جلد نخست كتاب

 

خاني چهري محمد بازرگاني فراملي مديريت صادرات واردات

 

 راه  كار هاي قانوني براي رويارويي با تحريم

 

در نشر وكيل منتشر شد

 

خرداد 1393

 

خاني چهري محمد

بازرگاني فرا ملي مديريت صادرات واردات راه كارهاي قانوني

 براي رويارويي با تحريم ، پژوهش وتحليل محتوا

جلد نخست تهران نشر وكيل زمستان 1392

ساختار نوشتار

بخش نخست - قوانين ومقررات صادرات وواردات در ايران بازنگري شده تا سال 1392.

بخش دوم - ثبت سفارش در وزارت صنعت معدن تجارت .

بخش سوم - اصطلاحات بازرگاني بين المللي (Inco terms) نسخه هاي : 1990/ 2000/2010.

بخش چهارم- روش هاي  پرداخت در داد وستد بازرگاني فراملي بر اساس درجه امنيت، راه كار هاي قانوني داد وستد جهاني به هنگام تحريم (boycott) ، پول، ارز ، بانكداري ، سازمان هاي پولي .

بخش پنجم - مديريت خريد وسفارش هاي بازرگاني فراملي.

بخش ششم -  قوانين ومقررات ترابري فراملي، مقررات بارگيري كالاي خطرناك ، مقررات ارزيترابري كالاي برون مرز. 

بخش هفتم - پوشش هاي بيمه باربری فراملي و مقررات ارزي بيمه برون  مرز.

بخش هشتم - بازرسي كالا (Goods inspection).

بخش نهم- اصول طبقه بندي كالادر گمرك .

 

 

 

+ نوشته شده توسط mohammad khanichehri خانی چهری محمد در پنجشنبه هفدهم بهمن 1392 و ساعت 7:58 |
 

 

جلد نخست كتاب

خاني چهري محمد بازرگاني فراملي مديريت صادرات واردات

 راه  كار هاي قانوني براي رويارويي با تحريم

در نشر وكيل منتشر شد

خرداد 1393

 

 

 

خاني چهري محمد

بازشناسي ماشين الات در گمرك جلد نخست

چاپ نخست  تهران نشر وكيل 1392

 

بازشناسي ماشین الات در گمرک .  ويراستار: سحر خاني چهري ، جلد نخست فصل 84 شناسه گمرکی: 8401 تا 8431 به همراه ياددشت هاي توضيحي(Explanatory Notes )  نسخه هاي 1990، 2007، 2012 ، نگاره ها/ تصاوير دستگاه ها پژوهش ميداني ، ناظر چاپ: ناصر محمد حسيني، چاپ نخست تهران نشر وكيل  1392 .  

ساختار نوشتار

نوشتار در پنج مجلد ساختار بندی شده است. جلد نخست  برگرفته از پیشگفتار و سی ويك (31) بخش همسان با شمارگان شناسه های گمرکی (8401 تا 8431) همراه با واكاوي و نگاره هاي پيوسته، صفحه بندی شده است.

براي بالابردن تراز دانش تخصصي و اشنايي ديداري –نوشتاري كاربران، ساختار نخستين نوشتار به ويژه متن يادداشت هاي توضيحي درتمام مجلد ها بر پايه دو نويسه انگليسي – پارسي است بدين گونه كه نخست نويسه انگليسي و سپس برگردان پارسي ان ساختار بندي شده بود، به پيشنهاد ناشر محترم براي كاستن از بار سنگين صفحه ها متن انگليسي از ويراست پاياني جلد نخست برداشته شد. باشد كه در ويرايش هاي پسين متن اصلي نيز دركنار نويسه پارسي صفحه بندي شود. با اين حال درفراز هاي بايسته واژگان وگزاره هاي زبان اصلي در كنار نويسه پارسي پيكربندي شده است.  

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط mohammad khanichehri خانی چهری محمد در سه شنبه دوم مهر 1392 و ساعت 22:15 |


 

جلد نخست كتاب

 

خاني چهري محمد بازرگاني فراملي مديريت صادرات واردات

 

 راه  كار هاي قانوني براي رويارويي با تحريم

 

در نشر وكيل منتشر شد

 

خرداد 1393

 

 

 

خاني چهري محمد كرمانشاه تاريخ فلسفه غرب  از ديدگاه برتراند راسل

درامد

1- تبار شناسي : فرايند پيدايش آموزه ديني قوم يهود ، مسيحيت در چهار سده نخست پس از هستي يافتن مسيح ، سه دين شناس كليسا ، فلسفه والهيات اگوستين قديس ، سده هاي پنجم وششم ،بنديكت قديس وگريگوري بزرگ.

2- مدرسي ها (scholastics).

تبار شناسي سده هاي ميانه (400تا 1400 م)، دستگاه ديني پاپ در دوران نامور به « عصر سياهي» ، جان اسكات ، بازنگري كليسا در سده يازدهم ، تبار شناسي فرهنگ وفلسفه اسلامي در رويكرد راسل ، تبار شناسي سده هاي دوازدهم وسيزدهم مسيحي ، توماس اكونياس قديس، ، مدرسي هاي فرانسيسي، فروپاشي دستگاه پاپ،

فلسفه كاتوليك در ديدگاه برتراندراسل دانش واكاوي انديشه هاي كهن و باز پيكربندي شده اي است كه از ان به فلسفه كاتوليك ياد مي كنند ، اين سامانه انديشگي / فلسفي  از هنگام اگوستين تا هنگام باز پيكر بندي ادبي وفرهنگي نامور به:  [1] renaissance بر انديشه كنشگران اروپا چيرگي داشت. هرچند پيش از هزاره وپس از ان نيزفيلسوفاني همچون اوريگن (origen) و ديگر فيلسوفان وابسته به دستگاه فلسفي سده هاي ميانه (middle ages) به ويژه دستگاه ديني توماس اكونياس زير پوشش مكتب كاتوليك سخن گفته اند، با اين حال نامور ترين فيلسوفان نام اشناي فلسفه كاتوليك در راستاي ميانه اگوستين و رنسانس باليدند .

در سده هاي پيش از اگوستين ، رواقيان و نوافلاطونيان  نياكان مسيحي را زير پوشش خود جاي دادند، پس از نوزايي / renaissance نيز هيچيك از ناموران فلسفه كاتوليك خواه با ايمان ترين و وابسته ترين انها تمايلي به ادامه سامانه سنتي فلسفه مدرسي(scholastics) يا همان فلسفه والهيات اگوستين قديس نداشتند.

توانمندي دستگاه ديني در هزاره پيش گفته نزديك ساختن وابستگي هاي ديني و انديشه هاي فلسفي با اوضاع سياسي واجتماعي ان هنگام بود. كليسا يك سازمان اجتماعي  بر پايه باور داشت هاي فلسفي –ديني بود ، كه در راستاي هزاره زروزوررا يكجا بدست اورده بود  ، پاردوكس روان شناختي شگفت انگيز در اين دوران اين بود كه بسياري از فرمانرويان بيرون از كليسا در بيشترين هنگام از اين دستگاه ديني بسيار پيچيده شكست مي خوردند زيرا توده مردم وگاه بيشترين اين جنگ سالاران در باور خويش  بر راست انديشي باورمندي كاتوليك باور داشتند. كليسا با سنت ها مناسك وباورداشت هاي رومي –ژرمني  نيز در پيكار بود . در ايتاليا  روشن انديشان  حقوق دان بر سنت وباورداشت هاي رومي –ژرمني  پاي بند بودند ، باورداشت ها ژرمني  در ميان اشراف زمين دار (feudal) كه پس از پيروزي بربرها پا گرفته بودند توان بيشتري داشت ، هرچند  پس از گذشت سده ها هردوي اين باورداشت ها ويا سنت ها نتوانستند در برابر دستگاه ديني كليساي كاتوليك جبهه رويارويي / defiant deployبدست اورند زيرا هيچيك از اين دو سنت، فلسفه سامانمندي را در دست نداشتند .

در نگاه راسل تاريخ فلسفه سده هاي ميانه بناچار يك بازشناسي يك سويه است زيرا جداي از تني چند ، بسياراني كه نقش وكاركرد ويژه در اين دوران داشتند همه از پايوران دستگاه ديني بودند ، هرچند كنش هاي كنشگران بيرون از كليسا به يك معني كنش هاي بي كاركرد وكور كورانه بود . در نيمه دوم سده هاي ميانه نوشتار هاي درخوري برون از حوزه دستگاه ديني گزارش شده كه با نوشتار هاي كليسا بسيار ناهمسان است هرچند در بررسي تاريخ همگاني بيش از تاريخ فلسفه بايد بدان پرداخت ، براي نمونه در دوره دانته  مردي اشنا با دانش ديني هنگام خود وبيرون از حوزه رسايي كليسا دست به قلم برده است (دانته .كمدي ا لهي 1378) . تا سده چهاردهم پايوران ديني فلسفه را  زير پوشش خود داشتند وبيشتر نوشتار هاي فلسفي در چارچوب انديشه هاي فلسفيديني دستگاه ديني به ويژه دستگاه پاپ  اجازه انتشار يافتند. برا ين اساس به باور راسل واكاوي فلسفه سده ميانه بدون شرح گسترده در باره فرايند رشد سازمان هاي ديني ناممكن ، نا دانستني و بي كاركرد است.  

 

 

فهرست منابع وكتاب شناسي :

-برتراندراسل . تاريخ فلسفه غرب ، برگردان نجف دريابندري شركت سهامي كتابهاي جيبي  باهمكاري موسسه انتشارات فرانكلين مجلد 1-3چاپ :1340، 1347، 1351، 1353، 1354خ

 Bertrand Russell . History of western philosophy, book two Catholic philosophy.

..........................

- راس‍ل‌، ب‍رت‍ران‍د. / ف‍ی‍ل‍س‍وف‍ان‌ غ‍رب‌: ف‍ل‍س‍ف‍ه‌ ق‍دی‍م‌، ف‍ل‍س‍ف‍ه‌ ق‍رون‌ وس‍طا، ف‍ل‍س‍ف‍ه‌ ج‍دی‍د. برگردان ای‍ن‌ نوشتار زير نام "ت‍اری‍خ‌ ف‍ل‍س‍ف‍ه‌ غ‍رب‌" در س‍ال‌ ۱۳۶۵ تاز سوي ن‍ش‍ر پ‍رواز م‍ن‍ت‍ش‍ر ش‍ده‌ اس‍ت‌.

Russell, Bertrand. History of western philosophy ، London Rutledge: 2001 / Ancient philosophy Catholic philosophy/ Modern philosophy.

.................................

- راسل برتراند . تكامل فلسفي من برگردان نواب مقربي تهران صراط 1387.

..............................

-دانته اليگيري(Dante alighieri) .كمدي الهي(La Divina Commedia) – دوزخ برگردان شجاع الدين شفا ، تهران انتشارات اميركبير چاپخانه سپهر چ ششم وهفتم (1378)

يادداشت : دانته  درماه مي 1265 در فلورانس يكي از جمهوري هاي خود ايستاي ايتاليا هستي يافت ، فلورانس همچون ديگر جمهوري هاي خودايستا ي ايتاليا چون ونيز ، پيزا ، سيه نا ، جنوا و راوانا ، جداي از پيشرفت اجتماعي واقتصادي دستخوش رويارويي ها وزد وبند هاي سياسي بود  كه اين چالش بر سراسراروپا به ويژه ايتاليا چنبره  دهشتناكي داشت .

از اغاز سده سيزدهم فلورانس وبسياري از شهرهاي پيرامون ان ميدان زورازمايي و دسته بندي هاي سياسي ميان دو دسته بندي نيرومند نامور به «گوئلفي /  guelfi » و « گيبليني/ Ghibellini» بود. در نماي سياسي «گيبلينو» ها هواخواه «امپراتوري مقدس روم وژرمن » بودند كه زير پوشش و فرمانروايي امپراتور المان بود . وارون بر ان «گوئلفوها» كه خاندان دانته نيز وابسته به انها بود هواخواه دستگاه ديني پاپ  وازادي ايتاليا از زير رسايي المان بوند.

- ب‍ارزون‌، ژاک- Barzun Jacques, ت‍م‍دن‌ غ‍رب‌ - ف‍ل‍س‍ف‍ه‌(ت‍اری‍خ‌ اج‍ت‍م‍اع‍ی‌، ف‍ل‍س‍ف‍ه‌، ن‍ق‍د ف‍ل‍س‍ف‍ی)‌

A Jacques Barzun reader: selections from his works/ edited with an introduction by Michael Murray.New York: Harper Collins, 2002

- ک‍ورب‍ن‌، ه‍ان‍ری‌ 1903-1979. ت‍اری‍خ‌ ف‍ل‍س‍ف‍ه‌ اس‍لام‍ی‌. ف‍ران‍س‍ه‌

Henry Corbin. Histoire de la philosophie islamique. Paris: Gallimard, 1964

ای‍ن‌ نوشتار زير نام "ت‍اری‍خ‌ ف‍ل‍س‍ف‍ه‌ اس‍لام‍ی‌" از سوي ج‍واد طب‍اطب‍ائ‍ی‌ ب‍ا ه‍م‍ک‍اری‌ ان‍ج‍م‍ن‌ ای‍ران‍ش‍ن‍اس‍ی‌ ف‍ران‍س‍ه‌ در ت‍ه‍ران‌ برگردان ودر  ان‍ت‍ش‍ارات‌ ک‍وی‍ر م‍ن‍ت‍ش‍ر ش‍ده‌ اس‍ت‌.

...............................

- ک‍لارک‌، ج‍ان‌ ج‍ی‍م‍ز۱۹۳۷. ی‍ون‍گ‌، ک‍ارل‌ گ‍وس‍ت‍او،،۱۹۶۱-۱۸۷۵ م‌ - ف‍ل‍س‍ف‍ه‌، دی‍ن‌، روان‍ک‍اوی‌ و ف‍ل‍س‍ف‍ه‌، روان‍ک‍اوی‌ و دی‍ن‌، ف‍ل‍س‍ف‍ه‌ ش‍رق‍ی‌ -ج‍ن‍ب‍ه‌ه‍ای‌ روان‍ش‍ن‍اس‍ی‌ - ت‍اری‍خ‌ - ق‍رن‌۲۰ م‌، آس‍ی‍ا - دی‍ن‌، ش‍رق‌ و غ‍رب‌.

Clarke, J. J.(John James), Eastera thought: a dialogue with the orient, London; New York:Routledge, 1994 .

.......................

- ل‍وی‌-اس‍ت‍روس‌، ک‍ل‍ود، ۱۹۰۸، تاریخ – فلسفه،

Race et histoire/ Claude Levi-Strauss. Strauss/ par Jean Pouillon, Paris Denoel, 1987.

....................

- ه‍اج‍س‍ن‌، م‍ارش‍ال‌ گ‍ودوی‍ن‌ س‍ی‍م‍ز، وی‍راس‍ت‍ار ب‍رک‌، ادم‍ون‍د، ت‍اری‍خ‌ ج‍ه‍ان‌، اروپ‍ا -- ت‍م‍دن‌ -- ت‍اث‍ی‍ر اس‍لام‌،

Rethinking world history:  essays on Europe. Islam , and world history. Press: Cambridge University,1999

....................

- م‍ج‍ت‍ه‍دی‌، ک‍ری‍م‌. آش‍ن‍ای‍ی‌ ای‍ران‍ی‍ان‌ ب‍ا ف‍ل‍س‍ف‍ه‌ه‍ای‌ ج‍دی‍د غ‍رب‌ (م‍ج‍م‍وع‍ه‌ پ‍ژوه‍ش‍ی‌)، غ‍رب‌ش‍ن‍اس‍ی‌، غ‍رب‌س‍ت‍ی‍زی‌ و غ‍رب‍ فیلسوفان ایرانی، فلسفه جدید -تاریخ گ‍رای‍ی، پ‍ژوه‍ش‍گ‍اه‌ ف‍ره‍ن‍گ‌ و ان‍دی‍ش‍ه‌ اس‍لام‍ی‌، تهران: م‍وس‍س‍ه‌ ف‍ره‍ن‍گ‍ی‌ دان‍ش‌ و ان‍دی‍ش‍ه‌ م‍ع‍اص‍ر‏، ۱۳۷۹.‏‏

Iranians acquaintance modern, western philosophies .

..................

- ف‍ی‍ب‍ل‌ م‍ن‌، ج‍ی‍م‍ز ک‍رن‌، - ۱۹۰۴، آش‍ن‍ائ‍ی‌ ب‍ا ف‍ل‍س‍ف‍ه‌ غ‍رب‌، برگردان : م‍ح‍م‍د ب‍ق‍ائ‍ی‌ (م‍اک‍ان) ت‍ه‍ران‌: ح‍ک‍م‍ت‌، ۱۳۷۵.‌

Feibleman, James Kern understanding philosphy: a papular history of ideas

..............................

- م‍ارک‍وس‌، راب‍رت‌ اوس‍ت‍ی‍ن‌۱۹۲۴. آوگ‍وس‍ت‍ی‍ن‌، ق‍دی‍س‌،برگردان: خ‍ش‍ای‍ار دی‍ه‍ی‍م‍ی‌،

Markus, Robert Austin. "A critical history of Western philosophy, Augustine, Saint

...................

- اوک‍ان‍ر، دان‍ی‍ل‌ ج‍ان‌، ۱۹۱۴ . ارس‍طو ؛ برگردان خ‍ش‍ای‍ار دی‍ه‍ی‍م‍ی‌، ارس‍طو، ۳۲۲ - ۳۸۴؟ پ‌. م‌، فلسفه قدیم، فلسفه یونانی ت‍ه‍ران‌: ن‍ش‍ر ک‍وچ‍ک‌، ۱۳۷۷/ ۱۳۸۹.

O’Connor, Daniel John. A critical history of western philosophy, Aristotle.

......................

- ک‍اپ‍ل‍س‍ت‍ون‌، ف‍ردری‍ک‌ چ‍ارل‍ز، ۱۹۰۷ . اس‍پ‍ی‍ن‍وزا ، ب‍ن‍دی‍ک‍توس‌دو‏، ۱۶۳۲ -‏۱۶۷۷ ، م‍ج‍م‍وع‍ه‌ آش‍ن‍ای‍ی‌ ب‍ا ف‍ل‍س‍ف‍ه‌ غ‍رب‌، برگردان ويادداشت م‍ح‍م‍د ح‍ک‍اک‌، ت‍ه‍ران‌: ح‍ک‍م‍ت‌‏، ۱۳۷۳.

Copleston, Frederick Charles A history of philosophy

.......................

- ی‍ان‍گ‌، راب‍رت‌، ۱۹۵۰. اسطوره سفید: غرب و نوشتن تاریخ، ادبیات جدید - فلسفه ، رگردان جلیل کریمی، کمال خالق‌پناه. تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی‏، ‏۱۳۹۰.

YoungRobert White mythologies: writing history and the west.

........................

- راس‍ل‌، ب‍رت‍ران‍د/ Russell, Bertrand ، ‏۱۸۷۲ - ‏۱۹۷۰. ۱۰۰ساعت مصاحبه با راسل/ گفتگو از: جرالد کالور؛برگردان  م- افشین  تهران:عطائی‏،۱۳۵۱.

........................

- ف‍ری‍ت‍س‌، چ‍ارل‍ز ان‍درو.

FritzCharles Andrew. Bertrand Russell's construction of the external world,. London Rutledge. 2000

The international library of philosophy; nineteenth and Twentieth century; v.

........................

آی‍ر، آل‍ف‍رد ج‍ول‍ز،۱۹۱۰.

Ayer, A. J.(Alfred Jules). Bertrand Russell and G.E. Moore the analytical heritage, Hampshire:Palgrave Macmillan, 2004. Reprinted originally published: LondonMacmillan: 1971 . The Palgrave archive edition of A. J. Ayer: Writings on philosophy; v.6

............................

- راسل، برتراند راسل، ۱۸۷۲ – ۱۹۷۰. این نوشتار زير نام جنگ هسته‌ای / خلع سلاح هسته‌ای با برگردان فریدون حاجتی در سال ۱۳۶۲ از سوي انتشارات اکباتان  منتشر شده است.

Russell , Bertrand . Common Sense and nuclear warfare, London; New York : Rout ledge , 2001

................................

- Bertrand Russell memorial volumeedited by George W. Roberts, London: Rout ledge, 2002 ./ Muirhead library of philosophy.20th century philosophy; V.22/ Reprint Originally Published: London: G.Allen and Unwin Ltd; New York Humanities Press, 1979.

.......................

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



1- Renaissance: In the Italian renaissance, science played a very small part; the opposition to the Church, in men's thoughts, was connected with antiquity, and looked still to the past, but to a more distant past than that of the early Church and the Middle Ages. (B. RUSSELL, History of Western Philosophy, p. 479-80) compiler.

 

 

+ نوشته شده توسط mohammad khanichehri خانی چهری محمد در چهارشنبه نهم مرداد 1392 و ساعت 2:17 |
17-07-13_1649
+ نوشته شده توسط mohammad khanichehri خانی چهری محمد در شنبه بیست و نهم تیر 1392 و ساعت 3:11 |

 

جلد نخست كتاب

خاني چهري محمد بازرگاني فراملي مديريت صادرات واردات

 راه  كار هاي قانوني براي رويارويي با تحريم

در نشر وكيل منتشر شد

خرداد 1393

 

 

 

 

 

 

 

 

خاني چهري محمد آسيب شناسي رواني

روان گسیختگی جنون جوانی [1]

 

روان‌گسیختگی، نامور به اسکیزوفرنی وشیزوفرنی/  Schizophrenia/  یا پندار / ذهن بسيار باز، یک بیماری روانی با آبشخوري ناپيدا  و نشانه هايي گوناگون است که نام آن نخستين بار از سوي« اُیگِن بلویلر) از آميزش دو نام واژه یونانی برگرفته شده . نمايه هاي بیماری ناتواني در دريافت و یا بیان پردازش درستي / واقعيت نبود همبستگي بهنجار وسازمان يافته در رفتار و گفتار وكنش ، جدايي گزيني ، گوشه نشینی بیش از اندازه پرت گويي (سرسام / delirium ) ، وپندار بيهوده(وهم / delusion ) است. شناسايي این بیماری با ديدار براي گفت وشنيد /مصاحبه/ interview با بیمار و ديدار ميداني/ observation رفتار او امكان پذير است.

يافته هاي باليني نشان مي دهد كه جداي از سندروم داون، نارسايي هايي چون اسکیزوفرنی و اوتیسم زير رسايي سن پدر هستند نه مادر ( کاری استیونسن . مجله نیچرnature magazine ). نشانه‌های بيماري به دو گروه ساختاري مثبت و منفي  دسته بندي مي شوند نشانه هاي گرم / مثبت :  در بردارنده فزونی‌های آسیب‌شناسانه  یا رفتارهای ناهنچاري است که به رفتارهای بهنجار كنشگر بیمار همواره افزوده می‌شوند، پرت گويي ، انديشه ، گفتار در هم گسیخته، اگاهي هاي ( ادراک / cognizance) بسيار افزون شده / intensification و پندار هاي بيهوده  (وهم / delusion ) ، واکنش‌های نا بهنگام كه رايج ترين نشانه هاي اين بيماري است، نمونه هايي از اين دست است. پندار هاي بيهوده  (وهم / delusion ) مي تواند شنیداری یا دیداری  ويا در تمامی حواس دیده شود.[2]

نشانه‌های / سرد / منفی: در برارنده  کمبودهای آسیب‌شناسانه شخصیتی كنشگر بیمار است. كمبود وناتواني در گفتار، واکنش‌های کند و بي پايه ، بي اراده گي / lessanimus / ، گريز از اجتماع ، نبود احساس (sentiment /عاطفه) ، نا خشنودي / pleasure less از رايج ترين نشانه هاي اين دسته از بيماريان منفي گرا است. يخ زدگي / افسردگی/ depression / در بیماران روان‌گسیخته بسيار بالاست و مي تواند همراه با تندي بسیار باشد..

برهم خوردن  (اختلال / disorder ) شناختی: در اين بيماري، گرايش (tendency / رويكرد )و توان نگهداري (retentionmemory / حافظه) كنشگر بيمار با چالش نا رسايي هاي شناختی همراه است.  با اين حال نشانه هايي از ناهنجاري هاي كنشي  همچون نگاه ريايى/ شکلک‌ هاي باز انجامي /grimacerepetitiveونمايه هاي ناهنجار ، براي رساندن پيام به ديگري همچون گونه اي نوعی آیین یا جادودر اين گونه بيماران گزارش شده است.

 



1-Schizophrenia: (Psychology) severe psychotic disorder characterized by psychosis (also characterized by agitation, catatonia, confusion, hallucinations, unusual behavior and extensive withdrawal); insulting term for a condition characterized by conflicting behavior or attitudes. Concise Oxford English Dictionary./ Britannica Concise Encyclopedia/ Webster's Dictionary, English language dictionaries in the USA(compiler)

2-Cooper, D. G.(David Graham. Psychiatry and anti –psychiatry, The International behavioral and social sciences library. Psychiatry; v. London:, 2001./ Reprint originally published: London: Tavistock Publications: 1967 . The same sources (compiler)

- آخ‍ری‍ن‌ م‍ع‍ی‍اره‍ای‌ ت‍ش‍خ‍ی‍ص‍ی‌ در اس‍ک‍ی‍زوف‍رن‍ی‌ (DSM III)/برگردانم‍ع‍ن‍وی‌، س‍ه‍ی‍ل‌، برگرفته از نوشتار (S. Maanavi. The Last diagnostic ceriterias, schizophrenia. DSM III diagnostic statically manual of mental disorders/) بينا/ 1363 .

 

+ نوشته شده توسط mohammad khanichehri خانی چهری محمد در پنجشنبه سیزدهم تیر 1392 و ساعت 1:44 |

 

 

 

 

جلد نخست كتاب

خاني چهري محمد بازرگاني فراملي مديريت صادرات واردات

 راه  كار هاي قانوني براي رويارويي با تحريم

در نشر وكيل منتشر شد

خرداد 1393

 

 

 

 

 

 

 

 

 

خاني چهري محمد دانشگاه پيام نور همسنجي فرقه هاي صوفی در اورامانات كردستان 13

دراويش خاكسار جلالي كرمانشاه مشهور به ابوترابي.bmp

دراویش خاکسار جلالی کرمانشاه نامبردار به ابوترابی

 چارچوب نظري تحقيق

پژوهش بر اين باور است كه جنبش هاي صوفي گري در ايران ، به ويژه جنبش هاي سياسي مذهبي كردستان ، در هم سنجي با رهيافت هاي دوره كلاسيك ، چون نظريه « ترنر و کيليان» ، و رهيافت هاي جنبش اجتماعي نوين ، چون کاستل ، هابرماس ، اسكات ، اينگلهارت ، دياني ، و... ديگران دربسياري از موارد ، همساني ها وناهمساني هايي دارند ، در فراز پاياني اين گفتار ، براي نمونه يكي از جنبش هاي سياسي مذهبي كردستان با نظربه هاي جنبش اجتماعي  هم سنجي مي شود.

      در سال (1259 ش) ودر دورة قاجاریه ، شيخ عبيدالله نهري [i] (د:1310ق) ، مشهور به شمديناني يكي از مشایخ متنفذ وثروتمند طريقت قادريه ساكن در ایران و در قلمرو عثمانی ، خيزشي را بر ضد حکومت های وقت رهبری کرد ، با اين حال سرانجام پس از سه سال مبارزه ، این جنبش با همکاری دولت ایران و ترکیه سرکوب شد.  اين جنبش كه شرح مفصل آن در فراز نخستين همين فصل نگاشته شده ، با سنجه هاي ارائه شده نظريه پردازان كلاسيك ، به شرح زيرين هم سنجي گرديده است جنبش شيخ عبيدالله ، با ساز وكاري ويژه ودر راستاي فرايندي از پيش گزينش نشده پديد آمده است. افزون بر چالش هاي ناشي از جدايي بين مرزهاي سياسي  و اجتماعي ، در اين بحران ساختار ايلي و سازمان عشايري نيز داراي نقش وكاركرد بسيار بوده ، به گونه اي كه پس از ورود افراد قبايل حكاري به ايران ،ايلات وطوايف گوناگون كرد ستان ايران از جمله (مامش ، منگور،  زازا  ، گورك ، بانه هركي وبيگ زاده ) بدانها پيوسته اند.جنبش از جمعيت پر شمار وانبوهي بر خوردار گشته است  شيوه رفتارو كنش هاي حاكم بر جنبش شيخ ، فراگير و بسيار پرخاش گرانه بوده ، و ميزان کار برد خشونت بسيار بالا گزارش شده است ،  شيخ با (8000)تن اروميه را محاصره كرده وپسرش عبدالقادر با (15000) تن مهاباد را مي گشايد. علماي سني شهر مزبور با صدور فتوا واعلان جهاد عليه شيعيان تكان ديگري به اين جريان مي دهند ، مياندوآب و شهرك هاي آذري نشين مجاور مهاباد مورد تاخت وتاز واقع شده و(300)تن از ساكنانش كشتارجمعي مي شوند.

      جنبش شيخ عبيدالله، از سوي شبکه گسترده اي از شيوخ ، بيگ زاده ها ، آغا ها از جمله حمزه آغا منگور ، و طوایف پشدری و ديگر محافل و گروه هاي رسميت نيافته  وگاه رسمي منطقه پشتيباني شده اند.جنبش شيخ عبيدالله ، از تراز پرخاشي ساده فرا تر رفته وكوشش داشته  ، انديشه ها و برنامه هايي را در جامعه به اجرا بگذارد. شيخ  از نام آوران خاندان نهري ، وبر دين اهل سنت وبرمذهب شافعي ودر طريقت قادري بوده است،  در رويكرد جامعه كرد ، به ويژه جامعه قادريه ، اين جنبش اجتماعي پويا و هدف مند تلقي شده و پيوستگان بسياري داشته است . جنبش بتدريج ، در دراز گاه سه سال مبارزه ، ساخت مند شده، داراي رهبري متمركز و هويتي جداگانه گرديده است، ميزان خشونت وسياست هاي نا كارآمد پايوران قاجار در منطقه خشم ودشمني شيخ را دامن مي زدند ، بر اين اساس ، جنبش ، ميزاني از تضاد يادشمني را نيز به همراه داشته است جنبش آشكارو توفنده بوده ، با توجه به ميزان نفي وضع موجود نهفته در هر جنبشاجتماعي، جنبش شيخ عبيدالله ، خواهان دگرگوني اندكي از نظام هاي موجود در ايران وعثماني بوده . برخي ار پژوهش گران چالش را بر سر پرداختن عوارض و ماليات ، و تحريك حكومت عثماني‌ نگاشته اند. با اين حال برويين سن (جامعه شناسي مردم كرد1383: 357) ، انگيزه شورش شيخ عبيدالله نهري را  پي ريزي دولت مستقل كردستان دانسته است. وارون بر ويژگي اساسي جنبش هاي اجتماعي ، كه خوداري آگاهانه اعضا از خشونت در مراحل آغازين جنبش هاي اجتماعي در كمترين اندازه ممكن است. واين پرهيز آگاهانه جنبش اجتماعي را ازانقلاب هاي تمام عيار خيزش ، شورش و گونه هاي ديگر رفتار هاي جمعي متمايز  مي سازد جنبش شيخ عبيدالله از همان آغاز با يورش هاي خشونت آميز همراه بوده است.

      جنبش شيخ عبيدالله نهري (شمزيني )كه نا كامل و ناتمام برجاي مانده ، تداوم آن در جنبش احسان پاشا ، در رويارويي با حكومت ترك هاي جوان تركيه باز توليد گرديده ، و سر انجام فروپاشيده است . هرچند  يافته نشان مي دهند ، كه فرزندان شيخ‌عبيدالله در تحركات و شورش هاي قومي ،‌ به ويژه در ايران و شورش پسين اسماعيل آغا سمكو نيز نقش داشته اند.  جنبش شيخ عبيدالله در ديدگاه مردم كرد جنبشي مترقي وفرابومي تلقي گرديده ، هرچند در رويكرد حكومت ها وجوامع سني عثماني وشيعه ايران ، شورشي حکومت ناگرا(Anarchistic) ، و بسيار واپس گراخوانده شده ، در هرحال از ديدگاه دانشوران صوفي پژوه ، جنبش شيخ عبيدالله حركتي خرد ستيز ونهاد ستيز خوانده شده چون ريشه در تصوف دارد.       

جنبش برمبناي تضاد ورويارويي شکل گرفته و با  كنش ، گفتار و پرخاش هاي خود به دنبال نفي بخشي از نظام حاكم در دوسوي مرز گشته . هرچند راهبرد گزينش شده سر شار از خشونت بوده. از سوي ديگر ، چون جنبش هاي اجتماعي جلوه هايي از نيکي در برابر بدي نيستند، آنها ، داراي سازوكاري ويژه مي باشند، که از راه آنها جوامع دگرگون شده و به سمت اهداف و نهادهاي گوناگون رهنمون مي شوند ، جنبش در سنجه سازمان دهي در انگاره انتزاعي لايه بندي شده جلايي پور در تراز دوم به عنوان جنبش هاي اجتماعي جاي مي گيرد . نه در تراز چهارم ، همچون كنش هاي همگاني بدون سازماندهي ، چون هيجانات گروهي و شورش هاي خياباني . جنبش شيخ عبيدالله ، هم سان با ديگر جنبش هاي کشورهاي جهان سوم ، به دليل نبود ساختار فرصت سياسيو ناتواني مردم در بيان خواسته ها و پرخاش ها (اعتراض ها) ، به شيوه معمول سرکوب گرديده ، هرچند برجاي ماندگان جنبش براي ادامه زندگي سياسي ، پنهان و محفلي شده ، و از سطح به ژرفا شتافته اند . پژوهش پيش روي با توجه به گزاره هاي پيش گفته ، خيزش شيخ عبيدالله نهري و بسياري از كوشش هاي سياسي مذهبي در مناطق كردنشين را كه اين جستار بدان پرداخته ،  جداي از ساختار وعامليت خرد گريزي  و نهاد ستيزي صوفي گرايانه و گاه هرج و مرجخواه و حکومت ناگرا ي آن ، با توجه به هم ساني هاي بسيار با سنجه هاي ارائه شده چارچوب نظري تحقيق ، وجداي از ناهمساني هاي اندك آن  ، در رديف جنبش هاي اجتماعي به شمار مي آورد. [ii]                                           

     بخش دهم . جمع بندي . گذشته ، حال ، آينده

      در بخش پاياني اين فصل ، پژوهش به پاسخگويي پرسش هاي نخستين در طرح تحقيق مي پردازد: اين كه علت جامعه شناختي ، وچگونگي پي گرفتن اين فرقه مذهبي بدعت گزار و نا همسو با دين رسمي در كردستان ايران ، و دليل ماندگاري و باز توليد ، و شكل گيري فرهمندي (كاريزما ) رهبران ديني آن جداي از چالش هاي پيش روي در منطقه اورامانات چگونه بوده است؟ يافته هاي در دسترس چنين است:

      الف .  قادريه جامعه مذهبي بسته و فراپندار (غالي ) با آموزه اي از باور ها ي صوفيانه است ، كه از ميانه سده (6-5ق) در كردستان عراق باليده وبركشيده ، این طریقت نخست در كردستان عراق و سپس در مراکش ، بیت المقدس ، آسیای كوچك و مركزي ، ولایات سند بلوچستان و هند رواج یافته است. در ایران نیز هرچند تا سده نهم با كوشش شيخ عيسي برزنجي از شيوخ نام آور خاندان برزنجي در كردستان ايران پیروانی داشته ، با اين حال از سده دوازدهم به اين سو با کوشش شیخ اسماعیل ولیانی از كوشندگان سلسلة قادری برزنجی اين طريقت در کرمانشاه و به ويژه در کردستان ايران ، باز توليد ورايج گشته و پیروان بسیاری يافته است.ساختار اجتماعي مناطق كرد نشين غرب ايران ، وزيست بوم ويژه آن  ، موجب شده كردستان ، به كانون امني براي بالندگي وشكوفايي جنبش هاي آزادي بخش و طريقت هاي صوفي گري در دراز گاه تاريخ در آيد .به‌ همين دليل اين سرزمين   همواره كانون وپايگاه پيدايش جامعه هاي صوفي و جنبش صوفيگری و باز توليد فرهمندي (كاريزما ) شيوخ و رهبران مذهبي و ماندگاري اين فرقه هاي بدعت گذار ، از جمله طريقت قادريه گرديده است.   يافته هاي ياد شده دليل  جامعه شناختي باز توليد فرقه قادريه ورهبران فرهمند آن در كردستان ايران   عراق وتركيه  به ويژه در منطقه اورامانات ورمز ماندگاري اين اقليت مذهبي ، جداي از فشار ها وتنش هاي وارد شده از سوي  جماعت هاي بزرگ وگسترده تر ديني(تسنن و تشيع)  ، كه اين فرقه را نحله منحرف شده از آموزه هاي اصلي اديان رسمي مي دانند. (هميلتون 1381: 337) ، به درستي باز نمود مي سازد .

ب. پژوهش با توجه به همساني هايي اين آئين با طريقت هاي صوفي ، قادريه را طريقتي عرفاني وداراي سلسله (خاندان) و نظام اجتماعي وساختار طبقاتي مذهبي هم چون طريقت هاي صوفي مي داند  و در گروه بندي هاي چارچوب نطري جامعه شناسان (هميلتون مالكم. جامعه شناسي دين1381: 377- 337)،  به دليل نا هم ساني هاي كلي ساختار جامعه قادريه با دستگاه ديني ، انجمن مذهبي وكيش  وهم ساني هاي كلي آن با ساختار فرقه هاي مذهبي و نا ديده انگاشتن نا هم ساني هاي اندك آن ، اين جامعه را فرقه مذهبي مي داند.

      ج. ديدگاه وبر در باره دگرگوني فرقه ها و عادي شدن فره (كاريزما ) رهبران نخستين آن ها (هميلتون. 1381: 397  ) ، در باره فرقه قادريه نيز تا اندازه اي نافذ است، زيرا بيشترين اقتدار فرهمندي و كرامات به رهبران وبنيان گذران نخستين اين جامعه ، به ويژه شيخ عبدالقادر گيلاني (561/560- 471/470 ق) نسبت داده شده ، اگر چه اين فرهمندي ، در شيوخ نسل هاي پسين از جمله ، از سده دوازدهم به اين سو به شیخ اسماعیل ولیانی (د: 1158ق) از كوشندگان سلسلة قادری برزنجی در کرمانشاه و به ويژه در کردستان ، نيز منسوب است، با اين حال با گذشت زمان ، فرهمندي در اين جامعه به عنوان يك سمت ديني تثبيت نشده ، ودر حال حاضر به شكل مبناي نويني براي تداوم و آراستگي و نظم اجتمايي هم چون طريقت نقشبندي پديدارنگرديده است .

      د. چارچوب مفهومي ترولتش در اشاره به دو جامعه در صدر مسيحيت ، يكي آرمان خواه وريشه گرا وديگري محافظه كار (هميلتون. 1381: 340-339) با  كاركرد فرقه ريشه گرا آرمان خواه ، تندرو وحكومت ناگراي وابسته به لايه هاي پايين ومحرومين جامعه  قادريه به ويژه در اوان پيدايش در ميانه سده (6-5ق) ، در برابر جامعه محافظه كار وحكومت گرا ووابسته به لايه هاي ميانه ومرفه جامعه  نقشبندي همبستگي وهم ساني هايي  داشته است .

      ه. پژوهش با توجه به دلايل پيش گفته در اين فصل  ، جنبش وخيزش رهبران نخستين ، ميانه ومعاصر جامعه قادريه را وارون بر جامعه اهل حق ، با طرح مفهومي جنبش هاي ، هزاره اي (مهدويت ) هميلتون. ( جامعه شناسي دين ، 1381:  167-151)  هم سان و هم بسته نمي داند .

     و. پژوهش بر اين باور است در فرآيندي معني دار (كه پژوهش در اين جستار در پي رد يا اثبات آن نيست وواكاوي ديگري را باز  مي ستاند ) كنش هاي رهبران نخستين طريقت فراپندار قادريه به ويژه شيوخ خاندان برزنجي وازجمله شيخ عيسي برزنجي پدر سلطان اسحاق بنيان گزار جامعه اهل حق در باز پيكر بندي اين مسلك بسيار رسا و پر كاركرد بوده است ، تا آنجا كه ساختار مسلك اهل حق را در داشتن سلسله كه از آن به خاندان (دوده ، اجاق ) ياد مي شود ، وبه ويژه انحصار رهبري در خاندان هاي سادات طايفه هم چون جامعه قادريه به طريقت نزديك ساخته است.

      ز. پژوهش بسياري از جنبش هاي سياسي مذهبي  جامعه قادريه در كردستان ايران ، عراق وتركيه را ، در هم سنجي با رهيافت هاي جنبش هاي اجتماعي چارچوب نظري تحقيق به ويژه ديدگاه هاي مانول كاستلز و « ترنر و کيليان:  1975» ، با توجه به هم ساني هاي بسيار با سنجه هاي ارائه شده ، وجداي از ناهمساني هاي اندك آن  ، در رديف جنبش هاي اجتماعي به شمار مي آورد.

      ح . افزون بر موارد ياد شده ، با توجه به شاخص هاي مصرح در چارچوب نظري ، پژوهش  فرضيه هاي مصرح در گزاره هاي نخستين اين فصل را در باره فرقه قادريه اثبات شده تلقي مي كند .

 

 

 

 

 

 

 

 

 



6- برای آگاهی بیشتر دربارة این قیام ن.ك به ( درک کینان کردها و کردستان : مختصر تاریخ کرد ترجمة ابراهیم یونسی تهران 1376 :106- 93 به تقل از پور صفرعلي.  مقاله ايل جاف دايره المعارف ، بروين سن مارتين وان .جامعه شناسي مردم كرد ترجمه ابراهيم يونسي1383: 318- 316  نشر پانيذ ). حمدی ولید کردستان و کرد در اسناد محرمانة بریتانیا ترجمة بهزاد خوشحالی همدان 1378 ش. در ميانه سده نوزدهم شيوخ نهري و مير امارات كوچك شمدنيان شكلي ازحكومت دوگانه را در اين منطقه كه در جنوب حكاري جاي داشت پي ريختند، (نيكتين . مقاله شمدينان  ، دايره المعارف اسلام) ، شيخ طه( اول) ، با برانگيختن احساسات كردها عليه مسيحيان نفوذ بسياري در امارت كسب كرد، پس از اسارت بدر خان بيگ وي به نهري  پايگاه موسي بيگ مير شمدينان گريخت ، در سال (1849) موسي بيگ تنها ميري بود كه به شيوه رسمي تسليم تركها نشده بود، با اين حال موقعيت او بسيار لرزان ونفوذ سيد طه در حال چيرگي بود (ليارد 1853ج1: 376، برويين سن 1383: 374) ، در زمان عبيدالله پسر شيخ طه تمام قدرت مادي امارت بدست شيخ افتاده بود ، وي در عمل حاكم منطقه اي  گسترده بود.(همان 1383:332)./ برويين سن .1383: 317، 322- 321)

7- پژوهش ، فراز هاي از اين گفتار را ، وام دار مقاله جامعه شناسي تصوف ، اثر:  آمنه صديقيان بيدگلي (دانشجوی دکترای جامعه شناسی ) مي داند .

 

 

+ نوشته شده توسط mohammad khanichehri خانی چهری محمد در چهارشنبه ششم دی 1391 و ساعت 0:8 |

 

جلد نخست كتاب

خاني چهري محمد بازرگاني فراملي مديريت صادرات واردات

 راه  كار هاي قانوني براي رويارويي با تحريم

در نشر وكيل منتشر شد

خرداد 1393

 

 

 

 

 

 

خاني چهري محمد دانشگاه پيام نور همسنجي فرقه هاي صوفی در اورامانات كردستان 10

شورش شيخ محمود برزنجي(1309- 1298خ)

      در سال هاي نخستين سده (14ش) و پس از فروپاشی حکومت عثمانی ( 1302 ش / 1923م  ) شیخ محمود برزنجی ، از رهبران کرد و از شيوخ صاحب نام طريقت قادري در برابر نیروهای انگلیسی در عراق بپا خاست  ، او از تيره جاف مرادي بود ، به گمان حکومت انگلستان برای براندازي وی دراين انديشه بود تا برخي از سران ایل جاف را به سوی خود متمايل سازد .  برويين سين تاريخ شورش شيخ محمود و اعلام پادشاهي كردستان را از سوي او (1922م /1301ش) نگاشته. به جز جاف ها كه هرگز زير نفوذ برزنجي ها نبودند ، تمامي قبايل منطقه سليمانيه ونيز شماري از قبايل شمال در اين شورش از او پشتيباني كردند (برويين سن1383: 318  ) ، با اين حال در شورش شيخ محمود ، تنها بخش كوچكي از جمعيت كركوك (ناحيه كناري سليمانيه) از وي پشتيباني كردند ، اين رويكرد به دليل رسايي و نفوذ بسيار شيوخ طالباني در منطقه كركوك بود .  به هر روي شيخ توانست با استفاده  از چالش درون خانواده هاي ايل جاف ، پشتيباني بخش هاي كوچكي ازآن هارا به سوي خود جلب كند . شمار اندكي از برخي تيره ها نيز جانب انگليسي ها را گرفتند. شيخ محمود هم چنين از پشتيباني قبايل جنگجوي هورامان نيز كه خانواده اش هميشه در ميان آن ها نفوذ داشت بهره مندشد. (برويين سن 1383پانويس19 فصل چهارم: 372) بسیاری از مشایخ سلسلة قادریه اهل کردستان عراق بودند ، و برخی از آنها در هر دو سلسلة نقشبندیه و قادریه سمت ارشاد داشتند. از سوي ديگر سياست هاي بريتانيا دركردستان، تا آن جا كه نمايان شده و نمايندگان انگلستان در ميان رودان (بين النهرين) درنوشتار هاي خود بدان اشاره كرده اند ، تصميم گيري هاي كوتاه مدت و ميان مدت و در بسياري اوقات ،چرخش هاي ناگهاني بود .  شيخ محمود برزنجي . رئیس خاندان برزنجی ، فرماندار سلیمانیه و رهبر مبارزات استقلال طلبانة کردها در (1309- 1298ش)  ، و در كردستان  مشهور به « ملک / پادشاه کردستان ، نه مر/ نامیرا »بود . وي فرزند شیخ سعید ، و نواده شیخ احمدبن شیخ محمود نودهی مشهور به کاک احمد و مادرش نیز از خاندان برزنجی و فرزند شیخ رسول بود.

      او مقام شیخی را از خانوادة خود برگرفت. در سده چهاردهم ، در کردستان ایران و عراق ، ملی گرایی کرد به رهبری شیوخ دینی ، از جمله برزنجی که بر طریقت  قادری بود، شکل گرفت. پدرش رهبر سیاسی - مذهبي مردم منطقه بود ، هرچند در دربار سلطان عبدالحمید عثمانی نيز از پايگاه و منزلت ويژه اي برخوردار بود ،  برزنجی در سال ( 1298 ش) در روستايي درسلیمانیه زاده شد . پس از مرگ پدر ، به جهت سیادت و رسايي دینی و محبوبیت در میان عشایر کرد، جانشین وي شد. در سال (1337ق) ، سلیمانیه ، کرکوک و چند ناحیة كناري در قلمرو رسايي و نفوذ او بود.  جنگ جهانی اول  دگرگوني هاي ويژه اي در زندگی سیاسی شيخ محمود برزنجی به دنبال داشت . در سال( 1333ق/1915م) ، با پیاده شدن نیروهای انگلیسی در بصره ، سلطان عبدالحمید از وي ياري خواست و او با (1800 ) سوار و سیصد پیاده در شُعَیبیه با نيروهاي انگلیس روبرو شد و به پیروزی هایی دست یافت . با اين حال به دلیل شکست نيروي هاي عثمانی ، به سلیمانیه باز پس نشست ، وي سپس روس ها را از پَنجوین ، مریوان ، خانقین و سلیمانیه باز پس راند  ، و چون عثمانی ها جایگزین نیروهای روسی در منطقه شدند و مردم را غارت کردند، اعلام استقلال کرد.   درسال( 1336/1918) ، با پایان یافتن جنگ جهانی و فروپاشي دولت عثمانی ، ادارة امور عراق از بصره تا موصل برعهدة فرمانده کل نيروهاي بریتانیا نهاده شد . با اين حال ، وودرو ویلسن ، رئیس جمهور وقت امریکا، با استناد به مادة( 12)برنامة صلح جهانی ، خواستار « حق رشد مستقل »  به اقلیت های قومي غیر ترک قلمرو عثمانی شد.  هم چنين ، در پیمان سور ، که در( 1338/1920 ) میان متفقین و ترکیه به امضا رسید ، به کردها  حق « خودمختاری داخلی » داده شد.  پس از جنگ جهانی اول ، آرنولد ویلسن ، صاحب منصب سیاسی ارشد بریتانیا در بغداد ، و مأمور ادارة عراق  ، پس از تأييد گزارش نفت خیز بودن موصل ، و ادعاي مالكيت اين منطقه از سوي ترکها به دلیل نداشتن نیروی کافی برای رويارويي با ترکها ، در انديشه استفاده از ملّیون کرد افتاد ، وي با توجه به تمایلات مردم سلیمانیه ، درسال ( 1336/1918 ) برزنجی را به عنوان فرماندار (حکم دار)  سلیمانیه برگزید ، و سرگرد نوئل را به عنوان رابط میان کمیسر عالی عراق و شيخ محمود در سلیمانیه بر گماشت . هدف برزنجی اتحاد کردستان و تبدیل آن به کشوری مستقل ، منطبق بر موازین وودرو ویلسن ، بر اساس پیمان سور ، و زير قیمومت انگلیس بود . او که خود را پادشاه کردستان می خواند و از پشتیبانی  تمامي قبایل برخوردار بود ، هدفي بالاتر از تخلیة  نيروي عثمانی از مناطق كرد نشين داشت . سرانجام خواهان استقلال کردستان شد. و به ياري خاندان برزنجی ، قبایل همه وند ، جاف تفنگچي اورامان و عشایر مرزی ، جنبش را آغاز كرد ، وي پس از به دست گرفتن اختیار سلیمانیه پرچم کردستان را که هلالی سرخ بر زمینه ای سبز داشت ، به جای پرچم بریتانیا برفراز ادارة سیاسی انگلیس برافراشت .

      آغاز نبرد با پيروزي هايي ازسوي پیشمرگه های کرد همراه بود ، با لو رفتن نهان گاه شيخ محمود از سوي يكي از بیگ زادگان همه وند، او دستگیر شد و نيروهايش شکست خوردند. وي نخست به اعدام محکوم گرديد ، سرانجام ، محكوميت او به ده سال تبعید در هندوستان كاهش یافت. همین امر سبب نزدیکی بیشتر کردها با یکدیگر و اوج گیری آشوب در منطقه شد.  روي كار آمدن حكومت پادشاهي عراق ( 1300 ش /1921 م) ، وتمايل امیرفیصل در پيوستن کردستان به عراق كه تنها از سوي سلیمانیه به رهبری خاندان برزنجی به چالش كشيده شد ، تنش هايي را در پي داشت . از سوي ديگر فشار ترکها برای تصرف مناطق نفت خیز کردستان سبب شد تا انگلستان ، خواهان بازگشت برزنجی شود . در( 1301 ش / 1922 ) شیخ را از هند بازگرداندند و او متعهد شد که كوشش خود را تنها به سلیمانیه محدود کند ، با اين حال در راه بازگشت در ایستگاه کنگربان ، صدها سوار با پرچم کردستان به استقبال او شتافتند ، و او در راه سلیمانیه ، از شیوخ طالبانی و دیگران درخواست كرد تا به زير فرمان او درآیند . برزنجی پس از رسیدن به سلیمانیه خود را پادشاه کردستان خواند و کابینه ای با هشت وزیر تشکیل داد، پرچم کردستان را رسمیت بخشید، و تمبرهایی با دو خنجر کردی متقاطع و عبارت « کردستان جنوبی » به چاپ رساند.  مصطفی پاشا، وزیر آموزش برگزيده او، مجله های بانگی کردستان بانگی حق ، و امید استقلال را به گويش بومي سلیمانیه که یکی از شاخه های سورانی است منتشر کرد. درسال (1301 ش) برزنجی در انديشه بنياد ارتشي خود مختار برای کردستان بود، با اين حال شيخ خواسته اسماعيل آغاي سمکو (سیمیتکو / سمیتقو ) رهبر شورشی کردهای ایران ، را مبني بر همراهي با وی  در نبرد ، در جبهه ایران رد كرد . پس از به قدرت رسیدن کمال آتاتورک و بر آشفتن وي به پیمان سور در( 1302 ش /1923م) پیمان صلح لوزان بسته شد که در آن سخني از خود مختاري (استقلال ) کردستان نبود ،  از آن پس ترکیه و بریتانیا، برای تصرف موصل به گفتگو پرداختند.   با بالا گرفتن آشوب ، شيخ محمود روحانیان شیعی کربلا و نجف را به شورش همگانی در عراق فراخواند هنوز پنج ماه از حکومت او نگذشته بود که مقامات بریتانیا در بغداد با تهديد به بمباران سلیمانیه ، از وی خواستند تا به همراه اعضای شورای اداری ، به بغداد رفته انگيزه خود را روشن سازد . برزنجی نیز در مجلة بانگی حق ، اعلام جهاد کرد. و به همراه ارتش ملی کردستان آمادة جنگ شد. فرمانده نیروی هوایی بریتانیا، نخست نیرویی به اربیل و کوی سنجاق روانه کرد تا میان نیروهای فرمانده ترک ، سرهنگ علی شفیق و برزنجی فاصله بیندازد. ترك ها در برابر فزونی نیرو باز پس نشستند ،و بریتانیا نیرویش را روی شیخ متمرکز کرد. اعیان سلیمانیه و ادموندز، فرمانده نیروهای انگليسي برای تسلیم شیخ به گفتگو پرداختند.

      شیخ از سلیمانیه بيرون شده به اِشکَفْتِ جاسَنَه رفت  نیروهای انگليسي ، سلیمانیه را تصرف کردند ، و به یاری اعیان شهر ، آنجا را به اختیار خود درآوردند. گروهی از طوایف كرد بِهتوئی (  از کردانِ قدیمی کرمانشاهان)  ، به رهبری کریم فتاح بیگ در جنبش شیخ محمود برزنجی  در( 1337ق) شرکت داشتند (ادموندز 1367ش : 268) ، گروهی دیگر از طوايف بهتوني  به انگیزة مخالفت و رقابت با کریم فتاح بیگ ، به همکاری با ارتش انگلیس و حکومت عراق پرداختند.  رهبر این دسته از طوایف همه وند عراق ، امین رشیدآغا از طایفة رمه وند بود ، که از سوي ادموندز(کارگزار و نمایندة بریتانیا در عراق) ،  تا کودتای عبدالکریم قاسم در( 1337 ش / 1958م) ، قائم مقام چمچمال شده بود . (ادموندز 1367ش: 349) برزنجی به سمت ایران گریخت ، سپس به ياري ماجد مصطفی به پيرامون منطقة سلیمانیه بازگشت و در ناحیة مرزی ایران به حکومت پرداخت از این پس جنگ و گریز برزنجی با عراق ادامه یافت .   طبق پیمان لوزان ، کردستان جنوبی ، یعنی موصل و سلیمانیه ، جزو خاک عراق شمرده می شد ازین رو امیر فیصل در پی تصرف این ناحیه برآمد و برزنجی را به گردآوری مالیات غیر قانونی سربازگیری بدون اجازه دولت ، و برقراری مناسبات با دشمنان کشور متهم کرد .با بسته شدن پيمان اتفاق میان عراق و بریتانیا در( 1303 ش /1924) ، این منطقه به تصرف آنها درآمد. در( 1304 ش / 1925) ، نیروهای ایرانی و عراقی با برزنجی به نبرد پرداختند ، با اين حال او به خان های اورامان و مریوان پناه برد و در همان سال ، به همراه آنان در جنگ سالارالدوله ، شاهزادة قاجار  با دولت ایران شرکت جست .جنگ و گریز او با عراق ادامه داشت ، سرانجام ، کورنوالیس ، مشاور کمیسر عالی بریتانیا در بغداد در نشستي با وي ، جداسازی کردستان ایران وحكومت اورا بر آن ، زير قیمومت انگلستان ، به شيخ محمود پیشنهاد کرد ، پیشنهاد وی از سوي شيخ رد شد. کورنوالیس از او خواست يا در خاک ایران بماند و عواید املاکش را دریافت کند ، و یا به بغداد برود. چون گفتگو بی نتیجه ماند  جنگ دوباره آغاز شد.  

      در سال هاي ( 1306-1305ش/ 1027-1926م) ، کردهای میانه رو ، اندیشة استقلال طلبانة کرد را برای تأسيس دولت مستقل کرد، در سازمان ملل ، مطرح کردند. در پی آن تشنجاتی پدید آمد که به کشته شدن شماري از کردها به دست نیروهای عراق در( 1309 ش/ 1930 ) انجامید. برزنجی ، در داد خواستی به سازمان ملل ، به دليل نبود امكان زندگي اقوام كرد وعرب در كنار يكديگر ، تأسيس دستگاه اداری مستقل کرد زير قیمومت بریتانیا را به فرمانداري (حکمداری ) خود خواستار شد، درخواست وي از سوي سازمان ملل رد شد.در سال (1310 ش / 1931) ، دولت های ایران و عراق با انگيزه پايان دادن به درگیری های کردستان برآن شدند تا با شيخ محمود به نبرد پردازند. او نیز خود را به نظاميان انگلیسی تسليم کرد  و بدین ترتیب به زندگي سیاسی خويش پايان داد ، برزنجی در( 1329 ش /1940م ) ، در زمان رشید عالی کیلانی نیز باردیگر مسئلة استقلال کردستان را پیش کشید، اما طرفی نبست . وي سال هاي پاياني زندگي را در روستايي در منطقه بازیان به سر برد ، و پیش از برافتادن حکومت خاندان هاشمی عراق در( 1335 ش ) درگذشت ، و در كنار آرامگاه کاک احمد در جامع الکبیر به خاک سپرده شد . 

+ نوشته شده توسط mohammad khanichehri خانی چهری محمد در سه شنبه پنجم دی 1391 و ساعت 23:58 |

 

جلد نخست كتاب

خاني چهري محمد بازرگاني فراملي مديريت صادرات واردات

 راه  كار هاي قانوني براي رويارويي با تحريم

در نشر وكيل منتشر شد

خرداد 1393

 

 

خاني چهري محمد دانشگاه پيام نور همسنجي فرقه هاي صوفی در اورامانات كردستان 9

جنبش های اجتماعی در کردستان

جنبش شيخ عبيدالله نهري

      در جنبش شيخ عبيدالله نهري ، افزون بر چالش هاي ناشي از جدايي مرزهاي سياسي  و اجتماعي  ساختار ايلي و سازمان عشايري نيز داراي نقش وكاركرد بود ، به گونه اي كه پس از ورود  قبايل حكاري به ايران ، ايلات وقبايل ديگري در كرد ستان ايران (مامش ، منگور،  زازا  ، گورك ، بانه ، هركي وبيگ زاده ) به جنبش پيوستند  . شيخ با (8000) تن اروميه را محاصره كرد ، وپسرش عبدالقادر با (15000) تن مهاباد راگشود.  دانشوران شهر با صدور فتوا واعلان جهاد عليه شيعيان ، تنش ديگري را موجب شدند . در يورش فدائيان شيخ ، به مياندوآب وشهرك هاي آذري نشين ، كناره مهاباد ، بيش از (300)تن از ساكنان دسته جمعي كشته شدند. سرانجام اروميه از سوي يگان هاي ارتش ايران وشبه نظاميان ايلياتي بومي بازگشوده شد وشورشيان سرگوب و فراري شدند ، شيخ وقبايل حكاري به حكاري باز پس نشستند ، بسياراني از آنها بدست نيروهاي ايراني كه در پي آنها بودند كشته شدند شيخ عبيدالله از سوي دولت عثماني به تبعيد فرستاده شد ،  و پس از چند سال در تبعيد درگذشت برخي ار پژوهش گران چالش ياد شده را ناشي از لغو بخشودگي مالياتي زمين هاي شيخ از سوي دولت ايران و تحريك حكومت عثماني‌ نگاشته اند ، با اين حال برويين سن ، انگيزه شورش شيخ عبيدالله نهري را  پي ريزي دولت مستقل كردستان دانسته است (برويين سن جامعه شناسي مردم كرد1383: 357)  ، شايان توجه است كه فرزندان شيخ‌عبيدالله در تحركات قومي ،‌ به ويژه در ايران ، و ش.رش سمكو نيز نقش اساسي داشته اند.  زيست گاه شيخ طه وپسرش شيخ عبيدالله ، منطقه شمزينان در شرق كشور عثماني بود ، شيخ طه همزمان با زمامداري محمد قاجارمي زيست . شاه زير رسايي و آموزش استاد و وزيرش حاج ميرزا آغاسي گرايش تندروانه اي به اهل طريقت داشت ، به همين دليل شيخ طه بسيار مورد توجه وي بود به گمان دليل ديگر اين رويكرد ، وجود مريدان بسيار خانقاه شمدينان در دو سوي مرز بود. عباس ميرزا ملك آرا ، پسر محمد شاه كه مادرش كُرد و از مريدان خانقاه شمدنيان بود ، درباره دوستي وكشش پدرش به شيخ طه در يادنامه خود چنين نوشته :" شيخ طه از اعاظم صوفيه نقشبنديه بود و مرحوم محمد شاه انارالله برهانه بسيار او را رعايت مي فرمودند و چند قريه به تيول و سيور غال و مخارج خانقاه او مقرر فرموده بودند و هر ساله تحف و هدايا به جهت او مي فرستادند و در ميان تمام كردستان نافذ الكلمه بود ودعوات بسيار به جهت و صحت من درآن ايام مي فرستاد و والده من در طريقت مريد او بود . " (ملك آرا : بيتا) [i] 

      محمد قاجار ، بر رسايي و نفوذ معنوي - سياسي فراوان شيخ در راهبري راهبردي عشاير كرد ، و مهار وسركشي آنان در رويارويي با تهران يا باب عالي شناخت كامل داشت .پس از مرگ شيخ طه شيخ عبيدالله وارث شهرت و ثروت عظيم پدر شد ، و بزودي دايره وقلمرو اقتدارش فزوني گرفت.  جنبش شيخ عبيدالله در بدست گرفتن قدرت درست زماني آغاز شد كه ، خاندان هاي زمين دار و عشاير كرد در برابر سياست تمركز گرايي باب عالي ايستادگي مي كردند ، و جدايي زبان و فرهنگ ميان كرد ها و ترك ها بر اين تنش دامن مي زد.  سلطان بر منزوي ساختن مير ها و جايگزين ساختن پاشا هاي ترك ، بر اميرنشين هاي مورثي كرد  پاي مي فشرد . وارون بر فروپاشي امارت نشين ها ، و خانواده هاي زمين دار كرد ، پيران وشيوخ طريقت هاي ياد شده و پايوران روحاني نه تنها رسايي خود را نگاه داشتند ، كه به گفته كريس كوچرا  " به طبقه و لايه نويني از رهبران تبديل شدند كه رسايي بسيار بالا آن ها را در نظر توده هاي مردم كرد جانشين امراي غايب يا نيازمند مي ساخت ."

از سوي ديگر ، دولت قاجار به دليل بدهي هاي خود به روسيه ، بر ميزان ماليات ها افزود ، در مناطق كردنشين آذربايجان ، حاكمان كه به شيوه مرسوم از بين آذري ها  برگزيده مي شدند ، مردم به ويژه عشاير كرد را زير فشار جاي مي دادند ، فساد مالي رفته رفته گسترش پيدا مي كرد . در اين اوضاع و احوال ، نفوذ سياسي- معنوي شيخ عبيدالله بيش از گذشته در بين كردهاي پيرامون مرز گسترش يافت اين امر نگراني دربار ايران را بدنبال داشت . بر اين اساس دولت كوشيد . با باز پس گرفتن روستاهاي تيول پدرش (شيخ طاها ) ، از رفت و آمد وي به درون ايران جلو گيري كند. در راستاي همين سياست يوسف خان شجاع الدوله حاكم اروميه در سال( 1290 ق ) از رعاياي شيخ در خواست پرداخت ماليات كرد و چون آنان از پذيرش خواست او خوداري كردند . روستا هاي تيول شيخ را به آتش كشيد و پنجاه تن از مريدانش را كشت . اين كنش نادرست و اشتباه ، واكنش نافرماني عشاير مرز نشين و دخالت دولت عثماني را بدنبال داشت . هرچند ، دولت ايران نيز پاسخ درست و قانع كننده اي به فرستاده شيخ نداد .  بر اين اساس تحريكات عثماني و انگلستان شيخ را در يورش به ايران متمايل ساخت . افزون بر اقدام شجاع الدوله ، شاهزاده لطفعلي ميرزا حاكم ساوجبلاغ (مهاباد كنوني ) نيز ، در بدو ورود گرفتن ماليات از متوليان شهر را در دستورگذاشت ، در اين راستا ، حمزه آغا منگور از نام آوران وجنگ سالاران شهر به دارالحكومه فرا خوانده شد ، ودر درگيري كه بين وي وپايوران فرمانداري روي داد ، اوبا زخمي كردن چند تن توانست از فرمانداري بگريزد ، وي از آنجا نزد شيخ عبيداله رفته و او را به يورش به ساوجبلاغ و تبريز تحريك نمود.  به اين ترتيب مقدمات خيزش شيخ فراهم شد ، در نخستين گام ، حمزه آقا به همراه شيخ عبدالقادر پسر شيخ عبيدالله روانه منطقه ترگور و مرگور شدند در اين هنگام ، محمد آقا مامش و بيوك خان رئيس ايل قره پاپاق به ساوجبلاغ آمده و از لطفعلي خان مي خواهند ، با ترتيبي ويژه جلو حركت شيخ را بگيرد ، با سكوت حاكم ، آنان به ناچار به استقبال سپاه شيخ رفته و با او همگام شدند. با اين اقدام حاكم ساوجبلاغ به  مياندوآب وسپس به تبريز گريخت .

      در هشتم مهر ماه( 1259 ش ) سپاه شيخ بدون جنگ و خونريزي وارد ساوجبلاغ شده و در پيرامون شهر چادرزد . خان بابا خان پسر مجيدخان از سوي شيخ عبدالقادر به عنوان حاكم ساوجبلاغ منصوب گرديد .  در رويارويي سپاهيان شيخ با نيرو هاي سليم خان چارداولي ، ميره بگ برده سوري  فرمانده سپاه و  دايي شيخ ، كشته شد . با اين حال ، مياندوآب از سوي لشكر شيخ تاراج گرديد ، به گفته اسكندر غوريانس در شهر مياندواب (850) نفر كشته شدند. چپاول و غارتگري و كشتار مياندوآب چنان گسترده بود كه موجب پراكندگي در بين سپاهيان شيخ گرديد ، گلابي آعا رئيس عشيره دهبوكري و قادر آغا از سپاهيان شيخ جدا شده و به سپاهيان امير نظام گروسي پناهنده شدند. نيرو هاي گسيل شده از تهران و تبريز كه از راه بناب به سوي ساوجبلاغ روان شده بودند ، در بين راه دست به كشتار و خرابي زدند. سر انجام شيخ عبدالقادر و حمزه آغا منگور شكست خورده به جانب اشنويه باز پس نشستند . اردوي دولتي وارد شهر شده و « حاج صدرالدوله » به عنوان حاكم ساوجبلاغ بر گزيده شد . اين بار به تلافي مياندواب ، ساوجبلاغ و روستا هاي پيرامون ، غارت شد و گروهي يك جا كشته شدند. شدت انتقام به اندازه اي گسترده بود كه ، حاج صدرالدوله در گزارشي به ناصرالدين شاه مي نويسد : " مگر فرمان شاه اين است كه يك ملت به تمامي قتل عام و گوشه اي از كشور كاملاٌ با خاك يكسان شود يا اين كه تنها گنهكاران و خاطيان سزا داده شوند . مرا حاكم شهري كرده ايد كه حتي يك ذي روح در آن نيست و آن چه به چشم مي آيد ، فقط ويرانه است" .(تاريخ مهاباد1373: 41)

      پس از آرام شدن شهر و بازگشت آوارگان ، حسن علي خان امير نظام گروسي به عنوان حاكم ساوجبلاغ مكري منصوب شد . امير نظام كه مردي مدبر و كاردان بود در انديشه بازگشت حمزه آغا بود ، سرانجام با ترفند و همكاري ميرزا قاسم قاضي ، كه با حمزه آغا مناسبات نيكو داشت ، در دست خطي  حكومت ساوجبلاغ مكري را به او پيشنهاد داد .  حمزه آغا به آساني ، وتنها به دليل كردبودن امير نظام گروسي فريب او را خورده با شماري از يارانش به شهر آمده و در « باغ شيخ » با امير نظام ديدار نمود . در اين ديدار ، با نقشه اي از پيش طرح شده حمزه آغا و شماري از يارانش كشته شدند . و اميرنظام به مناصب بالاتر ارتقاء يافت ، دولت ايران براي جبران تنش هاي پيشين ، دگر بار استفاده از فرمانداران كرد را در دستور كار خود جاي داد . براين اساس پس از بر افتادن غائله شيخ ، امير نظام  از حكومت ساوجبلاغ برداشته شد و سيف الدين خان مكري از نوادگان عزيز خان سردار ، به جاي وي  به حكومت ساوجبلاغ (مهاباد كنوني )  و بوكان گمارده شد . با اين حال فساد و ناهنجاري هاي مالياتي هنوز به قوت خود برجاي بود ، و نارضايتي مردم منطقه از دولت مركزي همچنان ادامه داشت . هم چنين ، در سال( 1304 ق ) ، هنگامي كه عشاير منطقه سردشت با امير جهانسوز ، حاكم اروميه بر سر ميزان ماليات درگير شدند ، حاكم سردشت از سوي دولت مركزي بركنار گرديد ، و به نوشته خالفين كرد لايقي بنام احمد بگ مكري ، به جاي وي به حكومت سردشت منصو ب گزديد.

      با آغاز جنگ جهاني اول ، بي طرفي ايران از سوي كشور هاي درگير ناديده انگاشته شد ،  نيرو هاي روسيه در شمال و شمال باختري ، و نيروهاي انگلستان در جنوب ايران حضور پيدا كردند ، همين عامل ، انگيزه لازم را براي گذر نيروهاي آلمان و عثماني ، از ايران ، براي رسيدن به افغانستان و هند بدست داد.  به همين دليل باختر ايران و بويژه منطقه كردنشين آذربايجان صحنه جنگ و بر خوردهاي نظامي طرف هاي درگير گرديد . عامل ديگري كه زمينه ساز حضور كردها در اين جنگ شد ، فتواي نبرد (جهاد ) دانشوران مذهبي عثماني و حتي علماي شيعي كربلاء و نجف بود . در ماه هاي نخست جنگ شماري از روحانيان و مفتي هاي كردستان عثماني به مناطق آذربايجان آمده و اهالي كرد آنجا را به نبرد مذهبي (جهاد و غزا ) در برابر مسيحيان فرا مي خواندند .  اين وضعيت براي روسيه خطرناك بود ، ناچار طرح نويني  براي نزديك شدن به كردها تهيه شد . لازاريف درباره اين طرح مي نويسد: " وزارت جنگ قفقاز در اوايل جنگ( 25 ) هزار تفنگ و( 12 ) ميليون گلوله و( 20 تا 25 ) هزار روبل براي به راه انداختن شورش كردها و ارامنه و آشوريان اختصاص داد. اسماعيل آغا شكاك ، رئيس قبيله زرزا ، شيخ عبدالقادر ، عبدالرزاق بدرخان آمادگي خود را براي مشاركت در اين طرح اعلام كردند.» (لازاريف همان: 1989).

       نيكيتين هم ضمن تأييد چنين طرحي مي نويسد : " نام پاره اي از رؤساي كرد كه ما با آنها در اين نواحي مذاكرات و بند و بست كرديم به قرار زير است : بدرخان بيگ و گرگين زاده دشت ، بارو خالو و تيمور اغاي شكاك ، عبدالله بيگ و بيگ زاده بنار ، كريم خان و پيربگ هركي سليمان خان منصورالممالك زرزا اهل اشنو ،  حمزه سلمان مامش ،  رؤساي مكري در حوالي بوكان و علي خان پسر سردار مكري ."  با اين حال اجراي اين طرح ها نيز ، از همكاري كردها با عثماني ها جلوگيري نكرد  نيروهاي عثماني از دو جبهه سلماس و اروميه ، و مرز بانه ، به ايران يورش بردند . گروهي از آنان نيز به سوي ساوجبلاغ روانه شدند. نيروهاي عثماني در آغاز ورود به كردستان مكري اشخاص سرشناسي همچون محمد حسين خان سردار ، حاكم ساوجبلاغ ، و سيف الدين خان حاكم سقز و نيز عارف وارسته كرد « شيخ بابا سعيد صدر السادات » را بدليل همكاري نكردن و اينكه جهاد اعلام شده را قبول نداشتند به دار آويختند .  نيروهاي عثماني با همكاري كرد هاي منطقه و حتي نيرو هاي ايراني طرفدار اتحاد اسلام ، يورش هاي خود را از راه مياندوآب آغاز كردند ، در اين هنگام در مهاباد كنسول روس كشته شد ، و نيروهاي عثماني و كرد ها نيرو هاي روس و طرفداران آنها را در مياندوآب شكست داده ، به سوي مراغه و تبريز پيشروي نمودند ، دگرگوني اوضاع جنگي در خارج از ايران به گونه مسلم ، بر اوضاع مناطق جنگي ايران نيز بي تاثيرنبود . چندي از حضور نيرو هاي عثماني در تبريز نگذشته بود كه روس ها در قفقاز بر نيروهاي عثماني پيروز شده و در نتيجه در آذربايجان هم نيرو هاي روسيه تقويت شدند . لشكر عثماني و كرد ها ناچار به ساوجبلاغ باز گشته و آنجا را كانون عمليات خود قرار دادند. ليتن كنسول آلمان كه در اين باز پس نشيني همراه افسران ترك و كردها بوده در كنار تشريح اوضاع ، گناه شكست را متوجه عثماني ها دانسته و ايجاد شكاف بين افسران عثماني و كرد ها ، از ديد او پنهان نمانده است . " عثماني ها مايل به ترك كامل منطقه و كرد ها خواستار تشكيل يك خط مقاومت در مياندآب بودند و گذشته از آن در مورد تقسيم سلاح نيز ميان عثماني ها و كرد ها اختلاف نظر شديدي بروز كرده بود به طوري كه در مهاباد افسران ارشد ترك حلمي بيگ و فوزي بيگ مورد حمله كردها واقع شدند و نه تنها سلاح هاي شخصي شان را از دست دادند بلكه مجبور شدند مقادير زيادي تفنگ و مهمات را نيز ميان عشاير مختلف به طور مساوي تقسيم كنند" . وي مي افزايد " ايستادگي دليرانه كرد ها در برابر دشمن بدون كمك جدي عثماني ها تا سال( 1916 م)  ادامه يافت  سپس قزاق هاي روسي معروف به « دارگن » هشت هزار تن از سكنه مهاباد و همه ساكنان اشنويه را يكجا كشتند. .  رهبر مقاومت ميرزا فتاح قاضي تاآخرين گلوله جنگيد و بعد از سنگرش بيرون آمد و در مقابل دشمن ايستاد و كشته شد . همين مقاومت مردانه ، موقعيت خاندان قاضي ها را در اذهان مردم تحكيم بخشيد". روس ها و همراهان ايراني آنها از جمله صمصام چاردولي در پايان جنگ خانه قاضي فتاح بازار شهر و كتابخانه سيف القضات مهابادي را به آتش كشيدند . پيامد مهم جنگ جهاني اول در كردستان مكري پايان حكومت خاندان مكري و تقويت خاندان قاضي ها بود .  با بر دار كر دن محمد حسين خان و پسرش علي خان از سوي عثماني ها ، اقتدار مكري ها ، كه تنها نيروي سياسي كرد همراه با دولت مركزي در منطقه موكريان بودند ، ودر دوره قاجار با جديت به ايران خدمت كرده بودند ، از بين رفت . حضور قاضي فتاح كه از سوي عثماني ها حكومت ساوجبلاغ را به دست گرفته بود ، به توانمندي خاندان قاضي ها انجاميد . اين خاندان در دگرگوني هاي پسين منطقه مكريان نقش مهمي ايفا كردند.



4- ملك آرا شرح حال عباس ميرزا:  153(بي نا، بي تا)./ کوچرا کریس. جنبش ملی کرد برگردان ابراهيم يونسي تهران‌، 1373ش‌./ برزويي مجتبي. اوضاع سياسي كردستان ( از سال 1258 تا 1325 ش ) ، انتشارات فكر نو تهران  (1378 : 55 ، 77، 136)/ صمدي محمد . تاريخ مهاباد ، انتشارات رهرو مهاباد (1373: 39، 51،   203 ) / خالفين. ن. ا. « خه بات له ري كوردستاندا » ، سليماني جه لال ته قي . (1971: 212) / لازاريف م . س. كيشه ي كورد ، قه فتان كاووس .  به غدا(1989: 560).  /نيكيتين بازيل . ايراني كه من شناخته ام ،علي محمد فره وشي ، تهران( 1329 : 232)  ،انتشارات معرفت/ نیکیتین واسیلی . کرد و کردستان ، برگردان محمد قاضی ، تهران( 1366 ش : 354) / حمدی ولید . « کردستان و کرد در اسناد محرمانة بریتانیا » برگردان بهزاد خوشحالی همدان (378 ش:36-34)/ ميرزا عزيز جمال قيام 1880 كردستان در اسناد محرمانه بريتانيا، ، برگردان بهزادخوشحالي: 45 ، بروين سن مارتين وان .جامعه شناسي مردم كرد برگردان ابراهيم يونسي، نشر پانيذ تهران (1383: 318- 316  )/  سلطانی محمد علي  . تاريخ تصوف ، پيشينه سلاسل وفرقه هاي صوفي كرمانشاهمؤسسه فرهنگي سها ،(1380 ج9: 193- 192،  255/  بابا مردوخ روحانی . تاریخ مشاهیر کرد ، ج 3: اُمرا و خاندانها ، تهران(1371 ش: 612- 611) رحیمی عبدالحلیم .  تاریخ الحرکة الاسلامیة فی العراق ، بیروت 1985:  68)  / عصمت شریف وانلی- مصطفی نازداركندال . کردها ، برگردان ابراهیم یونسی ، انتشارات روزبهان تهران( 1372 ش:  38  ).

جلیلی حقیقی مهدی . عراق از پایان جنگ جهانی اول تا پایان جنگ جهانی دوم ، (تهران 1342 ش : 42).

منتك كامران . كوردستان له نيوململانينيو ده‏وله‏تي و ناو چه‏ييدا، ( 2000 م: 338 335). / پژوهش / ربیعی منیژه . مقاله خاندان برزنجي ، دايره المعارف بزرگ اسلامي/ (پورصفر علی . مقاله ايل جاف د. اسلامي)

ِبهتوئی ، طایفه ای از کردانِ قدیمی کرمانشاهان است  . این طایفه پیش از تشکیل دولت زندیه (نیمة دوم سده دوازدهم ) در ناحیة کاوردان پيوسته به خاک زُهاب ، از نواحی مرزی ایران و عثمانی ، سکونت داشتند  و تا اوایل سده سیزدهم به سه دسته بخش شده بودند: گروهی به نام همه وند (احمدوند)، به گمان در( 1180 /1190 ق) به شهرزور مهاجرت کرده و در نواحی بازیان و چَمْچَمال سکونت گزیده بودند ، گروهی دیگر که به قولی ، در زمان آقامحمدخان قاجار (1210- 1211ق) به قزوین تبعید شده بودند  و گروه سوم همچنان با نام احمدوند بهتوئی در کرمانشاهان باقی مانده اند. همه وندهای عراق در یاغی گری و غارت مشهور بودند و تا هنگامی که دولت عثمانی برقرار بود، دمی از شورش و جنگ با دولت عثمانی و دیگر طوایف همجوار دست برنمی داشتند و منطقة آنان ناامن بود. منابع : گلستانه ابوالحسن بن محمد امین . مجمل التواریخ ، چاپ مدرس رضوی ، تهران 1344 ش: 300 / عَزّاوی عباس.  عشائر العراق ، بغداد 1937 - 1956، چاپ افست قم 1370 ش ،  ج 2:  77  و ديگر منابع در فهرست كتاب شناسي پيوست

ادموندز سسیل جان. در نوشتار « كردها،تركها، عربها » (1367  : 50 ، 55- 54 ،83-80 ، 92-39 )  ) ، پس از توصيف شاعرانه عمليات نظامي بريتانيا، توان نظامي كشور متبوع خود را در سركوب دشمنان انگلستان چنين مي‏ستايد : " اين نخستين بار در تاريخ بود كه بمب هاي آتش زا توسط هفت فروند هواپيماي « نيناك»  با پرواز از بغداد، « مه‏رگه»  را هدف قرار مي‏داد ، يا: "امروز صبح، عمليات هوايي عليه مخفي گاه شيخ محمود انجام شد . اين نخستين بار بود كه بمب هاي 220 پوندي در عمليات نظامي نيروي هوايي بريتانيا به كار مي‏رفت".  به كارگيري نيروي نظامي براي دستيابي به اهداف ، بمباران هاي پياپي در سليمانيه، هجوم به مواضع شيخ محمود برزنجي ودر پاره‏اي اوقات، كشتارهاي عمومي خياباني نمونه هايي از سركوب نيروهاي انگليسي در منطقه بود. برای آگاهی بیشتر دربارة جنبش هاي كردستان  ن.ك به : درک کینان کردها و کردستان : مختصر تاریخ کرد برگردان ابراهیم یونسی تهران 1376 :106- 93 / ایران . وزارت امور خارجه. ادارة اول سیاسی ، کتاب سبز ، تهران 1355 ش:26-25 ، بخش سوم (مواد 62 و 5 - کردستان ) : پیمان سِوْر.  

+ نوشته شده توسط mohammad khanichehri خانی چهری محمد در سه شنبه پنجم دی 1391 و ساعت 23:57 |

سردار یارمحمد خان کرمانشاهی.bmp

                                   فراز نخست : واکاوی کوشش های سردار یار محمد خان کرمانشاهی

سومین سردار ملی جنبش مشروطه

باز نگری کارکرد ها وکژکارکرد های لایه های اجتماعی ، بازار ، به ویژه ایلات وعشایر(زنگنه ، چهری زنگنه ، سنجابی، کلهر ، ودیگر طایفه های لک ) ، پایوران حکومت قاجار (فرمانفرما، سالار دوله ، و پهلوی نخست)، در کرمانشاه هنگام جنبش مشروطه و کوشش های سردار یار محمد خان کرمانشاهی درکنار دیگر سرداران ملی و واکاوی برافتادن سردار سرفراز گرد کرد کرمانشاهی .

                                                                    خاني چهري محمد پاییز 1391خ

دوران قاجار (1161تا 1304 خ)

143 سال

يارمحمد خان كرمانشاهي سومين سردار ملي

(1292/1296ق-1330ق/1291 خ)

به مناسبت يكصدمين سال مرگ او

فراز نخست : واکاوی کوشش های سردار یار محمد خان کرمانشاهی سومین سردار ملی جنبش مشروطه

باز نگری کارکرد ها وکژکارکرد های لایه های اجتماعی ، بازار ، به ویژه ایلات وعشایر(زنگنه ، چهری زنگنه ، سنجابی، کلهر ، ودیگر طایفه های لک ) ، پایوران حکومت قاجار (فرمانفرما، سالار دوله ، و پهلوی نخست)، در کرمانشاه هنگام جنبش مشروطه و کوشش های سردار یار محمد خان کرمانشاهی درکنار دیگر سرداران ملی و واکاوی برافتادن سردار سرفراز گرد کرد کرمانشاهی .

شاهان سلسله قاجار: آقامحمد خان: ۱۱۷۵-۱۱۶۱  خ / فتحعلی شاه: ۱۲۱۳-۱۱۷۶ خ / محمدشاه: ۱۲۲۶-۱۲۱۳ خ /ناصرالدین شاه: ۱۲۷۵-۱۲۲۶ خ /  مظفرالدین شاه: ۱۲۸۵-۱۲۷۵ خ / محمدعلی شاه : ۱۲۸۸-۱۲۸۵ خ / احمدشاه : ۱۳۰۴-۱۲۸۸خ / .

نخست وزيران اين دوره: قائم مقام فراهانی/ حاجی میرزا آقاسی/ امیر کبیر /میرزا آقا خان نوری / علی‌اصغرخان اتابک/ عین‌الدوله/ مشیرالدوله/ مشیرالدوله پیرنیا/ مستوفی‌الممالک/ صمصام‌السلطنه بختیاری/ سپهدار تنکابنی/ قوام‌السلطنه/ وثوق‌الدوله/ فتح‌الله اکبر/

چهرهاي تاريخي اين دوره: سردار اسعد بختیاری/ مشیرالدوله/ میرزا آقاخان کرمانی/ احمد کسروی/ جهانگیرخان صور اسرافيل/علی اکبر دهخدا/ یپرم خان ارمني/ ضرغام‌السلطنه / سردار ظفر بختیاری/ جعفر خان سردار بهادر/ يوسف خان امیر مجاهد/حیدرخان عمواوغلی / محمدتقی بهار/  ایرج میرزا / میرزاده عشقی/  عبدالحسین تيمور تاش/ عارف قزوینی/ قوام‌السلطنه/ ظل السلطان/ كامران میرزا/ ارشدالدوله/ سالارالدوله/ شعاع‌السلطنه/ ملک المتکلمین/ نصرت الدوله / يوسف خان مستشارالدوله/ صادق خان مستشارالدوله/ عضدالملک/ ناصرالملک/ حسام‌السلطنه/ موتمن‌الملک/ میرزا ملکم خان/ میرزا ابوالحسن قاجار/ كلنل محمدتقی خان پسیان/ سر ادوارد براون/ مورگان شوستر/عبدالرحیم طالبوف/ میرزا فتحعلی آخوندزاده/ شیخ احمد روحی/ علی مسیو/مسیو نوز بلژیکی/ عبدالله لاهیجی/ احمدخان علاءالدوله/ شجاع نظام مرندی/ سلیمان‌میرزا اسکندری/ محمدحسین نائینی/حسن تقی‌زاده/درویش خان/ زینب پاشا/ عباس‌آقا تبریزی/ بی بی مریم بختیاری/ میرزا کوچک‌خان جنگلی/ ستارخان/باقرخان/ / یارمحمدخان کرمانشاهی/ شیخ محمد خیابانی/ یحیی دولت‌آبادی/ صدیقه دولت‌آبادی/ قاضی ارداقی/ اسماعیل امیر خیزی / میرزای شیرازی/ سید جمال الدین اسدآبادی/ سیدجمال واعظ/سید حسن مدرس/ملا محمدکاظم خراسانی/ آقانجفی اصفهانی/ / نورالله نجفی اصفهانی / حاج زین‌العابدین مراغه‌ای/ ثقةالاسلام/سیدعبدالله بهبهانی/ سیدمحمد طباطبایی/ شیخ فضل الله نوری/

كانون هاي سياسي -اجتماعي اين دوره : انجمن‌های جنبش مشروطه/ مراجع ثلاث/ انجمن صفاخانه/ سوسیال دموکرات‌ها، اجتماعیون عامیون/ کمیته ستار/ مرکز غیبی/ اعتدالیون/ انجمن اخوت/ انجمن مخدرات وطن/ جامع آدمیت/ کمیته مجازات/ حزب دموکرات، عامیون/ حزب کمونیست ایران/ انجمن مقدس ملی اصفهان/ شرکت اسلامیه/ انجمن اسلامیه/ كميته غيرت كرمانشاه.

نوشتار ها: مقیم و مسافر/ تاریخ دخانیه/ تنبیه‌الامة و تنزیه‌الملة/ .

انقلاب مشروطه ايران در سال 1285 خ به پيروزي رسيد، پس از به توپ بستن مجلس، دوره استبداد صغير آغاز گشت و اين چالش تا گشودن تهران در 1287خ  برجاي بود.

یارمحمد کرمانشاهی فرزند میرزا محمد خان از طایفه لک زردلان پشتکوه و بلقیس خانم از طایفه لک بالوند در سال( ۱۲۹۶ ق )در زردلان هليلان کرمانشاه زاده  شد. سلام الله جاوید زاده شدن اورا (1292 ق) ميداند ( مقاله فداکاران فراموش شده،بيتا)

سردار هنگامي چند به همراه دوست و برادر خوانده اش حسین خان کلاه مال در زورخانه چال سنگفرش ها (زورخانه حوری آباد ) به ورزش باستاني مي پرداخت . اردشیر کشاورز، اورا از گردان جوانرد پيوسته به آيين باستاني وپهلواني زورخانه در كرمانشاه، واز مريدان آیت الله حاج آقا محمد مهدی مجتهد روحانی،  و مراجع تقلید در سامرا و نجف همچون آیت الله خراسانی، آیت الله مازندرانی،  مي داند(گردكرد، بيتا) .

او سپس با رتبه نايب در رسته توپخانه تیپ کرمانشاه وارد شد. كوشش هاي انقلابي او براي آزادي سر زمين سر فراز ايران ، با پيوستن به انجمن آزاديخواهان كرمانشاه نامبردار به « کمیته غیرت» كه از سوي عبدالكريم غيرت سخن سراي پرآوازه كرمانشاهي هستي يافته بود، در کنار آزادیخواهاني همچون حاج آقا محمد مهدی مجتهد ، میرزا علی خان سرتیپ خانه خراب، ابوالفتح میرزا دولتشاهی، ابوالحسن خان زنگنه، احمدخان معتضدالدوله وزيري، ميرزاعلي خان وزيري و ديگر ياوران جنبش آغاز گشت.

هنگام برخورد مشروطه خواهان و مستبدان در کرمانشاه، همراه دو هزار تن از آزادیخواهان بنا به راهبرد هاي سياسي در کنسولگری انگلستان در کرمانشاه جاي گرفت. وسپس همراه برادرخوانده اش، حسین خان روانه تهران شد ، در قم از به توپ بستن مجلس و تصرف تهران از سوي قزاق‌ها آگاهي يافت، به تبریز رفت و به ستارخان و باقرخان پیوست.

"تنها کسانی که از شهرهای ایران به یاری تبریز آمدند یارمحمدخان زردلانی کرمانشاهی و همراهان او بودند، در آن روزها که مجلس به همه شهرها تلگراف فرستاده یاوری می طلبید با یک برادر خوانده و یک دوست که نامهای هر دو حسین خان بود تفنگ و اسب خریدند و آهنگ تهران کردند که به یاری دارالشورا برسند . ولی چون به قم رسیدند در آنجا با بمباران مجلس آگاه یافته و با سختی از بیراهه خود را به تبریز رساندند. "(کسروی احمد . تاریخ هیجده ساله آذربایجان)

نخستين نبرد یارمحمد خان پيوستن دراردوکشی به مراغه و جنگ شرامین بود (ذیقعده۱۳۲۶ق). رزمندگان در این نبرد شکست خوردند و یارمحمد خان و حسین خان، جان بدر برده و به تبریزررفتند.

در (۲۱ محرم ۱۳۲۷ ق) او در كنار آزاديخواهان به اردوگاه شجاع الدوله يورش برد، ودر ماه صفر همان سال در جنگ حکم آباد به همراه حاجی خان پسر علی مسیووديگر آزاديخواهان خوش درخشيد و سپاس انجمن ایالتی تبريزرا به همراه ديگر ياوران دريافت كرد. (ملك زاده ، كسروي وديگر منابع پژوهش)

سردار يار محمد خان در هفتم ربیع الاول( ۱۳۲۸ ق) و پس از سرکوب مستبدان و جايگزين مشروطه، به همراه ستارخان و باقر خان به تهران وارد شد.

جايگزيني جنبش، ناهمساني ها ورويارويي هاي ديدگاه ها و كنش هاي سياسي گوناگوني را در حوزه همگاني در پي داشت، كه برونداد آن پيدايش دو كانون سياسي-اجتماعي بنام حزب دموکرات وحزب  اعتدالیون بود. ستارخان به اعتدالیون نزدیک شد و یارمحمد خان کرمانشاهی به دموکرات‌ها پیوست.

با آغاز سال( ۱۲۹۰ خ) سپهدار  رئیس الوزرا که از اعتدالیون بود با حیدر خان عمو اوغلو و یارمحمد خان به ستيز برخاست، درشب نخست فروردین  همين سال به دستور سپهدار، سردار بازداشت ودر  ۱۳ فروردین همان سال از تهران با انگيزه تبعید به عراق وارد كرمانشاه شد. هواداری بسيار مردم اين شهروكوشش انجمن ولایتی ، موجب آزاد سازي او از تبعيد و ماندن در کرمانشاه شد. در پاييز (1391خ) با وارد شدن فرمانفرما از سنندج و جايگزيني در ارگ حكومتي ، درگيري ديگري آغاز گشت كه كشته شدن سردار را بدنبال داشت. سردار بنا به دلايل ناگفته از اردوي فرمانفرما جدا شده وبه همراه حسين خان اميربرق و ديگر ياوران آزاديخواه كرمانشاه را تصرف مي كند. ملک زاده اين تاريخ را (شب سیزدهم مهر ماه 1291 خ) نگاشته وكسروي (18 صفر 1330ق).

"روز هجدهم صفر سال 1330 همه جا جنگ می رفت و مجاهدین گام به گام به پیش می آمدند تا به همه جای کرمانشاه دست یافتند و سالارالدوله با همراهان خود از داود خان کلهر سردار مظفر و دیگران نایستاده گریخت و بدین سان یار محمدخان با دسته ی اندکی شهر کرمانشاه را بگشـــود."( کسروی احمد. همان منابع)

در بامداد ( ۱۳ مهر ۱۲۹۱ خ) ، با همدستي يكي از  تفنگچي هاي مزدور فرمانفرما كه در پيرامون رزمندگان سردار ملي جا بازكرده بود، مسير گذر گزارش مي شود، سرانجام یارمحمدخان در زیر سقف پوشیده بازار کلوچه پزهاي كرمانشاه ، بدست يكي از گماشتگان عبدالحسین میرزا فرمانفرما  حاکم کرمانشاه و عامل حکومت مرکزی كشته مي شود . تیرنخست كه از سوراخ‌سقف بازار شلیک  مي شود یکی از همراهان سردار را به زمین افكند، و تیر دوم به صورت يار محمد خان شلیک شده ، بيدرنگ او را مي كشد. با كشته شدن سردار ، جداي از پايداري شايان وكيل جوانرود در برابر ارگ حكومتي كرمانشاه، نبرد به سود نيروهاي حكومتي پايان يافته وخاندان یار محمد خان به مكاني پيرامون قزوین تبعیدمي شوند.آرامگاه سردار در گورستان پيشين كرمانشاه (در انبار اداره نقلیه بهداری در خیابان نقلیه) بر جاي مانده است.

                                                    روانش همواره شاد و يادش گرامي

                                                           خاني چهري محمد پاييز 1391خ

 

فهرست منابع وكتاب شناسي      

1-  كسروي احمد. تاريخ مشروطه ايران جلد دوم ت‍ه‍ران‌: ام‍ی‍رک‍ب‍ی‍ر‏ ، ۱۳۶۳ / همو تاريخ هيجده تاریخ ۱۸ ساله آذربایجان یا سرگذشت گردان و دلیران ایران تاریخ (انقلاب مشروطه، ۱۳۲۴ - ۱۳۲۷ق)، تهران : سمیر‏ ، ۱۳۸۷ .

2- افشار سیستانی ایرج. کرمانشاهان و تمدن دیرینه آن: ش‍ام‍ل‌ اوض‍اع‌ طب‍ی‍ع‍ی‌، ج‍غ‍راف‍ی‍ای‍ی‌، ت‍اری‍خ‍ی‌، اج‍ت‍م‍اع‍ی‌ و اق‍ت‍ص‍ادیه‍ران‌: ن‍گ‍ارس‍ت‍ان‌ ک‍ت‍اب‌، ۱۳۸۱.‌./همو. گ‍زارش‍ه‍ا و ن‍ام‍ه‌ه‍ای‌ دی‍وان‍ی‌ و ن‍ظام‍ی‌ ام‍ی‍رن‍ظام‌ گ‍روس‍ی‌: درب‍اره‌ وق‍ای‍ع‌ ک‍ردس‍ت‍ان‌ در س‍ال‌ ۱۲۹۷ ه‍ج‍ری، تهران: ب‍ن‍ی‍اد م‍وق‍وف‍ات‌ دک‍ت‍ر م‍ح‍م‍ود اف‍ش‍ار، ۱۳۷۳ ‌.

3- نقی پور علی اکبر.  یارم‍ح‍م‍دخ‍ان کرمانشاهی سردار مشروطه ‌1296-1331ق،1369ناشر خودش / همان تهران، صاحب اثر: 1370./ همان ،،تهران: پازی‌تیگر: آنزان، ۱۳۸۶.

4- کشاورز اردشیر : گرد کرد ، شرح وقایع مشروطیت درغرب کشور زندگانی سردار یارمحمدخان کرمانشاهی، کرمانشاه: انتشارات طاق بستان،بيتا.همو. ج‍ه‍ان‌ ک‍ت‍اب‌، ش‌ ۱۷، ۱۸ ، (م‍ه‍ر ۱۳۷۷)

5- ملك زاده مهدي . تاريخ انقلاب مشروطيت ايران، ۷ ج‌. در س‍ه‌ م‍ج‍ل‍د ک‍ت‍اب‌ اول‌: ب‍ه‌ ی‍اد م‍ل‍ک‌ال‍م‍ت‍ک‍ل‍م‍ی‍ن‌.- ک‍ت‍اب‌ دوم‌: ب‍ه‌ ی‍اد م‍ی‍رزا ج‍ه‍ان‍گ‍ی‍ر‌خ‍ان‌.- ک‍ت‍اب‌ س‍وم‌: ب‍ه‌ ی‍اد س‍ی‍د ج‍م‍ال‌ال‍دی‍ن‌ واع‍ظ.- ک‍ت‍اب‌ چ‍ه‍ارم‌: ب‍ه‌ ی‍اد ح‍اج‍ی‌ م‍ی‍رزا اب‍راه‍ی‍م‌.- ک‍ت‍اب‌ پ‍ن‍ج‍م‌: ب‍ه‌ ی‍اد ق‍اض‍ی‌ ق‍زوی‍ن‍ی‌.- ک‍ت‍اب‌ ش‍ش‍م‌: ب‍ه‌ ی‍اد روح‌ال‍ق‍دس‌.- ک‍ت‍اب‌ ه‍ف‍ت‍م‌: ب‍ه‌ ی‍اد ث‍ق‍ه‌الاس‍لام‌ ت‍ه‍ران‌: ع‍ل‍م‍ی‌‏ ‏، ۱۳۷۱.

6- مومنی، باقر. پن‍ج‌ ل‍ول‌ روس‍ی‌، ایران -- تاریخ -- انقلاب مشروطه، ۱۳۲۴ - ۱۳۲۷ق. – داستان  ،ته‍ران‌: شباهنگ‏ ، ۱۳۵۷،/همو. ا ی‍ران‌ در آس‍ت‍ان‍ه‌ ان‍ق‍لاب‌ م‍ش‍روطی‍ت‌.

7-مومنی، ع‍ب‍دال‍ح‍س‍ی‍ن‌. سرگذشت شجاعان ‏ : ماجرای زندگانی یارمحمدخان‌کرمانشاهی ‏. تهران: پارس، 1349 ‏ گوشه‌ای از تاریخ مشروطیت ایران. يارم‍ح‍م‍دخ‍ان‌، ۱۲۹۶-۱۳۳۱ق‌. ایران -- تاریخ -- انقلاب مشروطه، ۱۳۲۴ - ۱۳۲۷ق.

8- شرح وقايع مشروطيت درغرب كشور زندگاني سردار يارمحمدخان كرمانشاهي سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران 1377.

9- گ‍زارش‌ اق‍دام‍ات‌ ی‍ارم‍ح‍م‍دخ‍ان‌ دردف‍ع‌ س‍الار ال‍دول‍ه‌ واک‍راد/ک‍رم‍ان‍ش‍اه‍ی‌ ، ی‍ار م‍ح‍م‍دخ‍ان‌ (۱۳۳۰- ۱۲۹۶ ق‌) /اق‍ل‍ی‍ت‍ ه‍ای‌ ،ق‍وم‍ی‌،ک‍ن‍گ‍اور مرکز اسناد تهران.

10- م‍خ‍ال‍ف‍ت‌ ف‍رم‍ان‍ف‍رم‍ا ب‍ا ان‍ت‍خ‍اب‌ ی‍ارمح‍م‍دخ‍ان‌ ب‍رای‌ ح‍ک‍وم‍ت‌ ک‍رم‍ان‍ش‍اه‍ان‌ و ه‍م‍دان‌ /ق 1330،ف‍رم‍ان‍ف‍رم‍ا، ع‍ب‍دال‍ح‍س‍ی‍ن‌ (ن‍ص‍رت‌ ال‍دول‍ه‌)۱۳۱۸۱۲۳۶ ،ک‍رم‍ان‍ش‍اه‍ی‌ ، ی‍ار م‍ح‍م‍دخ‍ان‌ (۱۳۳۰-۱۲۹۶ق)، سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران.

11-امیرخیزی اسماعیل . قیام آذربایجان و ستارخان.  ت‍ه‍ران‌: م‍وس‍س‍ه‌ ان‍ت‍ش‍ارات‌ ن‍گ‍اه‌، ۱۳۷۹.

12- روزنامه سعادت ایران چاپ دوشنبه 14 مرداد 1330 خ( آش‍وب‌ غ‍رب‌، بروجرد صح‍ب‌ ام‍ت‍ی‍از و م‍دی‍رم‍س‍ئ‍ول‌: رض‍ا ده‍ن‍اد. سال اول ش‍م‍اره‌۱۰ ،۱۵ ،۲۰ ،۲۵ ،۳۰ ،۳۵ ،۴۰ ، ۴۵ س‍ال‌۱۳۳۰ ۱، 1331خ

13- روزنامه « ايران نو». ح‍ری‍ری‌، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر، ص‍اح‍ب‌ ام‍ت‍ی‍از ( ای‍ران‌، س‍ی‍اس‍ت‌ و ح‍ک‍وم‍ت‌۱۳۵۷ - ۱۳۲۰ ) ن‍ش‍ری‍ات‌ ادورای‌ته‍ران‌: چاپخانه ق‍ی‍ام‌، ۱۳۲۹.

14- طاه‍رزاده‌ ب‍ه‍زاد، ک‍ری‍م‌، ق‍ی‍ام‌ آذرب‍ای‍ج‍ان‌ در ان‍ق‍لاب‌ م‍ش‍روطی‍ت‌ ای‍ران‌، ب‍ا م‍ق‍دم‍ه‌ ح‍س‍ن‌ ت‍ق‍ی‌زاده‌ و رض‍ازاده‌ ش‍ف‍ق‌، ت‍ه‍ران‌: اق‍ب‍ال‌،۱۳۳۴.

15- نوبخت (خاندان) .  گرداورد نگارهای (تصویر) سیاه وسپید ستارخان سردار ملی و باقرخان سالار ملی از رهبران مشروطه تبریزدر میان تفنگچیان خود، مرکز اسناد تهران ، شماره سند : (2493690).

16-   س‍ل‍طان‍ی‌ محمد علی.آن‍چ‍ه‌ در ک‍رم‍ان‍ش‍اه‌ گ‍ذش‍ت‌ و ن‍گ‍ذش‍ت‌، بررس‍ی‍ ه‍ای‌ ت‍اری‍خ‍ی‌،  ج‍ه‍ان‌ ک‍ت‍اب‌، ش‌ ۱۱۳، ۱۱۴ ، (آذر۱۳۷۹):  ۱۶ ، ۱۷./ همو. اح‍زاب‌ س‍ی‍اس‍ی‌ و انجمن های  س‍ری‌ در ک‍رم‍ان‍ش‍اه‌ از ف‍رام‍وش‌خ‍ان‍ه‌ ت‍ا خ‍ان‍ه‌ س‍ی‍اه‌: دوره‌ه‍ای‌ ۱ - ۵ان‍ت‍خ‍اب‍ات‌ م‍ج‍ل‍س‌ ش‍ورای‌ م‍ل‍ی‌ و ف‍ری‍ادگ‍ران‌ ب‍ر ن‍ظام‌ دی‍ک‍ت‍ات‍وری‌ از ک‍رم‍ان‍شاه، ای‍ران‌ -- ت‍اری‍خ‌ -- ان‍ق‍لاب‌ م‍ش‍روطه‌، ۱۳۲۷ - ۱۳۲۴ -- ف‍رام‍اس‍ون‍ری‌، ت‍ه‍ران‌: م‍وس‍س‍ه‌ ف‍ره‍ن‍گ‍ی‌ ن‍ش‍ر س‍ه‍ا، ۱۳۷۸. / همو.  اسناد نهضت مشروطیت در کرمانشاهان از آرشیو آیت‌الله حاج محمدمهدی کرمانشاهی (فیض مهدوی) لیدرملیون کرمانشاهان،تهران: موسسه تحقیقات و توسعه علوم انسانی‏ ، ۱۳۸۷. /همو. ج‍غ‍راف‍ی‍ای‌ ت‍اری‍خ‍ی‌ و ت‍اری‍خ‌ م‍ف‍ص‍ل‌ ک‍رم‍ان‍ش‍اه‍ان، ب‍ا م‍ق‍دم‍ه‌ ع‍ب‍دال‍ح‍س‍ی‍ن‌ ن‍وای‍ی. ج‌. ۱.ج‍غ‍راف‍ی‍ای‌ ت‍اری‍خ‍ی‌ و ت‍اری‍خ‌ م‍ف‍ص‍ل‌ ک‍رم‍ان‍ش‍اه‍ان‌ .-ج‌. ۲. ای‍لات‌ و طوای‍ف‌ ک‍رم‍ان‍ش‍اه‍ان‌ ش‍ام‍ل‌ اوض‍اع‌ اق‍ل‍ی‍م‍ی‌ ت‍اری‍خ‍ی‌ س‍ی‍اس‍ی‌ اج‍ت‍م‍اع‍ی‌ و اق‍ت‍ص‍ادی‌ .ج‌. ۳ و ۴. ت‍اری‍خ‌ م‍ف‍ص‍ل‌ ک‍رم‍ان‍ش‍اه‍ان‌ از دوران‌ م‍اق‍ب‍ل‌ ت‍اری‍خ‌ ت‍ا ک‍ودت‍ای‌ ب‍ی‍س‍ت‌ و ه‍ش‍ت‍م‌ م‍رداد ب‍ه‌ان‍ض‍م‍ام‌ پ‍ی‍ش‍ی‍ن‍ه‌... .ج‌. ۵ .ج‌. ۶ و ۷. ت‍اری‍خ‌ ت‍ش‍ی‍ع‌ در ک‍رم‍ان‍ش‍اه‌ از آغ‍از ت‍ا ام‍روز... .ج‌. ۸. ت‍اری‍خ‌ ت‍س‍ن‍ن‌ در ک‍رم‍ان‍ش‍اه‍ان‌ ب‍ان‍ض‍م‍ام‌ اح‍وال‌ و آث‍ار ع‍ل‍م‍ا و ع‍رف‍ا دی‍ن‍ور .ج‌. ۹. ت‍اری‍خ‌ ت‍ص‍وف‌ در ک‍رم‍ان‍ش‍اه‌ ب‍ان‍ض‍م‍ام‌ پ‍ی‍ش‍ی‍ن‍ه‌ س‍لاس‍ل‌ و ف‍رق‍ه‌ ص‍وف‍ی‍ه‌... .ج‌. ۱۰.ت‍اری‍خ‌ خ‍ان‍دان‌ه‍ای‌ ح‍ق‍ی‍ق‍ت‌ رج‍ال‌ م‍ت‍اخ‍ر آل‌ح‍ق‌ در ک‍رم‍ان‍ش‍اه، تهران‌: م‍وس‍س‍ه‌ ف‍ره‍ن‍گ‍ی‌ ن‍ش‍ر س‍ه‍ا‏ ‏، ۱۳۷۴ – ۱۳۸۰.‌

17-نظری، مجتبی. تاریخ سیاسی و اجتماعی کرمانشاه از مشروطیت تا حکومت رضاخان [پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه‌]/نگارنده مجتبی نظری ؛ استاد راهنما علیرضا علی‌صوفی ؛ استاد مشاور عباس زارعی‌مهرورز. تهران‏ ‏، ۱۳۸۹. دانشگاه پیام نور، مرکز تهران، دانشکده ادبیات و علوم انسانی. علی‌صوفی، علیرضا، ‏ ۱۳۴۴ -‏، استاد‌ راهنما، زارع‍ی‌ م‍ه‍رورز، ع‍ب‍اس‌، استاد مشاور.

چکیده:

هدف پژوهش بررسی تاریخ سیاسی و اجتماعی کرمانشاه از مشروطیت تا حکومت رضاخان است و به روش کتابخانه‌ای و اسنادی انجام شده است. نتایج نشان داد نقش طبقات اجتماعی، به ویژه اصناف، تجار و کسبه... و در کنار آن وجود حاکمان مستبد در کرمانشاه و نقش ایلات و طوایف در معادلات اجتماعی منطقه و حضور مدعیان قدرت و رجال سیاسی، با اهداف و اغراض متفاوت، از نکات مهمی بود که در پیدایش مشروطیت در کرمانشاه سرنوشت ساز شد. همچنین وقوع جنگ جهانی اول و ورود قوای بیگانه به ایران و تشکیل دولت موقت ملی به ریاست نظام‌السلطنه مافی و سپس انحلال آن با دخالت دول متخاصم از مباحث برجسته‌ی تاریخی این ایام در کرمانشاه است. کلیدواژه‌ها: کرمانشاه، مشروطیت، عشایر، سالارالدوله، یارمحمدخان کرمانشاهی، احزاب، انجمن‌ها، مجلس، جنگ.


 

+ نوشته شده توسط mohammad khanichehri خانی چهری محمد در شنبه بیست و پنجم آذر 1391 و ساعت 13:50 |

خاني چهري محمد دانشگاه پيام نور همسنجي فرقه هاي صوفی در اورامانات كردستان 12

دراويش خاكسار جلالي كرمانشاه مشهور به ابوترابي.bmp

دراویش جلالی کرمانشاه نامبردار به ابوترابی

شورش ملا خليل ميرآبادي

      نخستين جنبش اعتراضي دورة رضاشاه در مناطق كردنشين از سوي مـلا خليل گورئومه از روحانيون برجستة كرد، در اعتراض به پوشش  يكسان و تأكيد پهلوي اول بر همسان‌سازي فرهنگي شكل گرفت. با اين حال ، اين كنش سياسي ، از سوي مليون كرد مورد توجه واقع نشد.از جمله دلايلي كه مليون كرد ، روزنامه‌نگارها و شرق شناسان غربي به حركت ملاخليل توجه نكردند. رويكرد كامل مذهبي جنبش بود ، هيچ خواسته قومي و زباني از دل اين خيزش بيرون نيامده بود. ابراهيم افخمي(قيام ملاخليل و رد فرمان رضاخان: بيتا)  مي نويسد:  "  ملاخليل ادعاي استقلال كرد نداشت و هر روز بيشتر حركت وي قدرت مي‌گرفت و مخالفت با لباس و كلاه پهلوي و رفع حجاب بانوان به‌عنوان شعار روز و سمبل نهضت ملاخليل شناخته شد." اين نبود توجه ، ناشي از اين واقعيت بود كه ، گرچه پهلوي اول تأكيد بر همسان‌سازي فرهنگي داشت اما جنبش‌هاي قوم‌گراي كردي ، با تأسي به همين راهكار همسان سازي فرهنگي ، در چالش (پارادوكس) قومي - زباني درغلطيدند ، كه از دل آن تمام چند گونه اي هاي زباني - مذهبي در ميان كردها نفي شده  و زبان قرار دادي جايگزين آن گرديد.  و بر اين اساس نه‌تنها  روي نمودن به مذهب از اولويت برداشته شد ، كه طرح خواست هاي  ديني - مذهبي در مناطق كردنشين سني مذهب ، با گمانه زني تنش وچالش همراه گرديد.  داستان از اين قرار بود كه در حوالي مهاباد و ناحيه منگور ، مـلا خليل گورئومه ، پيشوا ومفتي ايل منگور به موجب فتوايي بر سر گذاشتن كلاه پهلوي را حرام دانست. جنبش با پشتيباني سران عشاير منگور روبرو شد. اردوي آن ها به شهر مهاباد يورش برد ، آن ها شهر را محاصره كردند ، تلفاتي نيز به طرفين وارد شـد ، با اين حال به دليل نبود هم دلي همگاني و بـرف و سـرمای بسيار شديد ، به ويژه تباني ستون پنجم  منطقه ، جنبش فروپاشيد . چند تن از سران عشاير سقز از جمله سليمان خان جاف وتني چند از بيگ زادگان وخوانين فيض الله بيگي ، نيز كه بدستور امراي ارتش ، در نبرد با ملا خليل شركت كرده بودند. پس از بر افتادن جنبش به گرفتن نشان رسمي نايل شدند ، هرچند ، پسين ها شماري از آنان از سوي حكومت پهلوي كشته شدند

جنبش هاي ملي كرد

شورش اسماعيل آغاي سيمتقو( سيمكو )

      دراين بخش از گفتار ، ارتباط ومناسبات شورش هاي مذهبي كردستان با برخي رويدادهاي عشيرتي  - نظامي درمنطقه ، چون اثر بخشي جنبش شيخ عبيدالله نهري ونقش نواده وي در شورش اسماعيل آغا سيمكو از ايل شكاك وا كاوي شده .  شورش اسماعيل آغاي سيمتقو( سيمكو ) . پدرش محمد‌آغا و برادرش جعفرآغا رئيس ايل شكاك بودند جعفرآغا در توطئه اي كه به والي تبريز نسبت داده شده كشته  شد ، واسماعيل رئيس ايل گرديد سستي حكومت مركزي ، بحران ناشي از جنگ جهاني اول ، ساختار ايلات وعشاير ، تحريكات قدرت هاي خارجي و فرزندان شيخ عبيدالله نهري ، راه را براي شورش او هموار كرد . سمكو مناطق گسترده اي از سرزمين كردستان شمالي را از آن خود ساخت ، وي در پسين ها ، از سوي پهلوي اول سركوب وبا نيرنگ كشته شد. سمكو ويژگي يك مرد عشير‌ه‌اي را داشت. و چون ديگر ايلاتي‌ها ‌رفتار مي‌كرد، مهاباد و رحمت‌آباد را غارت كرده‌ و صدها نفر را كشت. تا آن جا كه ، در بين پژوهشگران كرد رفتار وي به آتيلا تشبيه‌شده. حركت سمكو و شيخ‌عبيدالله  تفاوت مرزهاي سياسي - اجتماعي را باز نمود مي كند. استقرار  بخشي از كردها در شمال عراق يا جنوب تركيه ، موجب شد  تا همواره يك بخش بر تحولات بخش ديگر  تأثيرگذار باشد. اين تأثيرپذيري تاكنون نيز نمودي نمايان داشته.  به لحاظ تاريخي پرداختن به اين دو حركت كه پيش از دولت نوين در ايران شكل گرفتند ، داراي اهميت است.در شورش سيمكو نخستين بار طرح خواسته ‌هاي قومي شكل گرفت آن هم نه از سوي اسماعيل آغا  كه از سوي مشاور ارشد وي سيد طه نوادة شيخ‌عبيدالله ، با اين حال همانگونه كه گفته شد سياست‌ حكومت عثماني در اعمال فشار بر حكومت قاجار در هر دو جنبش (شيخ‌عبيدالله ، سيمكو ), نقش و كاركرد عمده داشته است.

      اسماعيل آغا كه در ميانه سال هاي (1304-1300ش) در عمل بر افتاده و در خاك عثماني مستقر شده بود ، سرانجام از سوي رضا خان براي گفتگو فراخوانده شده و در پيرامون شهر اشنويه كشته شد. شورش سيمكوبه اين دلايل   قوم‌گرا نبوده است :  سمكو در برابر كشته‌شدن مردم ساوجبلاغ يا مهاباد از سوي روس‌ها كوچك‌ترين واكنشي از خود نشان نداد ، در يورش به مهاباد و رحمت‌آباد با شيوه غارت وخشونتي همانند يك غيركرد در دوران نظام عشيره‌اي و ايلي با كردها رفتار كرد . نامه‌هاي برجاي مانده وي كه براي حكومت وقت به ويژه رضاخان نوشته شده ، سرشار از ستايش وچاپلوسي وتهي از خواسته هاي قومي است ، افزون بر اين وي با شيخ محمود برزنجي كه براي نخستين ‌بار خيزش ملي‌گرايانة قدرتمندي در كردستان عراق شكل داده و خودش را شاه كردستان در سليمانيه خواند , همكاري نكرد.(برويين سن 1383: 318) 

از اين مهم‌تر در جنبش آرارات به رهبري احسان نوري پاشا ، سيمكو  با گسيل نيرو همدوش با ترك‌هاي جوان در سركوب جنبش همكاري كرد . جاي شگفتي است كه سيد طه ، بدون توجه به موارد ياد شده به او پيوسته و در اروميه اقدام به انتشار روزنامة كردي - فارسي مي‌كند و برخي از خواسته‌هاي قومي را هم به زبان سيمكو جاري مي‌كند . برخي از رهبران احزاب سياسي معاصر كردستان ، سيمكو را پدر ملي گرايي كرد در ايران مي خوانند  كه درستي آن با توجه به كارنامه سياسي- نظامي او قابل ترديد است. بررسي وجمع بندي . نقش و كاركرد  سيمكو هيچگونه شباهتي با جنبش هاي مليون كرد هم چون جنبش آرارات در جنوب تركيه به رهبري احسان نوري پاشا نداشت  هيچ برنامه‌اي يا اعلاميه اي(مانيفست ) مبني بر خواسته‌هاي مردمي ، چون زبان كردي و ادارة مستقل مناطق و... ديگر ، هم چون شيخ محمود ، از سوي وي ارائه نشد . از سوي ديگر فتواي شيخ‌عبيدالله مبني بر كشتار شيعيان رافضي كه منظور آذري‌هاي غرب آذربايجان بود , اين احساس تمايز را ما بين كردها و آذري‌ها شدت بخشيد. از ديگر سو با شورش شيخ عبيدالله و به ويژه سيمكو ، جاي پاي حكومت هاي غربي‌(به گونه نمايان انگلستان ، و تا اندازه اي امريكا و البته روسيه ) در چالش‌هاي سياسي داخلي كشور در باره كردها به‌صورت جدي‌تري گشوده شد . عثماني‌ها در جنگ جهاني اول با فتواي جهاد , كردها را عليه روس‌ها تحريك كردند , از سوي ديگر روسيه نيز با در اختيار گذاردن اسلحه به برخي از اين جنبش‌ها، جاي پايي در منطقه باز كرد انگليسي‌ها نيز با واداشتن كردها عليه حاكميت مركزي عثماني ، فشار بر عثماني را بيشتر كردند برونداد اين راهكار پيچيده‌تر شدن شرايط منطقه بود. حركت سيمكو ، جداي از هزينه بسيار ، كشتار و خونريزي فراوان ، به دليل نبود برنامة ويژه براي ادارة جامعه و ناتواني در برقراري ارتباط با نخبگان  شهري ، سرانجام وجه عشيره‌اي آن بر وجه قومي‌اش برتري يافت . حركت سيمكو نشان داد ، از دورة صفويه تا پهلوي اول ، حكومت مركزي ايران، هيچ الگوي كارآمدي براي جذب مناطق كردنشين در نظام ملي نداشته ، و ‌جز اعمال زور و خشونت و تزوير در همراه‌كردن كردهاي كردستان شمالي، يعني مناطق كردنشين آذربايجان غربي  هيچ راهكار عمده‌اي براي ادارة كردستان ارائه نكرده است.  

      نكته قابل تأمل اين كه ، از دوران صفويه تا پايانه دوران قاجار، راهبرد عمومي كردها در كردستان شمالي ، به دليل استفاده ابزاري حكومت عثماني از كردان اين مناطق جهت اعمال فشار بر حكومت هاي ايران ، همواره رويكردي گريزان از حكومت مركزي ، وهمراه با تنش وچالش هاي سياسي- نظامي بوده . اين درحالي است كه دركردستان مركزي (كردستان اردلان ) به‌واسطة حضور توانمند خانوادة اردلان و برتري فرهنگ ملي در آن سرزمين ، اين چالش كمتر مشاهده شده تا جايي كه بيشتر سروده ها ونوشتارهاي تاريخي به گويش پارسي سروده ونوشته شده است. پس از شكل‌گيري واستقرار حكومت پهلوي ،‌ و سركوب شورش سيمكو ، چالش وبحران مناطق كردنشين وارد دوران نوين زندگي خود شد . استقرار حكومت پهلوي اول همراه با  نابساماني و هرج‌ومرج در جاي جاي ايران بود ، حركت شيخ‌خزعل در خوزستان ، ميرزاكوچك‌ در گيلان، كلنل پسيان در خراسان، سيمكو در كردستان و  غرب ايران (كردستان شمالي)  موجب شد تا در اين دوران، « مقولة امنيت»،  از اهميت ويژه اي برخوردار گردد. تيمورزاده مصطفی (وحشت در سقز: 1380) در تحليل چالش هاي ناشي از حركت‌هاي سيمكو شيخ‌عبيدالله و اشغال مناطق كردنشين از سوي روس‌ و عثماني‌مي‌گويد: " ملاحظه ‌فرماييد كه دولت و ملت ايران در آن‌موقع تا چه اندازه خوار و در فضاي گيتي مهتوك و مفلوك بود. ملت ايران مثل توپي بود كه لشكر خارجي از دو طرف آن را بازيچة خود قرار داده بود،  آن هم در خاك خودش، و الا چگونه بايد سه نفر از رجال نامي ايران (منظور رجال كرد است. م ) توسط بيگانگان (منظور عثماني‌ها . م ) اعدام شوند و بالغ بر صدهزارتومان غنايم ايشان تصرف شود،  علاوه بر اين تمام عشاير و اكراد را اجباراً به جنگ و محاربه با روس‌ها مي‌بردند. حال اگر ايرانيان امروزه در مقابل اين ننگ و فجايع خفت‌بار ديروز، جان و مال خود را در راه ناجي و قائد توانا, رضاشاه نثار نمايند, آيا باعث افتخار نيست؟"  اين سحنان نشان مي دهد كه اهميت امنيت همراه با اقدام تمركزگرايانه پهلوي اول  نه ‌تنها با مقاومت روبرو نشد كه مورد استقبال پاره اي از نخبگان نيز قرار گرفت ، به گونه اي كه چندتن از روحانيون نيز در آن هنگام نخست از حكومت وي پشتيباني ‌كردند.

      در دورة پهلوي اول , جداي از سخن در باره امنيت كه مورد  استقبال قرار گرفت،  توجه به نكاتي ديگر حائز اهميت است ، نخست آن‌كه دولت رضاخان به‌عنوان دولت ملي در ايران شكل گرفت ،‌ اين دولت به سان‌ دولت‌هاي مشابه در مغرب زمين براساس حق شهروندي پي ريزي نشد ، اين پارادايم يك اقتدار متمركز از بالا است  كه هدف نهايي آن نوگرايي يا روزآمد كردن فرهنگ ايراني بود و در اين راستا تلاش بسيار جدي صورت گرفت ، ‌دولت با تصويب قانوني در( 1307 ش) نسبت به يكنواخت سازي و متحدالشكل ساختن لباس مردم وجايگزيني پوشش فرنگي (نمونه هاي غربي و كلاه پهلوي )به جاي پوشش هاي سنتي به‌جز پوشش روحانيون رسمي اقدام كرد. به قول آبراهاميان(1377ش) ، نام هاي مناطق ونواحي گوناگون كشور نيز دگرگون شد . اين همسان‌سازي فرهنگي در جامعه‌اي با چند گونگي مذهبي - فرهنگي نابساماني هاي نويني را پديد آورد . جداي از  پيشينه نيمه رسمي گويش پارسي در كشور ، حكومت پهلوي نخست با محوري كردن گويش پارسي وارج ننهادن به گويش ها وگويشوران بومي به ويژه در سرزمين هاي كردستان ، زمينه را براي بروز چالش وتنش در دوره ‌هاي پس از خويش (دوره نبود قدرت ) فراهم كرد درواقع پس از كشتن سمکو و شيخ طه شمزيني از سوي رضا خان ، و محمودخان دزلى و محمودخان کانى سانان و پایان شورش شیخ محمود در عراق ، تمام اختلافات  ‌مابین سه کشور در سال( 1934م) بر سر مرز سه کشور به پایان رسید. (هاوار محمد رسول . سمکوبزووتنه‌وه‌ى نه‌ته‌وایه‌تى:  634 )  

بارزاني ها ، شورش قاضي محمد وجمهوري نوپاي مهاباد

      در دراز گاه نخستين جنگ جهاني ، شورش هاي بسياري  در كردستان ايران روي داد  به نظر برويين سن كردستان ايران وعرا ق در پايان دهه (1299ش/1920م)  آرام شدند. تركيه آخرين شورش بزرگ كرد را در (1317ش/1938م) فرو نشاند. اين برخورد با سركوبي خشن همراه بود. كردان در اين يورش وادار به كوچ اجباري شدند . جنگ دوم جهاني در ايران وعراق جنبش دو باره كرد را ممكن ساخت احزاب وتشكل هاي سياسي به شيوه زيرزميني و پنهان تشكيل مي شدند. در سال(23-1322ش  44-1943) شورش مسلحانه كوچكي به رهبري ملا مصطفي بارزاني در ميان كرد ها ي عراق وايران واكنش ها وپشتيباني هاي بسياري را بر انگيخت. در كردستان ايران ، مهاباد مركز وستاد اصلي جنبش هاي ملي كرد  بود . سستي حكومت مركزي وپشتيباني هاي  پنهان وآشكار نيروهاي اشعال گر شوروي ، اين امر را آسان ساخت. در سال (1325ش/1946م) مهاباد به تقليد از همسايه خود آذربايجان جمهوري مستقلي را اعلام كرد.  

      كردهاي عراق از جمله بارزاني ها نيز با ارتش چريكي ونيروهاي پارتيزاني خود از جنبش پشتيباني كردند. جمهوري سالي بيش دوام نيافت ، نيروهاي ارتش سرخ ايران را تخليه كردند ملا مصطفي و رزمندگانش ، مشهور به پيشمرگه با جنگ وگريز ، به شمال عراق باز پس نشستند بازماندگان تسليم شدند . رئيس جمهور قا ضي محمد و برادرش صدر و پسر عمويش سيف قاضي به دار آويخته شدند حزب مليون كردستان از هم پاشيد ، وتنها گروه هاي كوچكي از آن در پنهان به مبارزه ادامه دادند. كمي پس از آن، ملا مصطفي بارزاني به همراه پانصد تن از همراهانش با اقدام به راهپيمائي بزرگ خود و گذر ازنوار مرزي ايران وتركيه وارد شوروي شد.  نام قاضي محمد رهبر جنبش ملي كرد به عنوان نماد آرزوهاي بر باد رفته ودست نا يافته مردم كرد به اسطوره پيوست. با اين ، حال جهان در سال هاي دهه شصت شاهد ملي گرايي كردها نخست در كردستان عراق وسپس در كردستان : ايران وتركيه بود. (برويين سن 1381: 63-21) گوناگوني هاي مذهبی در جنبش های سیاسی کردهای ترکیه و ایران نيز نقش عمده ای ایفا نموده است. اگر سنی های کرد در ایران دوران صفویه به دولت عثمانی سنی مذهب روی داشتند، شورش های علویان مستقر در خاک عثمانی به نفع صفویه نیز آن روی سکه بود. در تاریخ معاصر ایران هیچ گاه کردهای جنوبی (کرمانشاه و ایلام) و نیز برخی از کردهای مرکزی یا اردلان (ساکنین گروس و منطقه قروه) که شیعه مذهب می باشند به جنبش های مرکز گریز کرد در شمال (آذربایجان غربی) روی نیاوردند ، كردهاي شيعه مذهب ياد شده نه تنها با كردهاي اهل سنت همراهي نکرده اند  که به شدت در برابر آنان ايستادگي نموده اند.  گوناگوني هاي زبانی گاه رسايي خود را در موازنه هاي سیاسی و درگیری های خونین و رقابت های بی پایان بین احزاب کرد به شدت نمایانده است ، چنان که یکی از كوشندگان چپ ایران که سال هايي را از دهه(1340ش) به اين سو ، در کردستان عراق گذرانده ، در گفتگو با حمید شوکت چنين می گوید:  " کردستان عراق کم و بیش بین دو جريان سورانی و بادینانی بخش بندي شده است که دو گونه گویش کردی متفاوت دارند. گویش سورانی تحت نفوذ طالبانی است که قلاذه و کوه سنجاب و اربیل و سلیمانیه تا خانقین را زیر پوشش دارد. گویش بادینانی که مرکزش زاخو است منطقه بارزانی است و تا ترکیه پیش می رود. هر دو نیرو كوشش می کنند در مناطق یکدیگر نفوذ کنند و اغلب میانشان درگیری نظامی پیش می آید. در تمام این مناطق جوانان کرد باید پیشمرگه شوند و نوعی سربازگیری وجود دارد."  شاید به همین دلیل باشد که از نظر برخی از ساکنان کرد شمال عراق ، درگیری دو جریان عمده عراق بیش از آن که ناشی از برخورد هاي باورمندانه و سیاسی باشد ، ناشی از گوناگوني های قومی وعشیره ای دو خاندان بارزانی و طالبانی ، و گوناگوني زبانی ساکنان مناطق زير نفوذشان است . هوشمند از قول یکی از ساکنان شمال عراق در سال( 1996 م) با توجه به درگیری دو جریان کرد مي گويد "  هر دو حزب بازرانی و طالبانی هم قوم و هم عشیره ای بودند، اگر چه هر دو از نظر مسائل ایدئولوژیک یک نوع بودند".

کردها در ايران نوين از مشروطيت تا دوران پهلوي اول

      در درازكاه انقلاب مشروطيت ، امپرياليسم آلمان و امپراطوري عثماني، با استفاده از اختلافات ملي مذهبي کردها و ديگر ايرانيان، كوشش در رسوخ به ايران از راه کردستان كردند. در دوره اول مشروطيت حرکتي در کردستان در جهت مشروطه ديده نشد. پس از به سلطنت رسيدن محمد علي ميرزا، ميرزا اسماعيل خان ثقة الملک به حکومت کردستان منصوب شد. وي به منظور گسترش انديشه مشروطه با شيوخ و روحانيون با نفوذ سنندج تماس برقراركرد. آيت الله مردوخ، روحاني کرد، نخست با مشروطه خواهان همکاري نمود ودر( 1325ق)به انجمن صداقت پيوست. انجمن هاي ديگري نيز به نام هاي کارگران، حقيقت، صلاحيت، و اخوت تشکيل شد ، که دريافت درست و پايايي درباره آنها در دسترس نيست .  با آغاز استبداد كوچك ، حکومت کردستان به دست شاهزاده ظفرالسلطنه سپرده شد وي از طرفداران استبداد بود.  و بدنبال آن انجمن هاي کردستان تعطيل شد . هم زمان پيمان محرمانه اي بين آيت الله مردوخ با مشير ديوان ، طرفدار استبداد بسته مي شود. " شب 16 رمضان (1326) محرمانه با مشير ديوان ملاقات نموده قرار داد بستيم که اگر دولت پيش برد او ما را حفظ کند و اگر ملت غالب آمد، ما او را حفظ کنيم" . همکاري با سالار الدوله و دولت روس ،  سازش  مقطعي و زماني با عثماني و آلمان و خدمت به پهلوي اول وانگليس ، از جمله چالش هائي است كه از سوي برخي پژوهش گران به مردوخ وارد شده تاريخ مردوخ در رابطه با فعاليت خود وي در زمان مشروطيت سند تاريخي خوبي براي شناخت حرکت خوانين و بازرگانان آن زمان در کردستان است.  با اين حال كوشش هاي سياسي نويني نيز به رهبري سيد يونس و شيخ ابراهيم وجود داشته ، که با گروه هاي مشهور به سوسيال دموکرات مربوط بوده اند.  به هرروي سستي بازار کردستان ، قدرت عشاير اسکان نيافته ، وا پس ماندگي و خان خاني در کردستان واپس گرا يي را در جنبش مشروطيت   بدنبال داشت. ( تاريخ مردوخ ، همان : 248 )  

      سالارالدوله و ديگر پايوران محمد علي قاجار به کردستان به عنوان پايگاه خود مي نگريستند. چالش هاي موجود در کردستان در راستاي مشروطيت تا زمان پهلوي اول ، لطمات زيادي را به جنبش هاي آذربايجان و مناطق ديگر وارد نمود. حرکت ايل شکاک به رهبري اسماعيل آغا (سيمکو) وسركوب خشن و قتل عام آسوريان و ارامنه در خوي و سلماس  از آن جمله اند .  به قدرت رسيدن پهلوي اول نقطه پاياني بر حكومت خان خاني و حرکت در جهت تقويت دولت مرکزي بود. انگليس که در اين دوران خواهان دولتي متمرکز در ايران بود ، از ايادي ايلاتي خود چون اسماعيل آغا شکاک جهت تقويت خانخاني در کردستان ترکيه و بدست آوردن مناطق نفت خيز موصل استفاده كرد . پس از پايان جنگ جهاني اول، کردستان عثماني بين سه کشور ترکيه، عراق، و سوريه (عثماني پيشين ، انگليس، فرانسه) طبق معاهده سور (1920) بخش بندي شد ، از آن هنگام به  اين سو ، در خواست مردم در باره يگانگي سه بخش کردستان ياد شده ، همواره به شکل وحدت ملي كرد طرح شده است. هرچند بخش هاي کردستان عثماني پيشين نيز ، در دوران نوگرايي ، بيش از پيش در اقتصاد کشورهائي که در آن ها جاي گرفتند رشد يافته اند، اما در ترکيه تعصبات قومي شديد، همواره به ادغام کرد ها، ارامنه، و ديگر اقوام ساکن آن سرزمين آسيب وارد كرده است.                                                         

جنبش ملا احمد هموندی شلماشی

 

      ملا احمد هموندی شلماشی مشهور به ملا آواره . فرزند ملا محمد امین هموندی شلماشی در سال( ۱۳۱۲ ش ) در روستای شلماش حومه سردشت دیده به جهان گشود . آموزش نخستين را نزد پدرش آموخت آن گاه براي فراگیری بیشتر به روستای ( اوایی ) نزد ملا صا لح بیژ وه رفت. او در زمینه‌های سیاسی فرهنگی و تاریخی وسخن سرايي نيز كوشا بود  ، بر اين اساس از همان آغاز جواني علیه نظام استبدادي حكومت پهلوي دوم و خوانین منطقه به مبارزه بر خاست ، وي مدت ها زبر پيگرد نیرو‌های دولتی بود. ملا آواره سرانجام در تاریخ( ۹ شهریور ۱۳۴۷ ش ) دستگیر و در برابر ديد مردم سردشت بردار شد. ملا در جریان شورش مردم کرد عراق علیه حکومت عبدالکریم قاسم به شهر سلیما نیه عراق رفت و در كنار کردان عراقي علیه بيداد واستبداد مبارزه كرد ، ملا احمد در سال( ۱۳۴۳ ش ) به کردستان ایران بازگشت و با چند تن از پيوستگان (کادر) حزب دمکرات کردستان ایران مبارزات سياسي را در منا طق الان - باسک کو له سه - سویسنی علیه حکومت آغاز كرد  . ملا احمد در سال( ۱۳۴۵ ش )به کردستان عراق تبعیدشد ، ودر آنجا با ياري ديگر مبارزان كرد چون سلیمان معین(فایق) ، اسماعیل شریف پور و عبدا لله معین اقدام به چاپ روزنامه (ارگان روز) بر عليه حكومت ايران کرد. ملا احمد در (۲۲   شهریور ۱۳۴۵ ) با افراد نامبرده در منطقه(الان ) اقدام به تشكيل کمیته مرکزی كرد در سال( ۱۳۴۷ ش)  دوستان وی هر کدام به یکی از مناطق کردستان رفتند وملا آواره به تنهایی شروع به مبارزه سیاسی نمود . پس از مدتي(  ۲۰ ) نفر از روستائيان به وی پیوستند.  در تابستان سال( ۱۳۴۷ ش) ، در برنامه اي از پيش در انداخته شده ، از سوي چند تن از عوامل نفوذي حكومت در روستای (دیوالان) از منطقه سویسنی سردشت ، از ملا آواره براي داوري و حل اختلاف دعوت مي شود . ملا آواره به همراه دو تن از یارانش به روستای دیوالان می‌روند ، و بي درنگ از سوي مأمورين حكومت دستگيروبه زندان جلدیان فرستاده مي شوند. سر انجام ملا آواره ودوتن از يارانش به مرگ محكوم و حكم صادره در (۹ مرداد ۱۳۴۷ ) در مورد وي و یارانش (مام رحمان ، ملا که چه ) اجرا ، و پیکرآنان در دامنه کوه گرده سور سردشت  به خاك سپرده مي شود.[i]



5- برويين سن .مارتين وان . ( 1383:  258- 253، 318 317 ، 322- 321 ، 332،  358-357  ، 381- 379)  / تيمور زاده مصطفی . وحشت در سقز: نگاهی به تحولات کردستان در فاصلة جنگ اول جهانی تا اعادة اقتدار دولت مرکزی (1302- 1293ش) (1342- 1334ق) به کوشش شهباز محسنی تهران 1380./ ارفع حسن . كردها يك بررسي تاريخي و سياسي به كوشش و ويرايش  محمد رئوف مرادي ناشر آنا چاپ اول، ۱۳۸۲./ ارفع 1966: 23-4 همان ياداشت:50/ .نظامعلي دهنوي .بررسي زندگي سياسي - نظامي شيخ عبيدالله شمزيني استاد راهنما دكتر علي اصغر مصدق، استاد مشاور دكتر كريم سليماني دانشگاه شهيد بهشتي دانشكده ادبيات وعلوم انساني پايان نامه كارشناسي ارشد تاريخ.مهر (1380)

در ميانه سده نوزدهم شيوخ نهري و مير امارات كوچك شمدنيان شكلي ازحكومت دوگانه را در اين منطقه كه در جنوب حكاري جاي داشت پي ريختند، (نيكتين . مقاله شمدينان  ، دايره المعارف اسلام) ، شيخ طه( اول) ، با برانگيختن احساسات كردها عليه مسيحيان نفوذ بسياري در امارت كسب كرد، پس از اسارت بدر خان بيگ وي به نهري  پايگاه موسي بيگ مير شمدينان گريخت ، در سال (1849) موسي بيگ تنها ميري بود كه به شيوه رسمي تسليم تركها نشده بود، با اين حال موقعيت او بسيار لرزان ونفوذ سيد طه در حال چيرگي بود (ليارد 1853ج1: 376، برويين سن 1383: 374) ، در زمان عبيدالله پسر شيخ طه تمام قدرت مادي امارت بدست شيخ افتاده بود ، وي در عمل حاكم منطقه اي  گسترده بود.

شيخ عبيدالله نهري رئيس سادات نهري(روستايي در حكاري كردستان عراق است ) وابسته به طريقت قادري است كه بعد ها از سوي شاگرد خويش مولانا خالد كه پيشتر توسط خود وي به طريقت قادري پيوسته بود ، به فرقه نقشبنديه پيوست واژه شمدينان گويش كردي خاندان شمس الدين است كه شيخ عبيدالله بدان منسوب است .

+ نوشته شده توسط mohammad khanichehri خانی چهری محمد در چهارشنبه ششم دی 1391 و ساعت 0:6 |


Powered By
BLOGFA.COM