انتشارات سها. وديگر منابع ايلات وعشاير فهرست كتاب شناسي پيوست.
27- تيره هاي ايل بان زرده در بخش بندي ديگري بدين گونه بيان شده: تيره گوش كوري: گوش كوري / تيره دارا(داراب) : شيرخان، شاه مراد./تيره زرده: سيد محمد، زرده./ تيره باباجاني: ابود.جانه، كاني كلواني ، قلقله .
تيره ها وطوايف ايل ثلاث باباجاني بدين شرح اند: ايل سنجابي تيره بابا جاني: عالي ، بگ زاده، قوچالي زمكاني تايجوزي ، حمده./ تيره ولد بيگي: نگري، گشكي، شامار، كاكارشيد، گرگ كيش، علي آقايي شش بيد، خالوان، دله ژيري، درويشي، درويي./ تيره قبادي: مهدي خاني، ملا سهرابي، بزا، زلاني، رمضاني ويسه ، علي آقايي، تنگ اژدها، بابا، كوره اي، فياد، نقده، قلاني، / ايل بالاوند زردلان شامل : تيره هاي بالاوند ، گشان: الف:نعمتي. ب: غلامي. چمني، امامي ، نيرومند. محمد. پير احمدوند مي باشد. در باره ايل ثلاث باباجاني، ن.گ به : (رزم آرا ، جغرافياي نظامي ج 5: 102/ سنندجی . شکراللّه بن عبداللّه تحفة ناصری در تاریخ و جغرافیای کردستان ، چاپ حشمت اللّه طبیبی ، تهران 1366 ش: 384/ بدیعی ربيع. جغرافیای مفصّل ایران ، تهران 1362 ش ، ج 2: 100 و ديگر منابع منسوب در فهرست كتاب شناسي پيوست پژوهش).
28- ن.ك به (محسني شهباز. مقاله ايل جاف دايره المعارف اسلامي) .
29-مرکز آمار ایران ، 1378 ش الف: 135-134 ، ایران . وزارت کشور، ذیل « استان کرمانشاه »). / بدیعی ربيع. جغرافیای مفصّل ایران ، تهران 1362 ش ، ج 2 : 91 /
در سرشماری اجتماعی ، اقتصادی عشایر کوچنده در 1377خ (آخرین آمار)، جمعیت عشایری دهستان های استان کردستان ، به سبب یکجانشین شدن عشایر، ذکر نشده است .
30- پورصفر علی . مقاله ايل جاف دايره المعارف اسلامي.
31- سنجابی : 10-8 ، 15، 16، 19، ادموندز: 155، برای آگاهی بیشتر، ن. ك به عزاوی ج 2: 76-44.
32- عزاوی عباس عشائرالعراق بغداد 1937ـ1956 چاپ افست قم( 1370 ش ج 2: 31).
33- ولد بيگي بهرام . تاریخ سیاسی اجتماعی پاوه و اورامانات در بیست سالة اخیر(1368- 1348 ) ، تهران( 1369: 1).
34- جمعيت . براساس سرشماری اجتماعی ، اقتصادی عشایر کوچنده در 1377خ ، جمعیت عشایری جاف در استان کرمانشاه، هفت هزار و شصد وپنجاه وپنج (655 ، 7 )نفر برابر يك هزار وسيصد وبيست وسه (323 ، 1 ) خانوار ثبت شده است ، که مشتمل برهفت هزار و يك صد و نود ودو ( 192 7 ) تن برابر هزار و دويست و پنجاه و سه (253 ، 1) خانواردر شهرستان پاوه ، دويست و چهل ونه (249 )نفر برابر سي وشش (36 ) خانوار در شهرستان جوانرود و دويست و چهارده (214 ) تن برابر سي وچهار (34 )خانوار در شهرستان ثلاث باباجانی مي باشند[34]. اشتغال . / كشاورزي. شغل عمده عشاير جاف پرورش بز و گوسفند وگاه پرورش گاو است و از قاطر و الاغ و اسب و شتر برای حمل ونقل استفاده می کنند (همو، 1378 ش ب ، : 59). در آمار 1377 ، احشام عشایر جاف 422 ، 55 رأس بز، 144 ، 19 رأس گوسفند و 003 ، 3 رأس گاو گزارش شده است.صنایع دستی . ايل جاف به بافت قالی ، گلیم ، جاجیم (به محلی : مُوج )، سیاه چادر (به محلی : دَوار)، خورجین ، نمد، شال و گیوه (به محلی : کَلاش ) اشتغال دارند.
35- بدليسي اميرشرفخان. شرفنامه به اهتمام محمدعباسي ، انتشارات علمي ، تهران( 1343/ 1373: 539-537 ).
36- ن ك به (زکی ، ج 1، :192 ترجمة فارسی ، ج 1، :150 پانویس ، مشیرالدوله تبریزی: 79) ، نام جاف مرادي بر گرفته از سلطان مراد چهارم است.
37- سلطانی محمدعلی . جغرافیای تاریخی و تاریخ مفصل کرمانشاهان ج 2: ایلات و طوایف کرمانشاهان تهران( 1372 ش: ج2بخش1: 308- 306).
38- مردوخ كردستاني محمد . تاريخ مردوخ(تاريخ كردستان) تهران چاپخانة ارتش 1324 تهران (ج 2: 278 ، 325،329) تیمورزاده مصطفی وحشت در سقز: نگاهی به تحولات کردستان در فاصلة جنگ اول جهانی تا اعادة اقتدار دولت مرکزی 1293ـ1302 شمسی ( 1334 تا 1342 قمری ) به کوشش شهباز محسنی تهران( 1380 ش:54-53).
39- سلطانی محمدعلی (ج 2، بخش 1: 309)
40- خلیقی کومه لناسی حسین . کورده واری : جامعه شناسی کردها ج 2 بغداد( 1992:ج2:62).
41- سلطانی همان ،( ج 2، بخش 1 : 163-159 ، 310)
42- سنجابی علی اکبر ایل سنجابی و مجاهدات ملی ایران : خاطرات علی اکبرخان سنجابی سردار مقتدر تحریر و تحشیة کریم سنجابی تهران( 1380 ش: 19 و پانویس 1). طوايف جاف مرادی بدين شرح اند: میکائیلی ، سادانی ( سدانی) کَهْمالی ( کمالی )، یوسف جانی ، گَهْلالی ( گَلالی) ، عیسایی و تَرْخانی . برخی طوایف آن چون صوفیه وند(صوفی وند) تاوگوزی (تایجوزی) ، و نه ورولی (نَوْرولی ) ايستا و برخی چون شاتری ( شاطری) ، و رَشوبوری نیمه ايستامي باشند. (همان منابع ).
43- ادموندز سسیل جان . کردها ترکها عربها برگردان ابراهیم یونسی، تهران( 1367 ش:156-155).
44- نیکیتین بازيل و . کرد و کردستان برگردان محمد قاضی ، نشر درایت ( ۱۳۶۳: 369-368) ، (سلطانی ، ج 2، بخش 1: 125) ، سنجابی ، همان (1380 : 20-19) ، معاهدات و قراردادهای تاریخی در دورة قاجاریه چاپ غلامرضا طباطبائی مجد تهران : بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار( 1373 ش :111، 191 ).
45- تاریخ برخی از درگیری هاي ايل جاف بدین شرح است: در سال (1168ق) ودورة حکومت خسروخان (1176- 1168ق) ، فرزند احمدخان اردلان ، دورة لطفعلی خان اردلان (1209- 1204ق) دورة خسروخان (1250-1240ق)، فرزند امان اللّه خان بزرگ ، دورة امان اللّه خان دوم (1276-1265 ) در زمان فرهادمیرزا (1291-1284) ، عموی ناصرالدین شاه ، که در مدت حکومت در کردستان جاف ها را به سختی شکست داد. در این نبردها، جاف ها به سوی شهرزور در عراق باز پس نشستند ، (وقایع نگار کردستانی : 152-150 / سنندجی : 149-148، 174، 177-174ومنابع دیگر).در دورة ناصری (1313-1264ق)، مشیرالدوله(همان : 13، 127) ، از پرداخت علف چر از سوی جاف ها برای قشلاق در منطقة کردستان ، به حاکم زهاب مطالبی آورده است .
در این دوره ، رئیسِ مرادیها، محمدپاشا (فرزند کیخسروبیگ ) بود و عزیزآقا (رئیس طایفة شاطری ) ، ديگر طوایف مرادی را بر وی شوراند. محمدپاشا ناچار به جوانرود رفت و دوباره زير حمایت ناصرالدین شاه ، به عراق بازگشت و ریاست ایل را به عهده گرفت (سنجابی همان: 21-20). به باور نیکیتین (همان : 369) درسال ( 1333 ) لقب مرادی در میان آنان چندان رایج نبود. سنجابی علی اکبر . ایل سنجابی و مجاهدات ملی ایران / وقایع نگار کردستانی علی اکبر . جغرافیا و تاریخ کردستان : حدیقة ناصریه و مرآت الظفر به کوشش محمد رئوف توکلی تهران( 1381 ش 152) ، سنندجی شکرالله بن عبدالله تحفة ناصری در تاریخ و جغرافیای کردستان چاپ حشمت الله طبیبی تهران( 1366 ش :194-193) ، (سلطانی ، ج 2، بخش 1: 125)
46- برای آگاهی بيشتر در باره خيزش شيخ محمود برزنجي و نقش وكاركرد دیگر بزرگان روحانی جاف كردستان ايران و عراق و چگونگي كوچ وييلاق وقشلاق ايل ، ن.ك به : (حمدی ولید . کردستان و کرد در اسناد محرمانة بریتانیا ، برگردان : بهزاد خوشحالی ، همدان 1378 ش : 36-34 / درك کینان: 106-93 / مردوخ ، ج 3: 549 – 554 / (زکی محمدامين. تحقيق تاريخى دربارة كرد و كردستان، برگردان ، حبيبالله تابانى، تبريز، 1377ش ، ج 1: 339 / سنجابی همان :20) .
47- قبيله (Tribe) ، يكه اي اجتماعي –سيايسي به ويژه ناحيه اي است ،كه مبتني بر تبار وخويشاوندي ، با ساختار دروني ويژه وداراي شماري زير قبيله (sub- Tribe) بنام تيره ، طايفه ، هوز، مال ، و...ديگر است.